<?xml version='1.0' encoding='UTF-8'?><?xml-stylesheet href="http://www.blogger.com/styles/atom.css" type="text/css"?><feed xmlns='http://www.w3.org/2005/Atom' xmlns:openSearch='http://a9.com/-/spec/opensearchrss/1.0/' xmlns:georss='http://www.georss.org/georss' xmlns:gd='http://schemas.google.com/g/2005' xmlns:thr='http://purl.org/syndication/thread/1.0'><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658</id><updated>2011-07-31T04:20:47.684+04:30</updated><title type='text'>روزنه</title><subtitle type='html'></subtitle><link rel='http://schemas.google.com/g/2005#feed' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/posts/default'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default?max-results=100'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/'/><link rel='hub' href='http://pubsubhubbub.appspot.com/'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><generator version='7.00' uri='http://www.blogger.com'>Blogger</generator><openSearch:totalResults>46</openSearch:totalResults><openSearch:startIndex>1</openSearch:startIndex><openSearch:itemsPerPage>100</openSearch:itemsPerPage><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-532577162140543351</id><published>2009-08-17T12:05:00.002+04:30</published><updated>2009-08-17T12:15:38.865+04:30</updated><title type='text'></title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;فيلترشدن آدرس سايت ها و وبلاگ ها درايران تنها به دليل نوشتن مطلبي مغاير با اهداف سياسي حكومت تبديل به امري عادي شده از سال 81 كه وارد دنياي بلاگ شدم، حالا براي چهارمين بار بايد ازنوشروع كنم. البته اينو هم اضافه كنم كه باراول بلاگم تنها سه ماه دوام داشت . اين آخري حدود سه سال شد.براي كساني كه ازداخل يا خارج ازكشوربي يا با فيلترشكن به اين بلاگ سرمي زنند آدرس جديدم رو مي نويسم :&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;a href="http://rozaneh1.blogspot.com/"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:arial;"&gt;http://rozaneh1.blogspot.com&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/a&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-532577162140543351?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/532577162140543351/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=532577162140543351' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/532577162140543351'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/532577162140543351'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2009/08/81.html' title=''/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-5156011247610901637</id><published>2009-08-03T08:56:00.002+04:30</published><updated>2009-08-03T08:57:57.553+04:30</updated><title type='text'>ازجنبش مشروطه تا جمهوري ايراني</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;از14 مرداد 1285 كه فرمان مشروطيت به مهر مظفرالدين شاه ممهورشد، مردم ايران درراهي گام نهادند كه مي توان از آن به جاده دمكراسي ياد كرد. مسيري كه ديگر يك نفر به عنوان حاكم ، قدرت مطلق را دردست نداشت بلكه مي بايست بخشي از اختيارات حكومتي را به نمايندگان ملت واگذارد. در واقع سرسپردن شاه به خواست نخبگان ومردم براي اصلاح حكومت از شيوه مطلقه به رويكرد مشروط به قانون حركتي تاريخ سازو پيروزي بزرگي براي مردم ايران بود. اگر چه تشكيل پارلماني كه حضور دست كم پنج نفر از مجتهدين جامع الشرايط در آن تاكيد شده بلكه راي آنان براي نمايندگان ديگر مطاع دانسته شد، نشانگرآن است كه اين ثمررا به عنوان كف يك نهاد دمكراتيك بايد قلمداد نمود. اما مصلحان ايران به فراست دريافتند كه ريشه دواندن و تعميق بخشيدن فرهنگ دمكراسي در لايه هاي اجتماعي مستلزم آن است تا حداقل ها را مغتنم شمرده و بتدريج اين مسير دشوار پيموده گردد. بزرگي جنبش مشروطه ازآنجا آشكار مي شود كه بخاطرآوريم درآن برهه درسراسرقاره آسيا تنها يك كشورديگر(ژاپن) داراي پارلمان بود. آنهم نه براثر حركت نخبگان ومردم بلكه به خواست امپراطوروقت ژاپن كه تمايل به اصلاح دررويكرد حكومت داشت. واندكي بعد عثماني نيزمتاثرازاين جنبش به رژيم پارلماني روي آورد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دستاورد مشروطه خود مشخصه ي شروع عصر نو درسنت حكومت داري كشورمان بود و البته همچون هر تلاش بشري كه درمسير تكاملي به رشد وبالندگي مي رسد در آغاز خالي از نقص نبود.&lt;br /&gt;نخستين نقصان آن بود كه با توجه به هنجارهاي سياسي – تاريخي كشورمان ابقاي يك فرد درراس هرم قدرت ولو به صورت مقيد و مشروط دربلند مدت منجر به بازتوليد حكومت مطلقه گرديده چنانكه درعمل نيز با وجود نهاد پارلمان اينگونه شد و زمامداري خودكامانه و ديكتاتورمآبي دهه ها براين كشور سايه افكند. به رغم فراز و فرودهاي ساخت قدرت كه دربازه هاي معين زماني موجب نفس تازه كردن نهال دمكراسي مي‌شد اما حاكميت ديكتاتوري هيچگاه از عرصه سياسي ايران به طوركامل رخت برنبست. آنگونه كه هنوز هم يكي از شعارهاي اصلي مردم درتجمعات اعتراضي نفي ديكتاتوري است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گرچه در انقلاب بهمن با تغيير نظام حكومتي از سلطنت به جمهوري ممكن بود كه يكي از دو ايرادات بجاي مانده از مشروطه رفع شود اما به دليل پا برجاي ماندن نقيصه ي ديگركه حضور نهاد دين درحكومت بود. درمدتي نه چندان درازهرآنچه با مجاهدات ملت حاصل شد دوباره برباد رفت.حكومت هاي تئوكراتيك حتا با شعارها و صورت دمكراتيك درنهايت به ابسلوتيسم(مطلق گرايي) و اليگارشي(حكومت يك طبقه) منجرمي‌گردد. اين امر ناشي ازآن است كه بين خواستگاه دمكراسي كه راي مردم است و خواستگاه تئوكراسي كه راي منبعث از احكام دين است تمايزوجود دارد. وماهيت واقعي حكومتي كه بخواهد اين دورا درهم آميزد آنگاه روشن مي شود كه اختلاف راي بين اين دو سرچشمه حكومت رخ نمايد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;جنبش دمكراسي خواهي اخيرمردم ايران داراي ابعاد درخورتامل است كه چشم اندازحركت تاريخ ساز ديگري را ترسيم مي كند. يكي ازخواست هاي مردم دراين جنبش درسردادن شعار استقلال، آزادي، جمهوري ايراني متجلي است. اين شعارنمايانگرآن است كه جنبشي كه يك قرن پيش با تاسيس عدالتخانه و مشروط كردن حكومت سلطنتي آغاز شد وابرازراي نمايندگان پارلمان مقيد به نظرمجتهدين بود، درآخرين درخشش خود بر مطالبات ناتمام خود پاي فشرد كه تاكيدي برپالودن نهاد حكومت ازنهاد دين است. مفهوم ديگراين شعارآن است كه اگردرآغازجنبش مشروطه اين نخبگان جامعه بودند كه سرمنشا رفرم درساختارحكومت شدند اما امروز با گسترش فرهنگ دمكراتيك اين مردم اند كه گام اساسي ديگر درتحول ساختارسياسي را برداشته و جمهوري ناب را طلب مي كنند.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-5156011247610901637?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/5156011247610901637/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=5156011247610901637' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/5156011247610901637'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/5156011247610901637'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2009/08/blog-post.html' title='ازجنبش مشروطه تا جمهوري ايراني'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-5280939155231498181</id><published>2009-07-18T16:24:00.001+04:30</published><updated>2009-07-19T09:09:52.067+04:30</updated><title type='text'>جنبش كنوني ايران، نگاهي ديگر</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;به ياد داريم كه تا پيش از انتخابات دهم رياست جمهوري درميان منتقدين و مخالفين حاكميت اقتدارگرا دو نظريه مشهود بود. يكي ديدگاه مدافعان اصلاح ساختار كه براين باور بودند چنانچه مشاركت حداكثري رخ دهد حاكميت نمي تواند به آراء مردم دستبرد زند. آن ها 2 خرداد 76 را شاهد مثال مي آوردند.&lt;br /&gt;رويكرد ديگر مربوط به گروه هاي خواهان دگرگوني ساختار بود كه اعلام كردند گرچه درپاي صندوق راي نمايشي حاضرنمي شويم اما ازفضاي انتخابات براي بسترسازي جنبش هاي اجتماعي استفاده مي كنيم.&lt;br /&gt;آنچه به وقوع پيوست درعمل استقبال عمومي از رويكرد نخست بود اما به دليل آنكه درفرجام، نتيجه مطلوب آن ديدگاه حاصل نشد آنچه تداوم پيدا كرد منطبق برخواست جريان تحول جوي ساختارسياسي شد.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;برپايه اين گزاره ها به نظر مي رسد هرگاه درراستاي فهم وضع موجود بخواهيم تنها مدل هاي انقلابي يا رفرميستي متداول درجهان را مبناي تحليل شرايط كنوني ايران قراردهيم، دچار نارسايي تحليل خواهيم شد। به عبارت ديگر پيگيري وقايع اخير كشورمان مي تواند بيانگراين مساله باشد كه شرايط گذارازحاكميت اقتدارگرا به حاكميت دمكراتيك درايران نسخه مخصوص به خود دارد كه دركشورهاي ديگر تجربه نشده است. به عنوان نمونه درجنبش دمكراسي طلبانه كنوني گرچه مصداق يا مصاديقي به عنوان نماد رهبري جنبش تعريف شده اما درعمل اين حركت مردمي است كه رهبري را با خود به جلو مي راند. و درواقع آن نماد چندان از قالب نمادين خود فاصله نگرفته و تنها مستمسكي براي تشخيص هويت جنبشي است كه در حصار حاكميت اقتدارگرا از بستر رفرم برخاسته و بر دامن دگرگوني ساختار نشسته است. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;اين دردنيا امر بي پيشينه نيست كه ازامكاناتي نظير فضاي انتخاباتي و بطور كلي ظرفيت هاي قانوني هرحكومت براي نيل به يك مقصد اعلام شده سياسي بهره برداري شود। يا حركتي با مضمون نفي ساختار سياسي ازروزنخست رويكردهاي راديكال را بروز دهد. اما شايد اين بي سابقه باشد كه مردمي از ابزار قدرت وعمق استراتژيك يك حكومت براي استحاله ماهيت آن استفاده كنند. حركت هايي نظير سردادن شعارهاي شبانه درقالب تكبير كه تاپيش ازاين وقايع حكومت آنرا به نشانه ي پايگاه مردمي خود به رخ مي كشيد و به تدريج طرح شعارهاي صريح ترنظير مرگ برديكتاتور دركنارآن ، يا حضور درنمازجمعه كه حكومت آنرا مظهر بدنه ي اجتماعي خود تلقي مي كرد اما تسخيراين پايگاه وتبديل آن به تريبون اعتراضات به نحوي كه حاكميت مجبوربه سركوب نمازگزاران شود و اي بسا دردست گرفتن راهپيمايي هايي كه ازاين پس حكومت بخواهد اعلام كند و... متد هايي است كه نه درمدل اصلاحات ازبالا و نه انقلاب خشونت آميزنمي گنجد. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;ازسال 76 و به ويژه جنبش 18 تير به بعد گروهي درحاكميت براين باور بودند كه با تهيه فهرستي از نيروهاي سياسي موجود كه سرمنشا حركت هاي اعتراضي تلقي مي شدند وسپس با حذف يا حبس آنان شرايط بي دغدغه براي تداوم حاكميت اقتدارگرا فراهم خواهد شد। شايد اين فرضيه ازآنجا سرچشمه گرفت كه حاكميت تصوركرد رويكرد دمكراتيك مردم به شيوه اصلاحات از بالا صورت خواهد گرفت। حاكميت برمبناي اين تحليل نخستين راهكاري كه پس از انتخابات اخيربه منظور فرونشاندن جنبش اعتراضي به كاربست اجراي همين فرضيه بود।&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;درواقع سياست حذف ليستي علاوه بر موضع گيري دربرابر حركت اصلاح ازبالا خود برمبناي يك استراتژي كلان ديگر به نام النصر بالرعب بود।همان استراتژي كه طي يك دهه اخيرحاكميت سعي وافردركاربست آن نمود و ظهوردولت نظامي امنيتي نقطه اوج اين نوع نگاه به عرصه سياسي بود. اما درچالش اخير مردم و حكومتگران و با گذشت بيش از يك ماه از اين رويكرد مشخص شد كه اعتراضات نه تنها فروكش نكرد بلكه ضمن رسوخ درجايگاه هايي كه منبع قدرت حاكميت فرض مي شد. چهره هاي اصلي نظام نظير رفسنجاني را نيزوادار به موضع گيري در جهت مطالبات خود نموده است. درواقع سخنان روز جمعه رفسنجاني را بايد نمودي از مختصات ويژه جنبش اجتماعي اخيرتلقي كرد. جنبشي كه نه تنها ابزارهاي سياسي بلكه چهره هاي حكومتگران را نيز مستحيل ساخت. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-5280939155231498181?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/5280939155231498181/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=5280939155231498181' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/5280939155231498181'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/5280939155231498181'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2009/07/blog-post_18.html' title='جنبش كنوني ايران، نگاهي ديگر'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-329027086199556541</id><published>2009-07-07T17:05:00.002+04:30</published><updated>2009-07-07T17:08:53.141+04:30</updated><title type='text'>شب های توحید</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;به روال شب های تابستان برق قطع شده بود. هوای گرم و دم کرده راه نفس را تنگ می کرد. سیاهی شب دراعماق جان چنگ می زد. خبرهای بد و ناخوش ازدرودیوارمی بارید. آن شب درکورسویی  با موج رادیو ورمی رفتم تا به قیمت تحمل پارازیت ها ی آزار دهنده شاید خبری از اوضاع بشنوم. اگربرق هم قطع نمی شد مانند خیلی ها با تلویزیون دولتی میانه ای نداشتم. چراکه جز اغوای مردم و واژگون سازی حقایق برای خود رسالتی قایل نبود. الحق که بچه ها ی دانشجو شعاردرستی می دادند(نفرت هرایرانی سیمای لاریجانی) دراین شرایط جز اینترنت و رسانه های فارسی زبان بین المللی راهی برای اطلاع از اخبار باقی نمی ماند.&lt;br /&gt;مجری برنامه درحال پخش خبربازداشت سیف وگروهی ازاعضای حزب ملت بود. درهمین اثنا زنگ تلفن بصدا درآمد. احمد بود. صدایش نسبت به قبل متفاوت بود. با صدای خشک ومضطربانه تند تند گفت :&lt;br /&gt;-         مامورا به دفتراتحادیه حمله کردن. (تا اینجای قضیه خیلی عجیب نبود)اما  اضافه کرد.&lt;br /&gt;-          اونا ازبالای دیوار مسلحانه وارد شدن. بچه ها رو اذیت کردن ، هرکس اونجا بود بردن. کامپیوترا ،پوشه ها و... همه چیزرا بردن....&lt;br /&gt;مشخص شد که این هجوم غیر ازیورش های معمول است. در این فکر بودم که می خواهند پرونده اتحادیه دانشجویان و دانش آموختگان را برای همیشه ببندند.&lt;br /&gt;گفتم : تو را بازداشت نکردند.&lt;br /&gt;گفت: می خواستن منو ببرن .به اونا گفتم من سیاسی نیستم. کارای فنی برای چاپ نشریه انجام می دم . اما اگرمنو ببرین تا آخرعمربا شما دشمنم. مامورا رهام کردن. به شرط اینکه به کسی چیزی نگم.&lt;br /&gt; آخرین حرفش این بود: فردا دفترنیا...&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;روز سه شنبه محمد رضا را ازمقابل دانشگاه تهران بازداشت کرده بودند. چندی بعد منوچهرو اکبر راگرفتند.اما حمله گسترده به اتحادیه وجبهه متحد دانشجویی بعد از23 تیروراهپیمایی حامیان حکومت آغازشد. دامنه این یورش حزب ملت ایران، حزب پان ایرانیست وبرخی نیروهای مستقل سیاسی رادربرمی گرفت. این درحالی بود که اعضای مرکزی یک گروه دانشجویی به یمن لجستیک جناحی از حکومت درآن ایام به سفرحج رفتند تا ازفرود تیرهای بلا درشب حادثه درامان بمانند. 25 تیربه منزل دکترامامی یورش بردند.او هم بازداشت شد.&lt;br /&gt;روز 26 تیر عازم محل کار شدم. مطمئن بودم که سراغم خواهند آمد. حدود ساعت 11 صبح سارا زنگ زد. طبق معمول آرام نداشت.&lt;br /&gt;گفت : شما رو نگرفتن؟&lt;br /&gt; با خنده گفتم « هنوز» که نه.&lt;br /&gt; ازوضع تعدادی ازبچه ها خبرداد. دو ساعت  ازاین تلفن نگذشته بود که ماموران رسیدند. شمارشان حدود 10- 12 نفربود. تلاش کردم برترس فائق شوم. آنها درمقابل دیدگان کنجکاو همکارانم مرا بردند. رفتارشان محتاطانه بود. به سوی یک «ب ام و» هدایتم کردند. ازفردی که به نظرم سرتیم شان بود حکم خواستم . کاغذی را باز کرد و بدون اینکه بتوانم بدرستی بخوانم لحظه ای نشانم داد. تنها نام گروه طبرزدی و یک ردیف اسم را دیدم.&lt;br /&gt;براه افتادیم. یک ماشین جلو تر حرکت می کرد. یک ماشین هم ازپشت می آمد. دست کم یک موتورسوارما را همراهی می کرد. سرتیم جلو کنارراننده نشست.عقب،یک مامورسمت راست ویک مامورهم سمت چپ من نشستند. برای اینکه از سنگینی فضا بکاهم . گفتم :&lt;br /&gt;-         این کارا لازم نبود، اگراحضاریه می فرستادین می آمدم دادگاه.&lt;br /&gt;سرتیم عملیات با طعنه گفت:&lt;br /&gt;شماها که از این کارا بدتون نمی آد। حالا دیگه مشهور می شین.پس ازاین گفتگوی کوتاه بلا فاصله به من یاد آورشد که حق حرف زدن ندارم و اگرحرکت نابجایی انجام دهم طور دیگری با من برخورد خواهد شد. توی دلم خندیدم .باخودم گفتم من با این دوتا عصا وشما با این همه مامورو اسلحه، مگه چه کاری قراراست انجام بدم؟! به سوی منزلمان روانه شدیم تا مورد تفتیش مامورین قرارگیرد . &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;سرپل تهران نو که رسیدیم، یکهو خودرو توقف کرد. ماموری که کناردستم بود با یک حرکت سریع مسلسلی که به آن کوچکی ندیده بودم ازبغل کتش درآورد و از ماشین بیرون پرید. به نظرم آمد چیزی شبیه یوزی بود.با خودم گفتم یوزی اسراییلی دست ماموران جمهوری اسلامی!( اما چند سال بعد نمونه مشابه دیگری را شاهد بودم. وقتی در تیرماه81 بازداشت شدیم.مامورین دستبند های سفتی بدستمان زده بودند. چنان به مچ دستمان فشارمی آورد که انگارمچ دست درحال قطع شدن بود. یکی ازآن مامورین که متوجه قضیه شده بود با ریشخند گفت اینها اسراییلیه، مال رفقای شماست. دکترامامی هم بدون فوت وقت به آن مامورجواب داد : فعلاً که اینها درخدمت شماست.)&lt;br /&gt; موتوری که جلو حرکت می کرد برگشت . فاصله ای را به عقب رفت ودورزد. ماموری که ازخود رو پیاده شده بود صحبتی با او کرد وسوارشد، دوباره راه افتادیم. ظاهراً آنها ترس داشتند که تعقیب شده باشند.&lt;br /&gt;منزل ما افسریه بود. مامورین بدون آدرس گرفتن نیمی ازراه راطی کردند اما نزدیکی منزل ازمن آدرس خواستند. وقتی به منزل رسیدیم. همسرم بی خبرازاوضاع مشغول امورخانه بود. فرزند خردسالم سرگرم نقاشی کودکانه اش بود. با ورود مردان ناشناس که بی اجازه مشغول زیروروکردن وسایل خانه شده بودند، خانواده ام دچاروحشت شدند. تلاش کردم به آنها آرامش دهم. پس ازبازرسی موقع خروج سرتیم آن گروه به من گفت بهتره با خودت لوازم شخصی رو بیاری. چون مدتی باید اونجا باشی.&lt;br /&gt;همسرم گفت: نکنه بازم مثل دفعه قبل باشه که ...(منظورتحصن 15 تیردربرابردفترنمایندگی سازمان ملل بود که دراعتراض به بازداشت مهندس طبرزدی برگزار و منجربه بازداشتمان شده بود.) ماموربی توجه به بقیه حرفش گفت : پس سابقه هم داری. بعد بدون اینکه معطل درگرفتن گفتگوی تازه شویم مامورین مرا با خود بردند. این باربخشی ازمسیرکه طی شد گفتند باید سرت را ببری پایین.برای اطمینان خاطر یکی ازمامورین سرم را به سوی کف خود رو فشار داد. بعد ازمسافتی سرتیم با بی سیم مکالمه ای انجام داد.شنیدم که می گفت :به سوی مهمانسرا حرکت می کنیم. لحظاتی بعد احساس کردم که ازیک زیرگذری عبورکردیم و به محوطه ای وارد شدیم. این همان مهمانسرا بود . درآن حال سرود سوم از دوزخ (کمدی الهی) دانته به ذهنم آمد:&lt;br /&gt;ازمن داخل شهرآلام می شوند&lt;br /&gt;ازمن به سوی رنج ابد می روند.&lt;br /&gt;از من پا به جرگه ی گمگشتگان می گذارند&lt;br /&gt;.... ای کسانیکه داخل می شوید دیگردست ازهرامیدی بشویید.&lt;br /&gt;و این زندان مخوف جمهوری اسلامی بود که حکومت آنرا« توحید» نامید. همان جایی که رژیم سابق به عنوان کمیته مشترک ضد خرابکاری شدید ترین شکنجه ها را روا داشت. زندانی مدور تا کسانی که درآن گرفتارشدند هیچ مفر و گریزگاهی نداشته باشند.&lt;br /&gt;اولین دوره حبس را دربند 400 و در سلول انفرادی 404 گذراندم। گویا مدتی بعد پرویزراهم به همین سلول  آوردند. بخاطر اسباب کشی منزل، اطلاعات نتوانسته بود اورابیابد و حدود دوهفته بعد بازداشت شد. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;نخستین روز که وارد سلول انفرادی شدم شروع به خواندن دیوارنویسی هایی نمودم که افرادی که پیش ازمن درآنجا بودند به یادگارگذاشتند. چوب خط ها را شمردم . هیچ کدام کمترازچند هفته نبود. یکی حدود شش ماه بود، بعد آخرش نوشته بود فردا می رم اوین. ازمطالبی که روی دیوار نوشتند معلوم بود که جزآدم های سیاسی افرادی هم درارتباط با تجارت مواد مخدررا به آنجا می آوردند. یک نوشته توجهم را جلب کرد: من گنگ خواب دیده وعالم همه کر- من عاجزاز گفتن و خلق از شنیدنش. یکی هم ازروی شیطنت تصویر یکی ازانگشتان دست را زیر دریچه ای که زندانبانان ازآنجا سرک می کشیدند، رسم کرده بود. افراد سیاسی نوشته هاشان جالب بود اما غیرسیاسی ها حرف های ناامید کننده می نوشتند. فکرکردم امید مهمترین احساسی است که ازدیوارنوشته ها باید به خواننده منتقل شود. بنابراین آنجا نوشتم. می رسد مردی که زنجیرغلامان بشکند...&lt;br /&gt;روزهای اول از تبعات حبس طولانی نگران بودم। اما به تدریج این احساس درمن قوت گرفت که آب که ازسرگذشت چه یک وجب چه صد وجب.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;بازجویی ها باچشم بند صورت می گرفت.شاید این نمادی از آن بود که اینان مردمی می خواهند که چشم بینا(آگاهی) نداشته باشند. داخل سلول جزدوپتو و یک مهرهیچ چیزدیگرنبود. برای کسانی که مدام با خبر، تحلیل و آگاهی های گوناگون سروکاردارند، قرارگرفتن درشرایط بی خبری مطلق از دنیای خارج ومکانی که جزدیوارهای بی روح قرینی نیست . بی اطلاع اززمان و موقعیت مکانی ساعت های متمادی را گذراندن به خودی خود رنج آوراست . حال اگر انتظار سرنوشت مبهم وشرایط نامساعد دیگر را هم به آن اضافه کنیم ملال بیشتری را به همراه خواهد داشت.  شب ها و روزها زیر نور مصنوعی قرار داشتیم. مساحت سلول چنان بود که هنگام خوابیدن فرد باید در طول سلول درازمی کشید چون عرض سلول آن قدر نبود که چنین کاری میسرباشد. دریچه کوچکی به عنوان پنجره نزدیک سقف بود. یک روز که زندانبان فراموش کرد عصایم را وقت ورود به سلول ازمن بگیرد. به کمک عصا تکیه گاهی درست کردم و ازآن بالا رفتم تا با گرفتن لبه ی آن دریچه ، خودم را بالا کشیده و محوطه را نگاه کنم .البته آن روز تلاشم ثمرنداد اما دریک فرصتی که برای رفتن به سرویس بهداشتی فراهم آمد حیاط زندان را دیدم.&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;سلول کناری ام فردی بود که گویا با تسبیح شب و روز بر دیوار می کوبید .آن هم آزاری مضاعف را فراهم می کرد. متوجه شدم منوچهر دو سلول آن طرف ترهست. صدایش مدام به گوش می رسید. برای کاهش رنج هایش سعی کردم با صوت آهنگ ای ایران را سردهم اما او نشنید.&lt;br /&gt;بازجوی روز نخست ما چندان مسلط نبود. تنها هنرش تند خویی بود اما ازروز بعد بازجوها عوض شدند. به نظرمی رسید ازنیروهای رده بالای اطلاعات باشند. یکی از آنها ادعا کرد که دانشجوی دکترای علوم سیاسی هست. صدای درشتی داشت.مدام هم تلفن همراهش زنگ می زد. به نظرتاجر مسلک بود. اکنون که ده سال ازآن ماجرا گذشت اگرآن صدا را بشنوم. بی تردید می شناسمش. از گفته هایش برمی آمد که جزو جناح راست حکومت است.&lt;br /&gt;بازجوی دیگر لهجه مشهدی داشت. ادعا می کرد فوق لیسانس حقوق دارد. ازحرف هایش استنباط می شد که ازجناح چپ حکومت است. نخستین روز که با چشم بند و همراهی یک ماموربه سوی اتاق بازجویی می رفتم .درسالن صدای ضجه دردناکی شنیدم. فرد همراه گفت: اینها عناصربمب گذارند. ما «اشداء علی الکفار رحماء بینهم» هستیم. این خودی و غیرخودی خواندن انسان ها منطقی بود که بیرون اززندان هم با آن آشنا بودم. اما نمی دانم کسانی که درشرایط نامساعد ماه ها درزندان اسیرآنها بودند را می بایست جزو کدام گروه خواند. بعدها بازهم دراثنای بازجویی ها صدای ناله و فریاد می شنیدم .بازجوی چپ برخلاف آن مامور دلیلی غیرازکفروایمان مطرح می کرد. او می گفت این صدای افرادی است که بیمارشدند و توضیح می داد که ما دراینجا امکانات درمان بیماران را داریم. آن زمان هنوز اکبرمحمدی دربستربیماری درزندان جان نداده بود. تنها چیزی  که درهربازجویی به چشم می آمد کاغذی بود که این عبارت را درسربرگ داشت النجات فی الصدق!!&lt;br /&gt;بازجویی ها معمولا دو نوبت (از صبح تا یک یا دو ساعت پس ازظهر) و عصر تا شب ادامه داشت. اما گاهی نیمه های شب بیدارمان می کردند تا بازجویی شویم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درشبانه روز تنها سه بارحق استفاده از سرویس های بهداشتی بود. تا دوهفته نخست امکان استحمام نداشتم.&lt;br /&gt;حدود چهل روزامکان ملاقات نبود. پس ازآزادی باخبرشدم که خانواده ام نامه نگاری کردند. همچنین درگفتگو با نشریه آبان نسبت به بی خبری ازوضعیتم اظهارنگرانی کردند. ماه اول ازهواخوری خبری نبود. بعدها هفته ای یک بار دراتاقی که سقف نداشت به عنوان هواخوری یک ربع قدم می زدیم.&lt;br /&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;من و تعدادی از دوستانم  ازنظرروحی تحت شکنجه بودیم اما برخی نظیراکبرمحمدی ، محمد رضا کثرانی، منوچهرمحمدی، احمد باطبی آنگونه که خود تعریف کردند ازنظرجسمی نیزشکنجه شدند.&lt;br /&gt;درفرجام حبس انفرادی دربند 400 به سلول عمومی دربند 600 منتقل شدم। مدتی هم مرابه بند دیگری که 200 یا 100 بود بردند. فضای بند عمومی تقریبا دوبرابرانفرادی بود. دونفردیگربه جزمن درآن فضا سهیم بودند.اما مدتی بعد مرابه بندی بردند که آنرا هم بند عمومی خواندند اما فضایش همان سلول انفرادی بود و تنها یک نفربه آن فضا اضافه شده و چون دو نفر بودیم عمومی تلقی می شد. یک امتیاز دیگربند عمومی آن بود که امکان ورود روزنامه به بند (البته کیهان وجمهوری اسلامی) فراهم بود. یک روز درروزنامه خواندم که وزیر اطلاعات گفته بود کلیه بازداشت شدگان 18 تیرآزادشدند . این مساله هم باعث تعجب شد ،هم نگرانی . تعجب ازاین دروغ واضح ونگرانی نسبت به اینکه چه برنامه ای برای کسانیکه درسلول ها مانده اند خواهند داشت. نکته منفی بند عمومی وجود عناصرخبرچین است تا اطلاعاتی که درحین بازجویی به دست نیامد ازآن طریق کسب کنند. خبرچین بند ما هم زود شناسایی شد اما تا لحظه آزادی به رویش نیاوردیم. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;روزی صدای مستمرغرش موتوری بگوشمان خورد. یکی ازهم بندی هایم که سابقه بیشتر از حبس داشت گفت هروقت می خواهند کسی را شکنجه کنند این موتوررا روشن می کنند تا صدایش شنیده نشود. صدای این موتور روزهای دیگرهم بگوشمان رسید.&lt;br /&gt;یک روز ماموری اعلام کرد هرکس مایل به ملاقات با خانواده است درخواست کند. آنها این گونه ملاقات ها را نه به عنوان حقوق زندانی بلکه به عنوان امتیازی که به زندانی می دهند تلقی می کنند. من درخواست نداشتم اما روز بعد مرا هم برای ملاقات فراخواندند. گفتم من درخواستی ندادم . مامورگفت: خانواده ات آمده اند، بگوییم برگردند؟ دیدم این مایه آزارخانواده می شود، پس ملاقات را پذیرفتم. برای ملاقات باید به اوین می رفتیم. گرچه توحید ازاوین مخوف تربود. اما به درست یا غلط تصور ما این بود که محبوس شدن دراوین جایگاه خاص خود را دارد. البته سه سال بعد ازاین ماجرا مهمان اوین(بند دو الف) هم شدیم.&lt;br /&gt;ملاقات با خانواده گرچه ممکن است برای خانواده تسلی بخش باشد। اما رنج های زندانی را دوچندان می کند.چرا که خبرهای بیشتری ازدشواری های آنان می شنود درحالی که کاری ازدستش ساخته نیست.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;مدتها بود که از بازجویی خبری نبود. گرچه  بازجو ها صحبت از ده تا 15 سال حبس می کردند اما احساس من آن بود تا مهر و شروع سال تحصیلی زندانیان را آزاد می کنند .یک روز خبردادند که باید به خانواده بگویم که سندی به عنوان وثیقه به دادگاه بیاورند تا آزاد شویم. گفتم ما چنین سندی نداریم. آنها تلفن منزل را گرفتند و من موضوع را گفتم. چند روز گذشت باردیگر مراخواستند گفتند چرا سند نمی آورند، گفتم چنین سندی نداریم. صحبت ازاین بود که می خواهند وثیقه را کم کنند تا اینکه خانواده سندی فراهم کردند و پس از53 روز حبس آزاد شدم. سند تا 5 سال رهن دادگاه ماند تا اینکه درسال 83 حکمی مبنی بر سه سال حبس تعلیقی به مدت سه سال صادرشد. وقتی زندانیان 18 تیربتدریج اززندان آزاد شدند افشاگری های متعدد ازوضع زندان کردند.وکیل دانشجویان زنده یاد محمد علی سفری درپی گیری امورزندانیان تلاش بسیارکرد. سال بعد توحید تعطیل شد.اما زندانیان سیاسی هرسال شمارشان بیشترشد.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-329027086199556541?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/329027086199556541/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=329027086199556541' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/329027086199556541'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/329027086199556541'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2009/07/blog-post.html' title='شب های توحید'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-3718970209887365359</id><published>2009-06-29T22:03:00.001+04:30</published><updated>2009-06-29T22:10:05.562+04:30</updated><title type='text'>بحران مشروعیت و نقطه بی بازگشت</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;« مشروعيت » واژه اي كه اين روزها و درپی رخدادهای پس از اعلام نتايج انتخابات رياست جمهوري درایران بيشتر برسرزبان هاست برگرفته از کلمه ی Legitimate درعلوم سياسي مي باشد।شاید بسیاری بی نیازازتکرارشنیدن این سخن باشند که مراد ازمشروعيت حكومت ، انتساب آن به شریعت نيست. بلكه مقصود قانوني بودن واعتبارداشتن حكومت نزد مردم است كه درپيوند مستقيم با وفاداري توده ها ازحكومت بدون كاربست ابزاراجبارمعنا مي يابد. چنین برداشتی را دردیدگاه شاخصترین نظريه پردازمشروعيت سياسي ماكس وبرمی توان یافت. آنجا که با برشمردن منابع سه گانه مشروعيت ( قانوني ، سنتي ، كاريزماتيك) جان مایه ی این اصطلاح را«باور» مردم به حكومت تعبيير مي‌كند. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;پیشترها با شروع هر دوره انتخابات درایران چالش اصلاح طلبان و تحولگرایان به این نقطه ختم می شد که عدم شرکت درانتخابات ناسالم وغیرآزاد نمایان ساختن فقدان مشروعیت حکومت درافکارعمومی است। مساله ای که ازجانب برخی تحلیل گران سیاسی با دیده ی تردید نگریسته می شد. سخن این گروه آن بود که حکومت اعتنایی به میزان مشروعیت خود دربین مردم نخواهد داشت. بلکه با هرمیزان رای راه خود را بی توجه به مردم ادامه خواهد داد. ورای تجربه ی سالهای سپری شده ، به نظر مي رسد اين تلقي ازآنجا ناشي مي شد كه درديدگاه اين افراد حكومتي كه دمكراسي معيوب وهدايت شده را دردستورکارخود دارد و ازیکسو درعرصه بین الملل ومناقشات منطقه ای منادی رویکرد دمکراتیک می شود اما ازسوی دیگردرداخل کشورهرگاه کم آورد مشروعیت خود را الهی می خواند. به همین جهت نیازی به كسب مشروعيت به مفهوم رایج سیاسی ندارد. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گرچه تاکنون محک روشنی برای سنجش صحت این دو دیدگاه وجود نداشت اما واكنشی كه مردم ایران پس ازاعلام نتایج انتخابات نشان دادند فرصتی را فراهم ساخت تا پاشنه آشیل هیات حاکمه نمایان شود। بررسی رویکرد حکومتگران درهفته های اخیر نشان دهنده این واقعیت است که بحران عدم مشروعیت به نقطه غیرقابل کتمان و ای بسا غیرقابل بازگشت رسید. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;حکومت کارت های بازی خود را یکی پس ازدیگری به زمین زد اما ناباورانه دید بحران فروکش نکرد। تظاهرات میلیونی مردم تهران چنان پیام غیرقابل انکاری داشت که همه ی ابزارهای سیاسی ، نظامی ، امنیتی دربرابرآن رنگ باخت. این که مدام درسخنان مسوولان طرازاول وسران جناح حاکمه بیم ازبی اعتمادی مردم موج می زند خود حکایت گویایی است ازملموس گشتن یک واقعیت، این که قدرت مردم وآنچه که ازآن به مشروعیت سیاسی حکومت ها تعبیرمی شود تعیین کننده ترین قدرت درعرصه معادلات سیاسی است. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;نه دراختیارداشتن قدرت دلارهای نفتی ،نه تفسیرهای یک سویه ازقوانین موجود ، نه تحت امرداشتن نیروی چند لایه سرکوب، نه منوپل قراردادن گسترده ترین رسانه داخلی که بام تا شام سرگرم قلب واقعیات اجتماعی است،نه توقیف وسانسورمطبوعات منتقد ، نه بازداشت گسترده فعالان سیاسی و مدنی، نه به خون کشیدن تظاهرات مسالمت آمیزمردم و...هیچ یک ازاین ابزارهای قدرت ساز سنگین تر ازکفه ی مشروعیت مردمی یک حکومت نیست । شاید دورازذهن نباشد که درکوتاه مدت بتوان صداها را خاموش کرد، اما این ساد ه انگاری است که پنداشته شود ازدست دادن باورمردم موضوعی است که بتوان ازآن گذشت. بدون تردید این آتشی است که دیریا زود و درهرفرصت ممکن اززیرخاکسترصبرمردم سربرخواهد آورد. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اکنون حکومتگران می بایست دریافته باشند که به دلیل خطای محاسباتی وارد فازی شدند که جز سرسپردن به اراده و خواست ملت راه دیگری درپیش نخواهند داشت.زمزمه هایی که از برخی دستگاه ها نظیرمجلس ومراجع قدرت حاکمیت نظیرروحانیون قم دراعتراض به نحوه برخورد با ملت بتدریج بلند می شود نشانگردرک این مساله ازسوی بخش های ازحاکمیت وهویدا شدن عمق استراتژیک این چالش است.شاید کاریکاتور جالب توجه نیک آهنگ کوثردر ترسیم بازرسی از یک خودرو توسط شبه نظامیان با این اتهام که دهان شما بوی الله اکبرمی دهد !!خود گویای این باشد که حاکمیت دراین باخت مشروعیت، کاربردی ترین سلاح های خود رانیزازدست داده است. بنابراین درک این نکته دشوارنخواهد بود که تجدید انتخابات کمترین هزینه برای حاکمیت است. شاید ابطال انتخابات همان بیلی باشد که رفسنجانی درنگاه تیزبینانه خود درآن نامه معروف گنجانده بود. روشن است عاقبت بی اعتنایی به خواست مردم که امروزاندک است وادامه روند کنونی دربردارنده هزینه ای برای حاکمیت است که ناکارآمدی پیلان آن ازهم اکنون قابل تشخیص است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-3718970209887365359?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/3718970209887365359/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=3718970209887365359' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/3718970209887365359'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/3718970209887365359'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2009/06/blog-post.html' title='بحران مشروعیت و نقطه بی بازگشت'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-1791760729935028830</id><published>2009-05-19T11:00:00.001+04:30</published><updated>2009-05-19T11:10:34.678+04:30</updated><title type='text'>سرآيد زمستون</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;انتخابات يكي از عرصه هايي است كه مورد منازعه مستمر طيف هاي سياسي باورمند به تغييروتحول است. (تغييربه معناي اصلاح روبنايي و تحول به معناي دگرگوني بنيادي) موضع ثابت اصلاح طلبان (صرف نظر ازهوادارانشان) درهمه ي انتخابات آن بوده كه تحت هرشرايطي بايد مشاركت نمود. تحولگرايان اما بدون جزميت بر موضع عدم مشاركت، اعلام كرده اند تا زماني كه انتخابات درمقدمات ، فعاليت تبليغاتي و نيزنظارت بر شمارش آراء آزاد نباشد و درنهايت نهادها وقوانين غيردمكراتيك قانون اساسي به گونه اي تغييرنيابد كه مانع انجام وظايف منتخب مردم نشود شركت درانتخابات معنايي جز مشروعيت بخشي وضعيت موجود نخواهد داشت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;صرف نظراز شعارهاي تكراري مهمترين مولفه اي كه اصلاح طلبان براي راي دادن مردم ذكرمي كنند آن است كه مي خواهيم با گشودن فضاي تنفس براي دمكراسي بسترسازي شود. سخن آنان اين است كه فردي كه به عنوان رييس جمهورانتخاب مي شود نه تغيير اساسي بلكه اگر نتواند شعارهاي حداقلي خود را نيز جامه عمل بپوشاند. همين كه گزينه اي بيايد كه مورد نظر اقتدارگرايان نباشد، اين مساله موجب آن مي شود تا نخست آنكه آنان دراجراي نقشه هاي خود ومسدود ساختن هرچه بيشترفضاي سياسي ونابودي آخرين آثارنهادهاي مدني با ناكامي مواجه شوند. ديگرآنكه دست كم كاهش فشاربرنهادهاي مدني يك روزن تنفس بازنموده وموجب رشد اين نهادها وقوام جامعه مدني خواهد شد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اما سخن تحولگرايان يا جريان سكولاردمكرات چيست؟ اين جريان نيزبراين باورنيست كه دمكراسي يك شبه و بطورمثال ازطريق كودتا، شورش، يا جهش ناگهاني حاصل خواهد شد. همچنين مدافعان انقلاب آرام نمي‌گويند كه بايد كنار نشست تا دمكراسي حاكم شود بلكه براين عقيده اند كه لازمه دمكراسي و دگرگوني ساختاري ، بسترسازي فرهنگي واجتماعي است تا به ياري جنبش هاي اجتماعي نضج، پايايي وپويايي دمكراسي فراهم گردد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اگربحثي هست درآن است كه با اين ساختار حقوقي امكان اين بسترسازي نيست . بحث درروش هاست. اگر به زعم شما دولت اصلاحات درمدت 8 سال جامعه را يك قدم به پيش برد اما با حضور دولت بعدي جامعه چندين گام به عقب نشست. پس دريك ارزيابي غيرجانبدارانه اذعان خواهيد كرد كه ما به پيش نرفتيم بلكه تنها نيروهاي اكتيو جامعه شناسانده وبه قول آن سردار كه پس از 2 خرداد 76 گفته بود: ما سنگي انداختيم تا مارها را ازسوراخ بيرون آورده و سپس سرآنها را بكوبيم. درعمل اين اتفاق رخ داد. آيا 18 تير78 عملي كردن اين تهديد نبود؟ بستن فله اي مطبوعات عملي كردن اين تهديد نبود؟ وآيا درفرجام كار ازدل انتخاباتي كه برگزاركننده آن دولت اصلاحات بود احمدي نژاد سربرنياورد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;چرا براين باوريد كه تنها عدم مشاركت 20 ميليوني مردم موجب ظهوراحمدي نژاد شد. اگر شما با دردست داشتن دولت و مجلس و «فضاي تنفس» نتوانستيد بسترلازم براي پيشبرد دمكراسي را فراهم كنيد ونتيجه آن بسته ترشدن فضاي سياسي شد. چه تضميني است كه ازدولت بعدي كه مطالباتش درحد دولت خاتمي هم نيست و ازسوي ديگر ابزارهاي اونيزكمتراست كاربيشتري برِآيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سخن ديگر آن است علاوه بربدفرجامي دوران 8 سال حاكميت اصلاح طلبان ، اكنون درهمين شرايط انتخابات كه جامعه بيش از هرزمان تشنه شنيدن حرف ها و نظرات است با وجود آنكه اقتدارگرايان بادراختيارداشتن ابزارهاي سانسور، فيلترينگ و انحصاررسانه هاي جمعي مانع از ايجاد جامعه چند صدايي مي شوند. همين اصلاح طلب ها با داشتن روزنامه ها ، سايت ها و امكانات موجود خود، كمترين فرصت را در اختيار گروه هايي كه حرف هايي جزجناح هاي حاكم دارند قرارنمي دهند. پس آيا اين كاهش فشار مورد ادعا تنها كاهش فشار برنهادهاي مرتبط با جناح اصلاح طلب نيست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اين شعارزنده باد مخالف من فقط شعاروتبليغات انتخاباتي است يا مصداق اجرايي دارد.آيا آقاي موسوي يا آقاي كروبي حاضرند تنها يك ستون ازروزنامه شان را دراختيار نيروهايي قراردهند كه امروزحق چاپ يك نشريه نيز ازآنان سلب شده و نشست هاي خانگي را نيزدرزير تهديدات امنيتي برگزارمي كنند. اگرقراراست دولت اصلاح طلب از جامعه چند صدايي حمايت كند، آيا امروزكه نقد است گامي دراين مسيربرداشته ايد تا فردا كه نسيه است را باوركنيم.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اشتباه نشود سخن برسرآن نيست كه اگر سهمي يا ستوني به ما بدهيد ما به شعارهايمان پشت وپا زده و درانتخابات با وضعيت كنوني مشاركت خواهيم كرد. ما درهمان فرصت هم نظر خود را تبيين خواهيم نمود و مگرباور به گفتمان دمكراتيك چيزي جز تحمل عقايد گوناگون است.سخن برسرآن است كه اگر درادعاي جامعه چند صدايي (بلكه زنده باد مخالف من)صادقيد و تنها براي راي‌ آوردن شعارنمي دهيد گوشه اي ازآن حقيقت را عيان كنيد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;يكي ازايرادات دولت احمدي نژاد كه از قضا اصلاح طلبان نيز درتبليغات خود آنرا نكوهيده اند، زيرپا نهادن اخلاق درعرصه سياست (دماگوژي ) است. اما جاي پرسش است كه هنوز دولت آينده اصلاحات برسركارنيامده چراهمان روش ها را درتبليغات خود بكاربسته است. اگرديروزياران احمدي نژاد سرود ياردبستاني را درراستاي نشستن بركرسي قدرت جعل كرده بودند. امروزياران ميرحسين موسوي هم سرود آفتابكاران (سراومد زمستون ) را براي تبليغات خود جعل مي كنند. آيا زيرپاگذاشتن اصول اخلاقي يك رسم معمول براي سياستمداراني است كه دين واخلاق را چاشني سياست كرده اند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;واقع امر آن است درفضايي كه دانشجويان آزاديخواه وفعالين مدني همچنان زندان وآزاررا تحمل مي كنند. اكثريت ملت دربي عدالتي ، تنگدستي، بيكاري ، گراني ، آسيب هاي اجتماعي ومحروميت ازيك زندگي انساني روزگارمي گذرانند واقليت حاكم دربرخورداري از همه ي رفاه وثروت هاي اين كشور و فريب بي پايان ملت بي پناه با يكديگربه رقابت برخاسته اند سرآمدن زمستان مشهود نيست. بلكه بيشتربه اين تعبيراخوان ثالث شبيه است كه : فريبت مي‌دهد برآسمان اين سرخي بعد از سحرگه نيست. حريفا گوش سرما برده است اين يادگارسيلي سرد زمستان است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برغم اين همه ، وجود جوانان ومردمي كه امروز درمدارس، دانشگاه ها ، كارخانه ها ، مزارع و جاي جاي اين سرزمين با همه ي تنگناها وبگيروببندهاي موجود مي كوشند تا خواست وآرزوي شان را كه آزادي ازاستبداد ديني است سردهند خود نويدي است براين واقعيت كه عمر اين زمستان هم سرآيد।  &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-1791760729935028830?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/1791760729935028830/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=1791760729935028830' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/1791760729935028830'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/1791760729935028830'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2009/05/blog-post_19.html' title='سرآيد زمستون'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-26992718241710976</id><published>2009-05-06T13:38:00.003+04:30</published><updated>2009-05-06T13:54:18.153+04:30</updated><title type='text'>انتخاب در تاريكي</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;شايد پنهان كاري و غيرشفاف بودن (بي خبرنگهداشتن مردم) ازويژگي هاي بارز سياسي حكومتگران درساختارجمهوري اسلامي باشد.خصيصه اي كه طي سالهاي اخير به دليل طبيعت دولت امنيتي – نظامي دراتمسفرسياسي كشورغلظت بيشتري يافت. اكنون كه 5 هفته به انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري باقي مانده است، هنوز نامزدهاي قطعي جناح هاي حكومت درپس پرده اند. معلوم نيست آن دسته ازكساني كه بي تابانه درداخل و خارج كشوربرطبل حضوردرپاي صندوق راي مي كوبند انتظاردارند مردم به چه برنامه اي راي دهند. درچنين شرايطي براي تفسير صحنه آرايي انتخابات تنها به حدس وگمان هاي برگرفته از مجموعه خبرها ورويدادها مي توان بسنده نمود. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;دراردوگاه اقتدارگرايان به رغم حمايت بازاريان احمدي نژاد هنوزگزينه قطعي ديگرگروهها نيست। ازيكسو روي گرداني دوتشكل عمده روحاني نسبت به حمايت از كانديداتوري احمدي نژاد حاكي ازآن است كه روحانيون ازقبضه ي روزافزون نظاميان درعرصه قدرت (سياسي – اقتصادي )احساس خطر مي كنند. به ويژه آنكه احمدي نژاد استعداد آنرا دارد تا امام زمان را از قلمرو اختصاصي روحانيون خارج نموده و نگراني آنان درآن است كه درپرتو اين دستاورد، در نزد عوام كفه ي رباني تري نسبت به ولايت فقيه بيابد.همچنين ورود محسن رضايي به اين عرصه درشرايطي كه كسب رضايت از رهبربراي اعلام كانديداتوري به عرف غيرقابل اجتناب دوجناح تبديل شده نيز قابل توجه است. درعين حال مشكل راست گرايان آن است با كنارگذاشتن احمدي نژاد درصورت حضور مجدد خاتمي كدام گزينه را مي توانند به صحنه آورند. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;سوي ديگر اين معادله ي قدرت را درآرايش ناروشن اصلاح طلبان بايد جست.&lt;br /&gt;نخستين ابهام دراذهان عمومي با حضوريكباره ميرحسين موسوي پديد آمد। اكنون با گذشت دوماه از اعلام حضورموسوي مردم هنوزبراي شنيدن پاسخ روشني از وي به انتظار نشسته اند كه چه شد پس از20 سال سكوت تصميم به حضوردراين عرصه گرفته است. اگرآنگونه كه خود بيان كرد؛ درگذشته به دليل حضور افرادي چون هاشمي وخاتمي ضرورتي به وجود او نبود. پس اين سخن خاتمي درروز اعلام حضور درصحنه انتخابات را چگونه بايد تفسيركرد كه گفت:« تلاش من این بود ایشان(موسوي) را قانع کنم که به طور قاطع در دهه فجر اعلام کند در عرصه حضور دارد به هرحال مردم انتظاراتی از ما دارند و با توجه به انتظار جامعه و احترامی که برای مردم قائل هستیم طبیعی است؛ من باید به قولی که به مردم داده‌ام عمل کنم و آمادگی خود را برای حضور (علی رغم میل شخصی) اعلام دارم.» آيا اعلام حضور موسوي پس از حضور خاتمي درصحنه انتخابات كه منجربه خروج خاتمي ازاين عرصه شد به معناي آن است كه برخلاف تبليغات درمورد اخلاق سياسي، ميرحسين موسوي صادقانه برخورد نكرد؟&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;يك گمانه آن است كه سه كانديداي اصلاح طلب مجري يك برنامه ي كلي اين جناح حكومت اند. دراين راستا نقش كروبي اعلام شعارهايي كه ديگران ازطرحش ابا دارند. موسوي بلاگردان خاتمي تا روزهاي منتهي به راي گيري و در نهايت حضورخاتمي درساعت پاياني ثبت نام ارزيابي مي شود.&lt;br /&gt;دراين گمانه چنين طرح مي شود كه با اين صحنه آرايي؛ اول اينكه زمان براي تخريب و حتي تهديد هاي جدي تر نسبت به خاتمي از رقيب گرفته مي شود.&lt;br /&gt;ديگر اينكه با توجه به پتانسيل انشقاق دربين اقتدارگرايان امكان طرح كانديداهاي متعدد و درنتيجه شكستن آرايشان فراهم مي شود .&lt;br /&gt;سوم اينكه جامعه اي كه به او قبولاندند هيچ چاره اي جزانتخاب ميان بد و بدتر ندارد وقتي گزينه ي ناگزيرش موسوي شد و پس ازشنيدن حرف هاي موسوي ازنظر شرايط رواني احساس كرد كه مجبوراست 20 سال به عقب برگردد آنگاه حضور خاتمي همچون ورود يك منجي شوك جديدي وارد نموده و درنتيجه نيازي به اين نيست كه خاتمي پاسخگوي انتقاداتي باشد كه حتا طرفداران سابق او به طورجد آنرا دنبال مي نمودند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;سرانجام اينكه دريك تحليل كلي با توجه به ميزان تاثير حمايت خاتمي از كانديداتوري نمايندگان اصلاح طلب درمرحله نخست انتخابات مجلس هشتم، اين باور در گروههاي رفرميست قوت گرفت كه راي دهندگان سابق به خاتمي اكنون انگيزه كافي براي حضور درپاي صندوق راي را ندارند.بنابراين راهي بجز يارگيري از درون كساني كه درهرشرايطي پاي صندوق راي مي روند نيست. با اين ديدگاه موسوي مي تواند گزينه مناسب تري ازخاتمي باشد. چرا كه امكان كسب راي ازهردوجناح را دارد. ضمن اينكه مشكل پيش گفته ي روحانيون درجايگزيني احمدي نژاد با اين گزينه حل خواهد شد اما چنانچه درطول مدت اعلام كانديداتوري موسوي با نظرسنجي هاي بعمل آمده ودريافت تصوير روشن تر از تمايلات جامعه امكان راي آوري وي تنزل كند درنهايت خاتمي مي تواند جايگزين موسوي شود. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;اين نگاه به آرايش انتخاباتي اصلاح طلبان با اين گفته هاي خاتمي نيز هم خواني دارد كه گفته بود: « از بین من یا مهندس میر حسین موسوی یکی در انتخابات دور دهم ریاست جمهوری کاندیدا می‌‏شویم» و همچنين اين سخن كه : «در نهايت جامعه خواهد ديد اصلاح طلبان تصميمي را خواهند گرفت كه هم مردم راضي باشند وهم به نفع كشور باشد.»&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;با فرض اينكه موسوي گزينه نهايي اصلاح طلبان باشد پرسشهاي دانشجويان دردانشگاه هاي چمران اهواز، رازي كرمانشاه و مازندران نشان داد كه مطالبات دانشجويان فاصله فراواني با ديدگاه وي دارد و او جز آنكه دربرابر اين پرسش ها سكوت كند يا سربه پايين افكند راهي ندارد. او به صراحت گفت كه با اصلاح قانون اساسي مخالف است. با مشاركت نهضت آزادي (كه شايد حداكثر جايگاه آن كف گروههاي اپوزيسيون باشد) دركابينه اش مخالفت كرد و پس ازگذشت 20 سال هنوز هم درزمينه ي اعدامهاي دسته جمعي زندانيان سياسي سال 67 كه درزمان صدارت او صورت گرفت موضعي اعلام نكرد.&lt;br /&gt;اما چنانچه خاتمي جايگزين موسوي شود آيا فرصتي براي طرح برنامه هاي جديد خواهد داشت يا بدون آنكه به مردم حق دهد كارآمدي رويكرد گذشته را به چالش بكشند مي خواهد همان سبك را تكراركند.&lt;br /&gt;با اين ايستارازفضاي انتخاباتي كه به انتخاب درتاريكي مي ماند معلوم نيست به جزترس از احمدي نژاد اصلاح طلبان با چه برنامه تازه مي خواهند مردم را به پاي صندوق هاي راي آورند.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;وراي جناح هاي حكومتي گروههاي اصلاح طلب خارج ازقدرت نيزبه عنوان مطالبه محوري بيانيه اي صادركردند। گرچه دعوت به حضوردر پاي صندوق هاي راي درآن تصريح نشده اما بيش از آنكه بوي بسترسازي يك جنبش اجتماعي از آن به مشام برسد و پيش از آنكه كانديداهاي موجود تعهدي مبني برپذيرش شرايط اين گروهها پذيرا گردند بوي انتخاب گزينه اصلاح طلبان درروزهاي پاياني انتخابات ازاين بيانيه استشمام مي‌شود.&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;دركناردايره جناح بندي ها ي متن وحاشيه حكومت ، دايره ديگرموضع اپوزيسيون تحولگرا(ساختارشكن) داخل كشوراست كه هنوز كم سو است. گرچه به دلايلي نظير فقدان شرايط برگزاري انتخابات آزاد ومشكلات ساختارحقوقي كه اختيارعمل را از منتخب مردم سلب مي كند،عدم حضوردرپاي صندوق راي موضع مشترك اين گروه هاست اما به رغم تاكيد اوليه برهماهنگي اعلام برنامه، تاخيردرموضعگيري رسمي شايد به اين معنا باشد كه بزعم خوش بيني هاي نخست درانسجام يابي جبهه ي اپوزيسيون اين كاروان همچنان از آفت هاي دروني دررنج است.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-26992718241710976?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/26992718241710976/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=26992718241710976' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/26992718241710976'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/26992718241710976'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2009/05/blog-post.html' title='انتخاب در تاريكي'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-6124812832437148412</id><published>2009-02-24T09:39:00.000+03:30</published><updated>2009-02-24T09:40:43.593+03:30</updated><title type='text'>اداي دين يا بي حرمتي؟</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;دشوار است هم ميهني را بيابيم كه موافق با گرامي داشت ياد جان باختگان دفاع از ايران زمين نباشد।همانگونه که درشهروروستاهاي ايران كوي و برزني نيست كه عزيزي را دراين راه فدا ننموده باشند، نام هاي حك شده برمقابركشته گان جنگ نيز گواه آن است که دانشجويان همپاي ديگراقشاردراين كارزارسهيم بودند.با اين همه اين روزها با شنيدن اخبار مراسم تدفين در دانشگاه ها و رويارويي دانشجويان با نيروهاي حكومتي پرسشي كه مطرح مي شود آن است كه زواياي پنهان اين كشمكش كدام است؟&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;آیا راه تجليل از آناني كه براي آزادي وسربلندي ميهن جان خود را فدا نموده اند آن است كه مراسم تدفين شان را درصحن دانشگاه برگزار نمايند ودرهمان هنگام برادران و خواهران آنان را از دانشگاه به زندان اوين ببرند.&lt;br /&gt;اگرآنها جان دادند تا ملت درآزادي ، رفاه و امنيت بسر برند و بايد به خاطر اهداف شان تكريم شوند، پس چرا كساني كه براي ابراز انديشه و نظر آزادي مي خواهند بايد ازتحصيل محروم شوند؟ يا چرا كارگران ومعلماني كه حق تامين معيشت را فرياد مي‌كنند بايد سركوب شوند। هنوز افكارعمومي خود سوزي « انسان »ي كه گفته شد جانبازجنگ يا به گفته ي لاريجاني معتاد بود، را ازياد نبرده  كه دو خودسوزي ديگرنيز دربرابر بنياد شهيد و دانشگاه تهران اتفاق افتاد. خود سوزي بازماندگان جنگ نمايانگر نهايت بي پناهي كساني است كه با ادعاي حمايت و تكريم ازآنها مخالفان و منتقدان سياسي آماج حملات حكومت قرار مي گيرند. &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;&lt;br /&gt;ازديگرسوي به نظر مي رسد جنبش دانشجويي تنها جنبش اجتماعي است كه توانسته صداي اعتراضش دربرابر سياست هاي جاري حاكميت را همچنان بطوررسا اعلام نمايد. حكومت به رغم بكار گيري ابزارهاي مختلف اعم ازاحضار، بازداشت، ربودن، محروميت ازتحصيل ، اخراج اساتيد، انتصاب نيروهاي امنيتي و نظامي در مصدر رياست دانشگاه ، استقرار شبه نظاميان ، گشايش دفاتر نمايندگي روحاني ، ساختن تشكل هاي جعلي، انحلال يا غيرقانوني خواندن تشكل هاي مردمي ، شانتا‍ژ رسانه اي و پروژه سازي امنيتي و... و با وجود يك دست شدن گرایش جناحی حکام همچنان براي نفوذ دردانشگاه ناكام مانده است. اكنون به نظر مي رسد به بهانه ي مزاركشته گان جنگ مي خواهند گسيل گسترده تر افراد غيردانشجوي حامي خود را به صحن دانشگاه توجيه نموده با اين تصور اشتباه كه مي توانند فضاي اعتراضي دانشگاه را تحت تاثير قرار دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اي بسا همان كساني كه به نامشان مقبره در دانشگاه  مي سازند اگر امروززنده بودند فرياد اعتراضشان نسبت به سياست هاي حاكم همچون دانشجويان بلند بود.شايد آن ها نيزدرپي بيان مطالبات خود مجبوربه حبس در زندان اوين مي شدند.اما اكنون كه مرده اند عزيزند!! گويي اينان دانشگاه را اينگونه مي خواهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درشرايطي كه به گواه آمارهاي جهاني رتبه علمي دانشگاه هاي ايران به پايين ترين سطح خود رسيده واكنون  نيازمند مساعدت دولت براي ارتقاي سطح علمي ونيز فراهم آمدن آزادي كامل براي تحقيق و پژوهش وتعاطي انديشه ها و افكارگوناگون است آيا دستاويزقراردادن شيوه هايي نظير دفن جان باختگان جنگ به منظور نيل به مقاصد سياسي بيش از هرچيز اقدامي توهين آميزهم نسبت به آنان وهم نسبت به ساحت دانشگاه نيست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شوربختانه آنانكه مدعي حكومت ديني وپيروي ازمباني اخلاقي اند استفاده ازهرابزاربراي نيل به مقصود خود را روا مي دانند. حال آنكه پيش از اين رژيم هاي ديگري اين روش ها را آزموده و در سرانجام كار ازمقصود خود بازماندند.&lt;br /&gt;گوبلز را از متخصصين تبليغات عوام فريبانه  لقب داده اند كه روش هايش پس از نيم قرن همچنان الگوي عمل رژيم هاي توتاليتر است.دركتابي كه دونويسنده به نام آجر مانول و هانريش فرنكل درمورد زندگاني وزير تبليغات رژيم نازيسم هيتلري نگاشته اند. يكي ازترفندهايش را اززبان او چنين نقل كرده اند: &lt;br /&gt;هروقت يكي از طرفداران حزب در درگيري ها كشته مي شد مسرور بوديم. چرا كه بهانه اي بود تا تشيع جنازه كنيم وبا اين وسيله احساسات مردم را براي اهداف حزبي تحريك كنيم.&lt;br /&gt;گرچه سیاست های گوبلز در کوتاه مدت موجب فریب توده ها و تحکیم حاکمیت حزب ناسیونال سوسیالیست آلمان و اقتدار کاریزماتیک شد اما ناتوانی اندیشه نازیسم در برابر موج فزاینده دمکراسی آن را به شکست وادار ساخت.  آیا پند آموزی از تاریخ دشوار است.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-6124812832437148412?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/6124812832437148412/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=6124812832437148412' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/6124812832437148412'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/6124812832437148412'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2009/02/blog-post_24.html' title='اداي دين يا بي حرمتي؟'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-7305980350589855528</id><published>2009-02-03T14:31:00.001+03:30</published><updated>2009-02-03T15:11:52.063+03:30</updated><title type='text'>سبك دمكراسي در حكومت هاي ديني و سكولار</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;درشرايطي كه از يكسال پيش ازانتخابات رياست جمهوري در آمريكا همه نگاه ها درداخل وخارج از اين كشوربه سوي آن معطوف گرديده، بلكه تا چند ماه پس ازاعلام نتايج هنوز هم توجه افكار عمومي نسبت به آثار و پيامد هاي آن بازنمانده است. درجمهوري اسلامي ، كشور ديگري كه مدعي روشمندي دمكراتيك در اعمال حاكميت است چند ماه مانده به انتخابات رياست جمهوري هيچ شوري را در فضاي سياسي برنمي‌انگيزد. اما اين تنها تمايز بين دو كشوري كه يكي مدل سكولاريسم (جدايي نهاد دين ازدولت) و ديگري مدل حكومت ديني (درهم تنيدن اين دو نهاد) را در معرض قضاوت افكار عمومي قرارداده نمي باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; در آمريكاي سكولارداوطلبين شركت در انتخابات رياست جمهوري ابتدا درپايين ترين سطوح تشكل حزبي توسط اعضاي انجمن ها انتخاب و سپس توسط نمايندگان حزبي در كنوانسيون ملي آن و سرانجام در گذر از فرايند هرم حزبي و نهايي شدن كانديدا براي جلب آراء عمومي به مردم معرفي مي شوند. درحكومت ديني ايران اين هرم وارونه است. بعني ابتدا كانديداها بايد اجازه ورود به انتخابات را از بالاترين مقام حكومت كسب كنند. سپس ليدرهاي جناحي آنها را تاييد كنند و آنگاه به مردم معرفي شوند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درآن جمهوري سكولار ازحدود يكسال قبل از انتخابات نامزدهاي انتخابي بطور مستمر در معرض افكارعمومي قرار مي گيرند تا بطوركامل مورد ارزيابي و شناخت مردم قرار گيرند. درحكومت ديني ايران  نامزدهاي انتخابي با اينكه ازيكسال و شايد هم 4 سال قبل تصميم خود به شركت در انتخابات بعدي را اتخاذ كرده اند اما تا شب انتخابات با الاكلنگ آمدن و نيامدن افكارعمومي را به بازي مي گيرند و برخي ديگر هم اغواگري را با تدوين استراتژي چند لايه دنبال مي كنند تا مشخص نشود كه چه كسي قرار است نامزد انتخابات شود. جالب است كه دراين بازارتردستي قراراست مردم گزينه مورد نظرخود را انتخاب كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درآن جمهوري سكولار اگر تا 60 سال پيش شهروندي از حداقل حقوق برخورداربود، روندها به گونه اي نهادينه شده تا همان شهروند بتواند رويايي داشته باشد كه در آن برابري حقوق متصور گردد و آن رويا روزگاري نه چندان دور با تكيه زدن بر بالاترين مسند حكومتي لباس عينيت بپوشد. اما درحكومت ديني ايران اگر تا 6 سال قبل فردي در بالاترين پست اجرايي كشور جاي گرفته بود روندهاي حاكم چنان است كه اي بسا امروز نسبت به برخورداري از حداقل هاي حقوق شهروندي ازجمله فرصت انتخاب شدن نيزاطمينان نداشته باشد. &lt;br /&gt;&lt;br /&gt;درآن جمهوري سكولار فردي كه با راي مردم انتخاب شد در نخستين گام پيروزي تعهدات پيش گفته اش را با دريايي از انسان هايي كه او را برگزيده اند دوباره درميان مي نهد.اما درحكومت ديني ايران راي مردم اعتبار ندارد مگر اينكه پس از انتخاب درگام نخست حكمش توسط بالاترين مقام حكومت تنفيذ شود.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; درآن جمهوري سكولارانتخابات نيزميداني ديگر براي نشو و نماي فناوري به ويژه درعرصه رسانه هاست. چنانچه اوباما درتبليغات خود استفاده گسترده اي از پيام هاي كوتاه تلفن همراه موسوم به اس.ام.اس نمود. اما درحكومت ديني نه تنها روزنامه ها با كمترين بهانه در آستانه انتخابات تعطيل مي شوند بلكه با حفظ محدوديت درپهناي باند اينترنت (به قيمت قرباني كردن پروژه دولت الكترونيك، بحث تجارت الكترونيك وكاهش رتبه ايران درزمينه استفاده از اينترنت درجهان) ونيزهزينه هاي سنگين (ازجيب ملت ) براي فيلترينگ آن (بي خبرنگاه داشتن ملت) دامنه محدوديت هاي رسانه اي اس ام اس ها را نيزفراگرفته است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; درآن جمهوري سكولار مهمترين شعارنامزد مورد اقبال عمومي تلاش براي تغييراست. درحكومت ديني آنهايي كه ادعاي اصلاح دارند تاكيد مي كنند درنظر ندارند به اندازه 8 سال قبل نيز شعارهاي (به اصطلاح  تند) سر دهند و اگرهم روي كار بيايند ازآن مواضع (كج دارومريز)هم نرمش بيشتري خواهند داشت. البته ناگفته نماند كه اگركانديدايي يافت شود كه برحسب موج زمانه سخن از تغيير نمايد اين تغييربا پسوند«درحد قوه مجريه» قيد مي شود تا تصور نگردد پا را از گليمش فراتر خواهد نهاد!!&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;شايد اين نمونه هاي كوچك ازتلقي دمكراسي در دومدل سكولار و ديني كافي باشد تا راست و چپ حكومت يكصدا از سكولاريسم تبري جويند. همانطور كه احمدي نژاد مهمترين خطر در دانشگاه را استادان سكولار مي داند خاتمي نيز هدف ازاصلاح طلبي را چنين عنوان مي كند : اصلاحات مي‌خواهد شرايطي که باعث استقرار سکولاريسم مي‌شود به وجود نيايد(!!)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;اي بسا اگرالكسي دوتوكويل دراين دوره مي زيست. چنانچه با تماشاي شبكه هاي تلويزيوني نظير بي بي سي اين پندار در او قوت مي گرفت كه دمكراسي ديني (!؟) نسخه روزآمد دمكراسي هاي موجود دنياست. اين بار پس ازتحمل رنج سفر و گذراز خان براندازان نرم اگر مجالي براي نگارش تحليل دمكراسي در ايران مي يافت در نقطه مقابل تجربه ي پيشين خود تبعيض و البته استبداد را مهمترين وجه مشاهدات خود مي نوشت.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-7305980350589855528?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/7305980350589855528/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=7305980350589855528' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/7305980350589855528'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/7305980350589855528'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2009/02/blog-post.html' title='سبك دمكراسي در حكومت هاي ديني و سكولار'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-6273412870273304945</id><published>2008-12-22T15:25:00.001+03:30</published><updated>2008-12-22T15:30:15.095+03:30</updated><title type='text'>پارادوكس توهم توطئه</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;دراينكه يكي از مشكلات شايع جامعه سياسي ايران گرفتاري ذهني درچنبره ي تئوري توطئه است، امروز كمتركسي ترديد روا مي دارد. اما پرسش متصل به اين موضوع آن است كه به واقع اين مشكل ازكجا ريشه دوانده است. چرا شماري از تحليل گران به جاي درنظر گرفتن فكتهاي قابل اتكا وعيني مدام ازتراوشات بي مبناي ذهني مدد مي جويند تا راهي به سوي منويات خود بيابند.درزمره ي پاسخ ها به چرايي پديده ي پيش گفته مي توان از مطلق انديشي در بخش قابل توجهي ازاين نقش آفرينان عرصه سياست ياد كرد. اگر جرياني خواه رجعت گرا يا آينده نگر براين باورباشد كه درتحليل هايش هرگزدچارخطا نگرديده وهرديدگاهي جز خود را انحرافي قلمداد كند . اين منظر بطور طبيعي دربرخورد با نظرات و تحليلهاي غير، جوينده ي دست طرار دشمن است كه آگاهانه يا ناخودآگاه برآن ديدگاه ها سوار است.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;به عنوان نمونه تارنماي اينترنتي پيك نت درياد داشت سردبير(شماره اول دي ماه ) در نوشتاري تحت عنوان «كنفرانس برلين دردانشگاه تهران!» با امنيتي خواندن خيل جريان ها و چهره هاي سياسي كه انديشه اي غيرازنگارنده ي آن مقاله دارند . بطور تلويح و تصريح چنين نتيجه مي گيرد كه هرگروه يا فردي كه موافق رويه ي اصلاح طلبان حكومتي درايران نيست سرنخ آن در دستگاه امنيتي حكومت است؟!&lt;br /&gt;اين عينك توطئه انگار هجوم ذهني خود را از سازمان هاي به تعبيرخود «سوپر چپ» و كمونيست مستقر در خارج كشور آغاز كرده ودرادامه دامنه آن را به «اصغر زاده (خط امام)» ، « طبرزدي» و «منوچهرمحمدي» (جنبش ساختارشكن 18 تير) تا جاسبي (موتلفه)، قاليباف (سردارسپاه)،‌ دانشجويان دموكراسي خواه دانشگاه تهران و «دانشجويان مدعي چپ... كه تا پيش از دستگيري ها مانور سرخ  مي دادند » و فرجام كار به پيروز دواني (از جان باختگان قتلهاي سياسي زنجيره اي سال 77 )ختم مي نمايد. احتمال مي رود اگر كسي ازافراد وجريان هاي سياسي از قلم افتاده ناشي ازآن باشد كه نويسنده دور ازايران است و آشنايي چنداني با مسايل و نيروهاي سياسي داخل كشور ندارد. چرا كه درغير اين صورت  مي بايست جبهه ملي ايران، فعالان دانشجويي دانشگاه شيراز، پلي تكنيك تهران ، سهند تبريز، بوعلي همدان، فردوسي مشهد ، دانشگاه زاهدان ، تحكيم وحدت ، سازمان ادوار و ... را هم اضافه مي كرد . و همه را يك جا «فرو افتادگان در دامچاله بازي هاي سياسي» و«زود گر گرفته» و« گرفتار در هيجان سازي هاي هدايت شده ي امنيتي» مي خواند، چراكه آنها نيزمي گويند بالاي چشم اصلاح طلبان حكومتي ابروست.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;تامل در اينگونه شاخصه ها در نيروهاي سياسي جامعه مان آن هم آن بخشي كه در شعارهايش خواهان دمكراسي مي باشد، نشانگر آن است كه ما تا رسيدن به دمكراسي همچنان راه درازي درپيش داريم. چرا كه هنوز ابتدايي ترين مبادي آن را كه تحمل يكديگر و ضرورت طنين چند صدايي براتمسفر سياسي حاكم است را نمي پذيريم و به جاي اينكه دربرخورد با نظرات مخالف خود به گفتگو، نقد و چالش منطقي مواضع هم مبادرت ورزيم در پي آنيم تا با سفسطه و توطئه انگاري ديدگاه هاي غيرخود را منسوخ شماريم .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt; نكته ديگري كه درياد داشت مورد اشاره و تحليل هاي مشابه آن به كرات مشاهده مي شود آن است كه به صرف اينكه دو جريان مختلف و بلكه مخالف هم در عرصه اي رويكرد مشابه داشتند با خلط انگيزه و انگيخته چنين نتيجه مي گيرند كه هر دو جريان آبشخور واحد دارند. اين متد سوفسطايي براي درهم كوبيدن مخالفان فكري هم درمطالب نويسندگان كيهان شريعتمداررواج دارد،هم درنوشته سردبيرپيك نت مشهود است. غافل از آنكه اين منطق ديريا زود دامن مروجان آن را خواهد گرفت . به اين جملات كه در ياد داشت مورد اشاره در تقبيح پرسش هاي انتقادي دانشجويان از خاتمي آمده توجه شود: « راستی نباید به این فکر کرد که چرا خبرگزاری فارس، بلافاصله اعلامیه دانشجویان دمکراسی خواه در باره رفتن خاتمی به دانشگاه  تهران و سخنرانی 16 آذر اخیر را در صدر خبرهای خود منتشر کرد و به استقبال مقابله با خاتمی در دانشگاه رفت؟»&lt;br /&gt;درواقع اگر با چنين نگاه و منطقي بخواهيم اهداف يك جريان يا گروه  سياسي را تحليل كنيم پس چاپ تحليل ها و تهديدهاي  مندرج درنشريات غربي برضد حاكميت اقتدارگرا درپيك نت (آنهم دراسرع وقت )چه برداشتي دارد.&lt;br /&gt;نكته آخر اينكه پيك نت مانند هرنظرگاه سياسي ديگر محق است تا ازجريان ها وچهره هاي سياسي مقبول خود تبليغ كند اما نمي توان انتظار داشت كه ابراز نقطه نظرات سياسي درتيول افراد يا گروه خاصي است وچنانچه درصدد باشيم به بهاي حاكم كردن راي و نظر خود هر منتقدي را با پرونده سازي و مشوه كردن چهره اش زيرسووال ببريم آيا مي توان چشم انداز مناسبي از جامعه چند صدايي و حاكميت دمكراتيك ترسيم كرد؟&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-6273412870273304945?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/6273412870273304945/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=6273412870273304945' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/6273412870273304945'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/6273412870273304945'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2008/12/blog-post.html' title='پارادوكس توهم توطئه'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-5291006592994444182</id><published>2008-11-24T15:59:00.008+03:30</published><updated>2008-11-24T16:11:42.990+03:30</updated><title type='text'>جبـهـه متـحد دانشـجويي</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;آذرماه سال 1376هنگامه اي كه پيامد جدال اصلاح خواهان واقتدارگرايان حكومت، نيم نفسي براي آزاديخواهان دربرداشت. ايده ي تشكيل جبهه اي متحد ومنسجم از دانشجويان عنوان شد. نخست اين پيشنهاد ازسوي اتحاديه انجمنهاي دانشجويي ودرقالب بيانيه اي طرح گرديده سپس رايزني با گروههاي دانشجويي به منظور همفكري وهمراهي دراين عرصه پي گرفته شد. ضرورت تشكيل اين جبهه ازچند منظرمحسوس بود. ازيكسو انجمنهاي اسلامي دانشجويان به لحاظ اساسنامه ومرامنامه مركزهماهنگي خود پاسخگوي نيازهاي زمان نبوده وتحول رخ داده در نسلهاي جديد دانشجويي درقالب هاي فرسوده نمي گنجيد . ازسوي ديگر تشكل هاي مدرن همچون اتحاديه دمكراتيك(اسلامي) دانشجويان ودانش آموختگان به لحاظ ظرفيت هاي فرا دانشگاهي كه خود ازجنبه هاي قوت آن بود، نمي بايست توان ونگاه خود را محصور به برنامه ريزي در سطح دانشگاه مي نمود.&lt;br /&gt;وجه ديگر لزوم صراحت برمواضع سكولاريته ونفي راهكارهاي سنتي بود. تشكلهاي دانشجويي كه درنام يا مرامنامه خود مغايرتي با اين رويكرد مي يافتند خواه ناخواه درموضعگيري هاي سياسي دچار تنگناهاي اجتناب ناپذير مي شدند.&lt;br /&gt;سرانجام يك جنبه ي ديگراين سمت گيري نيزلزوم بهره گيري از توان تاثيرگذارجنبش دانشجويي درفرايند دمكراتيزاسيون وكمك به پايايي استقلال جنبش ازاحزاب درون حكومتي و جريانهاي وابسته به حاكميت بود. اين نكته اي بود كه جريانهاي حاكم اعم ازاصلاح خواه يا تمامت گرا را متوحش ساخت وازهمين روي ازيك طرف پس از انتشارنخستين بيانيه دعوت به تشكيل جبهه متحد دانشجويي اين مساله مورد حمله روزنامه هاي رسالت وكيهان، ناشرافكار جريان تمامت گرا قرارگرفت. و اين دو جريده طرح مبحث نقد گذشته ي جنبش در بيانيه مورد اشاره را منافي با بحث وحدت گرايي آن شمردند. وبه اين وسيله درپي تخريب اين حركت نو برآمدند. ازسوي ديگر برخي تشكل هاي دانشجويي كه در ارتباط با جناح اصلاح خواه حكومت بودند نيزتحت فشارعناصري ازيكي ازسازمان هاي عضو آن جريان به رغم تمايل اوليه ازپيوستن به اين اتحاد منع شدند.&lt;br /&gt;با وجود موانعي ازاين دست اين پيشنهاد به همت فعالان مستقل دانشجويي پي گرفته شد ودرنهايت منجربه اعلام موجوديت و صدور منشور 6 ماده اي اين جبهه گرديد. اين منشور جهت گيري جبهه را دردوبخش (داخل دانشگاه)كمك به استقلال دانشگاه  با جايگزيني روساي انتخابي به جاي انتصاب آنان توسط دولت وآزادي فعاليت تشكل هاي دانشجويي ونيزياري دادن در برگزيدن استراتژي واحد جنبش دانشجويي وهمچنين(خارج دانشگاه) همياري با جنبش دمكراسي خواهي مردم ايران ترسيم مي كرد.&lt;br /&gt;ازگروههاي تشكيل دهنده اين جبهه مي توان از: اتحاديه انجمنهاي دانشجويي، گروه دانشجويان روشنفكر، (انجمن دانشجويان مسلمان دانشكده حقوق دانشگاه آزاد واحد تهران مركز درابتداي اعلام موجوديت)، سازمان ملي دانشجويان ودانش آموختگان، اتحاديه دانشجويان دانشگاه آزاد ، كميته دانشجويي دفاع ازحقوق زندانيان سياسي، سازمان دانشجويي مدافعان آزادي نام برد.&lt;br /&gt;نخستين حركت قابل توجه اين جبهه ميتينگ 4 خرداد 77 درپارك لاله بود. پس ازآن ميتينگ هاي متعددي دردانشگاه وخارج ازدانشگاه برگزارنمود كه اغلب دو مشخصه ي منع حكومت و استقبال دانشجويان را باخود به همراه داشت. تاكتيك هاي مبارزاتي اين تشكل كه برمحوراستراتژي مبارزه مسالمت آميزاما ساختارشكن شكل مي يافت همواره تاثيرات پردامنه داشت. عمده ترين آن تاكتيك مبارزه فعال درزماني بود كه مشي ناكارآمد آرامش فعال ازسوي برخي جناح هاي حكومتي برجريان هاي دانشجويي تحميل مي شد.&lt;br /&gt;درجنبش 18 تير78 جبهه متحد دانشجويي نقشي ممتازداشت به نحوي كه تنها گروه دانشجويي كه دراطلاعيه هاي وزارت اطلاعات مورد هدف قرارگرفت اين تشكل بود. آخرين تاكتيك اعلام شده اين گروه تعميق جنبش دمكراسي خواهي درلايه هاي اجتماعي است.&lt;br /&gt;درارزيابي از يك دهه فعاليت اين تشكل چند نكته مشهود است. نخست آنكه امروز نگاه وحدت گرايانه(با حفظ موجوديت متكثر) تشكل  هاي آزاديخواه به عنوان پيش زمينه پيشبرد فرآيند دمكراتيك نه تنها ازشعاردانشجويي پا فراتر نهاده و رويكرد غالب تشكل هاي مستقل دانشجويي گشته است بلكه با درنورديدن حصار دانشگاه به راهبرد عملي بسياري ازاحزاب تمام عياردمكراسي خواه جامعه ايران تبديل گرديده است.&lt;br /&gt;نكته ديگرگسترش دامنه ي مشي تحول گرايي است كه مبتني برحركت مسالمت آميزاما ساختارشكن است. اين رويكرد نيزگرچه درابتدا به عنوان افراط جويي مورد مذمت برخي گروهها قرارمي گرفت اما اكنون تنها مشي قابل قبول تشكل هايي است كه درصدد تحقق حاكميت بناي دمكراتيك برستون سكولاريته مي باشند.&lt;br /&gt;دركنار دستاوردهاي مثبت مي بايست ازناكامي هاي اين تشكل نيز ياد كرد. ظهور مجدد اقتدارگرايان درانتهاي 8 سال حضور اصلاح خواهان حكومت كه منجربه سركوب شديدترجنبش هاي اجتماعي ازجمله جنبش دانشجويي شد و اين پديده نه تنها مانع تداوم نشوو نماي اين جنبش درعرصه دانشگاه ها شد بلكه ساير تشكل هاي دانشجويي را نيز وارد اين چرخه قلع و قمع نمود.&lt;br /&gt;ايجاد پارلمان دانشجويي كه مي توانست گام دوم درراستاي سمت گيري ومنويات تشكيل جبهه متحد دانشجويي باشد درمقدمه ي امرخشكيد. گرچه اين تلخي ها را نمي توان ازآسيب هاي وارده به جامعه درحال قوام مدني ايران جدا بررسي نمود اما بطورقطع كوتاهي گروههاي دانشجويي درعلاج يابي ومقابله منسجم با برخي حوادث نيز بي تاثير نبود. شايد 16 آذر ماه درهرسال فرصتي بجا باشد كه تشكل هاي دانشجويي اين گونه آسيب ها را مرور ودرپي رفع آن برآيند.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-5291006592994444182?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/5291006592994444182/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=5291006592994444182' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/5291006592994444182'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/5291006592994444182'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2008/11/blog-post_24.html' title='جبـهـه متـحد دانشـجويي'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-6012048183677680847</id><published>2008-11-05T22:24:00.000+03:30</published><updated>2008-11-05T22:31:34.576+03:30</updated><title type='text'>شمارش معکوس</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;ازهنگامی که رهبرحکومت اسلامی خطاب به احمدی نژاد گفت که دولتش نه برای یک سال باقی مانده بلکه برای 5 سال برنامه ریزی کند. ناظران سیاسی چنین برداشت کردند که از منظر حکومت تکلیف انتخابات دوره دهم ریاست جمهوری درایران معین شده وپرونده آن مختومه است. وآنگاه که کیهان شریعتمدار درپس پرده ی نسیان جایزه ای که به عنوان نشریه ی منتقد دولت به او داده اند، می نویسد : هرگروه ازاصولگرایان بخواهد فردی جز احمدی نژاد را به عنوان کاندیدای ریاست جمهوری مطرح کند درزمین دشمن بازی کرده است. دیگرمی رفت تا سلسله قراین این تصویررا ترسیم نماید که اراده حکومتگران برنامزدی چه کسی قرارگرفته است. &lt;br /&gt;اما به نظر می رسد ازمنظری دیگرواکاوی در برخی رخ دادها ومولفه های به ظاهر مستقل از این موضوع چشم انداز دیگری ازاین مساله فرا روی ناظران امرقراردهد. ماجرای کردان یکی ازاین حوادث است. پرواضح است که وزارت کشورنقش حساسی درکیفیت برگزاری انتخابات ریاست جمهوری ونیزثمره ی آن دارد. با چنین وصفی پرسشی که دراین بین مطرح است آنکه چگونه مجلسی که با توجه به پیشینه اش کمترموردی یافت شد که دربرابر خواست رییس قوه مجریه استقلال نظر ازخود بروز دهد، دراین مساله حیاتی توان مصاف را درخود یافته است. همان پارلمانی که به رغم زمزمه های ناهمساز اولیه با احمدی نژاد درمعرفی وزیر مورد نظر درروز رای اعتماد نه براساس شناخت ازسوابق و صلاحیت سیاسی وی دراین پست بلکه تنها به واسطه یک نقل قول مبنی برتایید رهبری رای داد. اکنون چگونه ممکن است دراندک مدتی این جسارت درآن حاصل شود که بی هیچ چراغ سبزی وی را استیضاح نماید. ضمن آنکه عدم حضوراحمدی نژاد درمجلس با هرعنوانی که طرح شده باشد نتیجه ای جزتضعیف وزیرمورد حمایت وی نداشت. &lt;br /&gt;رخداد دیگرنشرگزارش وزیرمعزول کشور پورمحمدی به مجلس ورهبری پیرامون آمارهای غیرواقعی دولتی ها و همچنین اعلام اینکه حدود 15000 مدیردولتی پرونده تخلفاتی دارند. این نیز امتیاز منفی دیگر برای دولت است. به خاطربیاوریم که برکناری وزیرروحانی ازکابینه وقتی قطعیت یافت که گفته می شد وی گزارشی ازتخلفات انتخاباتی مجلس هشتم به رهبرحکومت داده است. همان انتخاباتی که شمارکرسی های نظامیان در مجلس برکرسی های روحانیان پیشی گرفت. پرسشی که دراینجا مطرح است آنکه وزیرمعزول که اینچنین خود را محرم مسوولین طرازاول حکومت می داند آیا ممکن است خود سرانه ودرحالی که کاندیدای مورد حمایت حکومت مشخص شده  درجهت مخالف آن گام بردارد.&lt;br /&gt;سرانجام موضوع دیگری که دراین راستا قابل توجه است مصوبه اخیر مجمع تشخیص مصلحت درخصوص بازگرداندن 18 شورای عالی و شروع به کار مجدد این شوراها پس از انحلال آنها به خواست احمدی نژاد می باشد. این درحالی است که دولت مایل است اقدام خود (انحلال سازمان مدیریت وبرنامه ریزی و ادغام شوراها) را به مثابه ی انقلاب اداری ودراعداد گزارش عملکرد مثبت خود اعلام کند. اقدامی که ازاولین گام با دورزدن شورای عالی اداری (به نحوی که اعضای آن مدعی شدند تا قبل از آغازجلسه تصمیم گیری انحلال سازمان مدیریت ازموضوع جلسه بی خبربودند) و نادیده گرفتن قانون مصوب مجلس مبنی براینکه ادغام یا انحلال وزارتخانه ها و دستگاه های مستقل دولتی می بایست با مجوزآن نهاد صورت پذیرد شکل گرفته و حتی دیوان عدالت اداری و سازمان بازرسی کل کشور نیز به رغم تاکید براینکه امورباید ازمجرای قانون صورت پذیرد درعمل نتوانستند هیچ اقدامی انجام دهند. نامه های پیاپی کارشناسان سازمان مدیریت و برنامه ریزی واظهارنظر متخصصین امرهیچیک خللی دراین روند ایجاد نکرد. پس اکنون چه اتفاق تازه ای رخ داده که این روند متوقف بلکه معکوس شده است.&lt;br /&gt;دراینجا ابهامی که باقی می ماند آن است که تصریحاتی که درابتدای این نوشتارآمده چه مفهومی خواهد داشت. واقعیت آن است درکشوری که عدم شفافیت امورجنبه غالب آن است تا آنجا که اشخاصی که مصمم به کاندیداتوری خود هستند تا روزهای آخر می گویند که تصمیمی براین امرندارند.پس این خود شگفتی است که جریانی ولو حاکم بخواهد ازابتدا بطورقطع بگوید که کاندیدایش کدام است. مساله دیگرنیزبا قاعده بازی دومینو قابل تشخیص است که اگر نظامیان نتوانند کاندیدای خود را دربرابرروحانیان(هرکس که می خواهد باشد) پیروزمیدان معرفی کنند می بایست شاهد شمارش معکوس  خروج خود ازعرصه قدرت باشند. میدانی که درابتدا تصورمی رفت دامنه ی نقوذ در آن پس ازتصرف دولت و پارلمان به قوه قضاییه و بالاترنیز تسری یابد. &lt;br /&gt;اکنون پرسشی که درفرجام این مقال قابل طرح است اینکه کسانی که به جای تکیه بررای مردم با تمسک به استراتژی چند لایه قوه مجریه را دردست گرفتند آیا اکنون درمسیری نیستند که خود قربانی همان گونه استراتژی گردند؟&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-6012048183677680847?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/6012048183677680847/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=6012048183677680847' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/6012048183677680847'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/6012048183677680847'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2008/11/blog-post.html' title='شمارش معکوس'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-179817006009794200</id><published>2008-09-22T21:40:00.002+03:30</published><updated>2008-09-23T08:39:38.005+03:30</updated><title type='text'>مدیران یا مدیریت متزلزل</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;مطالعه رفتاری حکومتگران جمهوری اسلامی مبین کاربست چند انگاره درکشورداری حاکمان طی دهه های اخیراست. بیش ازهرچیزجمهوری اسلامی با حذف اپوزیسیون ازعرصه سیاسی بر این پندار بود که جاده سیاست را تنها با حضور خودی هایش یارای پیمودن دارد.&lt;br /&gt;نخستین تاکتیک کشورداری حکومت اتکا به شیوه ی موازنه قوا از ترکیب و تقسیم مناصب بین نیروها و جناحهای رقیب درون حاکمیت بود. هنوزچندی نپایید که ناکارایی این مشی چهره نمود. منتسبین جناح های حاکم به جای پیشبرد سیاست های ملی اهتمام خود را صرف خنثی کردن سیاست های یکدیگر نمودند. بتدریج حاکمیت بن بست سیاسی را درپیش روی خود احساس کرد. شاید توقف فعالیت های حزب جمهوری اسلامی درسال 64 و انحلال سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی درسال بعد را بتوان مصداق روشنی از خط پایان این مشی برشمرد.&lt;br /&gt;آنگاه حکومتگران دلمشغول تقسیم قدرت به شیوه ي تک محوری یعنی میدان دادن به یک جناح و نشاندن جناح رقیب برمناصب حداقلی شدند. این مشی در انتهای دوران ناموفق اول یک دوره ي دیگرنیز با انتقال محور قدرت ازچپ به راست را آزمود. اما نتیجه این تکرار نه تنها گره کور سیاست حاکم را نگشود بلکه موجب آشکار شدن یکی دیگر از ناکارآمدی های ساختاری یعنی پرده افتادن از مفاسد دهشتناک اقتصادی ومالی حکومت شد.&lt;br /&gt;خرداد 76 حکومت تحت تاثیر اجتناب ناپذیرتحولات منطقه ای و بین المللی ازیک سو وانرژی متراکم نسل های جدید  که ناهنجاری های موجود را برنمی تابيدند تدبیرنوینی آغازکرد. این بارحاکمیت متد رقابتی البته همچنان محصور به جناح های حاکم را به تجربه آورد. ازآنجا که این رویکرد روگرفتی ازدمکراسی های مدرن اما فاقد عمق و محتوای حقیقی بود بازیگران سیاسی آن نه تنها قادر به تحقق مطالبات اعلام شده خود نگردیدند بلکه بازخورد آن سرخوردگی توده ها از عرصه سیاست و عقبگرد فاحش ایدئولوژیک درحاکمیت را درپی داشت.&lt;br /&gt;آخرین تاکتیک حکومت درکشورداری یک دست کردن قدرت ازبازیگران یک جناح حکومتی بود.البته این باربازیگران این عرصه را ازنسلی برگزید که کمترپیشینه حاکمیتی داشته و توده ها ذهنیت چندانی ازعملکرد آنان نداشتند.این نیروها برآن بودند تدبیر مفاسد مترتب برساخت سیاسی واقتصادی حاکم درگرو تغییرمستمرکارگزاران و دگرگونی نهادهای اساسی اداری است.در اجرای این شیوه بود که نهاد هایي نظیر سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور متلاشی گردید و مدیرانی که منتصب دولت و برخاسته از جریان حاکم بودند دستخوش تغییر پیاپی آنهم درفواصل دور از انتظار و مغایر با منطق عمومی شدند.به نظر می رسد دولتی ها براین باوربودند که تغییر مستمر مدیران بالایی و نیز میانی حکومت در درجه نخست ازظهور لایه های جدید ازمفاسد اقتصادی (درساختاري كه بطورمدام مولد آن است)ممانعت نموده و دردرجه بعد شرایطی را که منجر به دست به دست شدن قدرت درجناح های حاکم خواهد شد را دست کم به تاخیرخواهد افکند. اما نکته ای که درحاشیه این تغییر مستمر مدیران و انحلال نهاد های برنامه ریز و نظارتی قابل فهم است آنکه اساسا این نیروها و نهاد ها درساختارکنونی ازکارکرد اصلی خود تهی شدند . چنانچه بود و نبود آنها ونیز بکارگیری ضعیف ترین نیروها درمهمترین پستهای اجرایی نیز خللی درروند مطلوب حکومت ایجاد نخواهد کرد.&lt;br /&gt;اما پیامد این مشی درجامعه وخیم تر شدن اوضاع اقتصادی و اجتماعی مردم بواسطه سیاستهای غیرتخصصی و ناپایدارمدیران بی تجربه بوده وازسوی دیگر توجه وافرحکومت به فراسوی مرزها و بی اعتنایی به فلاکت و تنگی معیشتی که بخش گسترده ازملت را دربرگرفته حکومت را به آستانه یک بحران مزمن اجتماعی پیش برد. واقعیت آن است مشی اخیرحکومت هنوزبه پایان عمرپیش بینی شده اش نرسیده با شکست روبرو شد.بعید نیست عواقب این شکست به بحران اجتماعی غیرقابل کنترل وفاقد چشم اندازروشن بی انجامد. بازی حکومت با برگ نهادهای بین المللی وحاضرشدن درمیزمذاکره با آمریکا تلاشی است که برای برون رفت ازبحران روزافزون داخلی - بین المللی درپیش گرفته شده است.&lt;br /&gt;اکنون كه راههاي گوناگون درحاكميت به بن بست رسيده شایسته است بجای بازیگری درعرصه بین المللی و یا تقویت نهاد های سرکوب وتشدید فضای امنیتی، حکومت به تنها راه منطقی یعنی بازنگری درنخستین گامهای کشورداری خود بپردازد.كژ راهه ای که حکومت ازنخستین سالهای استقرارخود بدان پای نهاد زدودن هرنیروی مخالف ازعرصه سیاسی بود.گشایش عرصه سیاسی با آزاد نهادن فعالیت اپوزیسیون دمکرات تنها راهی است که مانع ازانفجار اجتماعی و انسداد کامل سیاسی خواهد شد.آیا حکومتگران قادر به درک این مهم می باشند؟ &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-179817006009794200?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/179817006009794200/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=179817006009794200' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/179817006009794200'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/179817006009794200'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2008/09/blog-post.html' title='مدیران یا مدیریت متزلزل'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-1751219058573066317</id><published>2008-08-01T10:33:00.001+04:30</published><updated>2008-08-01T10:40:25.464+04:30</updated><title type='text'>پیرامون شورای صلح</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;شبکه رادیوتلویزیونی صدای آمریکا درمورد اقدام آقای دکتریزدی وخانم شیرین عبادی که به همراه تعدادی ازتشکل ها وافراد به تشکیل جمعیتی به نام شورای ملی صلح مبادرت کردند ازمن سووال کرد।متن کامل پاسخی که ارائه کردم بدین قراراست:&lt;br /&gt;درواقع دمکراسی با صلح وامنیت نسبتی مستقیم دارد. تنها درجوامعی امکان پای گرفتن نهادهای دمکراتیک ترویج مبارزه مسالمت آمیز و عمومی شدن فرهنگ دمکراسی هست که صلح پدیده واتمسفر غالب آن باشد. ازنگاه ما فعال شدن افرادی که به عنوان چهره های صلح طلب و مدافع حقوق بشر شناخته شده اند درمسیر مخالفت با جنگ و مداخله نظامی و همچنین داشتن نگاه مضطربانه به تحریم های اقتصادی ازحیث اینکه مردم و اقتصاد کشور دچار لطمه خواهد شد قابل درک هست&lt;br /&gt;اصولاً جبهه دمکراتیک ایران و فعالان آن طی سالهای اخیر در اظهار نظرها و اعلام  مواضع همواره نسبت به مخاطرات جنگ و جنگ افروزی هشدار داده اند.&lt;br /&gt;اما دررابطه با حرکتی که به نام صلح جمعی از گروها و افراد درکشور آغاز کرده اند نقصان ها وایراداتی را به آن وارد می دانیم&lt;br /&gt;به باورما حتی حضور برخی عناصر حاکمیت که دغدغه ی اصلی شان حفظ ساختار سیاسی هست دراین حرکت به تنهایی موجب تردیدها نیست اما اگر درکنار این حضور ، پرهیز و فاصله گرفتن این جمع را ازگروهها ونیروهای ساختارشکن هم اضافه کنیم آن وقت مساله تامل برانگیز هست.&lt;br /&gt;نکته دیگر این هست که اگر نتایج عملی رویکردی که این شورا اعلام کرده را مورد ارزیابی قرار بدهیم خواهیم دید که برداشتن هرگونه فشار از حاکمیتی که در شرایط فعلی هم نسبت به سرکوب جنبش های اجتماعی و نقض سازمان یافته حقوق بشر ابایی ندارد بخودی خود امتیاز دادن به این حاکمیت است .&lt;br /&gt;صرف نظر از اینکه ما مداخله نظامی و تحریم هایی که موجب لطمه به مردم شود را نمی پذیریم اما باورداریم که بدون راهبرد عملی که حاکمیت را دربه رسمیت شناختن حقوق شهروندی و دست برداشتن از نقض حقوق بشر به صورت گسترده اعم از رفع سیاست هایی که منجر به فقر و فلاکت عمومی درجامعه شده و سیاست هایی که ناامنی را درحوزه عمومی موجب شده تنها با بسنده کردن آرزوی صلح و رواج حقوق بشر کافی نیست و این یکی از ایرادهای وارد به این حرکت است&lt;br /&gt;به نظر ما تلاشهایی ک به منظور بسط جبهه ی دمکراسی خواهی و در برگرفتن بخشهای بیشتراز گروهها و نیروهای فعال اجتماعی و سیاسی صورت بگیرد و همچنین مساعی که درزمینه یافتن محوری قابل قبول و عمل برای وحدت بخشیدن این نیروها شکل می گیرد قابل تقدیرهست اما اگر نتیجه ی این حرکت آن باشد که نیروهای مبارزرا بی خاصیت کنیم و ثمره تلاش ها تنها دردامن حاکمیت جای بگیرد نام زیبای صلح به ابزاری تبدیل شود برای سهم خواهی قدرت و جای گرفتن درکنجی ازحاکمیت به نظر ما این به نفع دمکراسی خواهان نیست به نفع جنبش صلح هم نیست.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-1751219058573066317?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/1751219058573066317/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=1751219058573066317' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/1751219058573066317'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/1751219058573066317'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2008/08/blog-post.html' title='پیرامون شورای صلح'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-5339608700400677716</id><published>2008-07-26T11:25:00.001+04:30</published><updated>2008-07-26T11:30:28.045+04:30</updated><title type='text'>تاملي برآرايش احزاب داخل كشور</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;يكي از مزاياي تحزب آن است كه مردم دربرگزيدن الگوها ونيروهاي سياسي دچارسردرگمي نمي گردند. آنگاه كه حزب سياسي با برنامه، روش، اهداف وسابقه ي مشخصي خود را معرفي مي كند ديگرمجالي براي افراد ابن الوقت نمي ماند.اما اين حكايت زماني صادق است كه گروههاي سياسي به درستي تعريف شوند ونام وجهتگيري شان منطبق برهم باشد. سياست شناسان به منظورتقسيم بندي جريان ها و احزاب سياسي از ملاك هاي متعددي بهره مي جويند. شايع ترين شيوه نوع نگاه جريان ها و احزاب به حكومت است. آناني كه خواهان حفظ وضع موجودند تحت عنوان محافظه كار وگروه هايي كه معترض به وضع موجود مي باشند به دوبخش اصلاح طلب و انقلابي شناخته مي شوند.دراين مقال آرايش گروه هاي محافظه كاربا درنظرگرفتن ميزان اهميت راهبردي مطمح نظرنيست. اما نظربه ضرورت تعريف گروههاي معترض به وضع موجود وپالودن درهم ريختگي مرزبندي اين احزاب مبحث راپي مي جوييم. ضرورت موضوع ازآنجاست كه برخي نيروهاي سياسي سعي درمصادره به مطلوب هراصطلاح  تازه بدون توجه به مفاهيم آن را دارند. قصد اين نوشتار تميز اين گروهها دركشورمان با توجه به ملاك ها وشاخصه ها ونه شعارهاي موسمي وتبليغات انتخاباتي آنان است.&lt;br /&gt;يك ملاك براي تقسيم بندي گروههاي معترض به وضع موجود برمبناي استراتژي گروهها ست. ازيك منظراستراتژي هاي اپوزيسيون را به سه رده قهرآميز، صندوق راي و خيابان مي توان تقسيم كرد.&lt;br /&gt;استراتژي قهرآميز، دراين رويكرد قانون حاكم مورد تاييد نيست. كشتن و كشته شدن جزو تفكيك ناپذير و مورد تاييد اين مشي است. برنامه ريزي برمبناي پيروزي آني است ودرمصاف فرسايشي احتمال ناكامي فراوان است. درصورتي كه آمريت درابتدا راه مورد نقد باشد اما به لحاظ ويژگي ذاتي اين شيوه سرانجام صورت غالب دراين رويكرد است. گروههايي كه دراين رده اند را انقلابي (به مفهوم سنتي آن) بايد نام داد.&lt;br /&gt;صندوق راي ديگراستراتژي قابل تشخيص شماري ازگروههاي سياسي است. براين اساس قانون وساختارحاكم بركشورمورد تاييد است. باورمندان اين متد به برخي ازقوانين، رفتاروشماري ازحاكمان انتقاد دارند. آنان درصدد تغييرواصلاح و نه دگرگوني ساختارحاكم اند. پيروان اين استراتژي ممكن است داراي برخي مناصب حكومتي باشند كه ازآنها به عنوان اصلاح طلب حكومتي  ياد مي شود ويا زماني صاحب آن بوده و اكنون آنرا ازدست داده اند كه اين گروهها را اصلاح طلب خارج ازحاكميت مي شمارند.&lt;br /&gt;استراتژي سوم موسوم به خيابان است. اين گروهها قانون حاكم را برنمي تابند. شركت درحاكميت ازطريق انتخابات مورد تاييد آنان نيست. هدف اين گروهها دگرگوني ساختارحاكم است. شيوه اين دگرگوني مبتني براعتراضات مسالمت آميزمردمي وپرهيزازخشونت درقالب اعتصاب ، تحصن وراهپيمايي است. چنانچه همه پرسي به منظور رد ساختارحاكم وتعيين ساختارنوين درشرايط آزاد برگزارگردد مورد تاييد اين گروهها است. آنان رويكرد خود را «انقلاب آرام» ناميده و دراتمسفر كنوني كشورمان ازآنان به عنوان «تحولگرا» ياد مي‌ شود.با توجه به اين تعاريف قابل تشخيص است كه مثلاً اگرگروهي يا افرادي خود را تحولگرا بدانند اما تمايزشان  با ديگر اصلاح طلبان تنها در آن باشد كه كانديداي انتخاباتي آنان محمدخاتمي است يا عبداله نوري . درواقع اين دسته تحولگرا نيستند، چرا كه نخست آنكه استراتژي آنها همانند ديگر اصلاح طلبان صندوق راي است. دوم آنكه مترصدند تا با توسل به قانون حاكم بخشي از قدرت را تصاحب كنند. درنهايت آنكه موافق دگرگوني بنيادي ساختارنبوده بلكه حداكثربه اصلاح برخي اصول قانون اساسي مي انديشند. بنابراين، اين گروهها ونيروهاي سياسي همسو را مي توان اصلاح طلب خارج ازحكومت خواند ونه تحولگرا.پرواضح است كه اگربخشي ازاصلاح طلبان ديروز با آسيب شناسي ازپديده رفرم به اين نتيجه دست يابند كه نيازمند تغييراستراتژي مي باشند و به عنوان نمونه تحولگرايي را مطلوب خود يافتند. لازمه ي آن تغيير مشي سياسي هم هست وصرف تغييرنام كافي به مقصود نيست چرا كه ممكن است اين تصوربه اذهان متبادرگردد كه نام جديد تنها دستاويزي براي تداوم رويه سابق است.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-5339608700400677716?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/5339608700400677716/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=5339608700400677716' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/5339608700400677716'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/5339608700400677716'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2008/07/blog-post.html' title='تاملي برآرايش احزاب داخل كشور'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-2829537177480336249</id><published>2008-07-02T06:26:00.001+04:30</published><updated>2008-07-02T08:37:51.397+04:30</updated><title type='text'>جنبش 18 تیر پرچم تحولگرايان</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;ماندگاری آثارجنبش های اجتماعی یکی ازشاخصه های ذاتی این نوع پدیده است.درواقع یکی ازوجوه تمایز آکادمیک شورش وجنبش اجتماعی همین دینامیزم تاریخی جنبش هاست. براین مبنا است که حوادث گوناگون سالهای گذشته ازواقعه اکبرآباد اسلامشهرتاعصیان های مردمی درمیانه ، فارس،سنندج، ترکمن صحرا و...هرکدام یک نشو نمای زمانی دارند اما جنبش دانشجویی 18 تیرنه به عنوان حادثه ای محصور به یک بازه زمانی بلکه به نمادی ازآزادیخواهی دانشجویان ومردم ایران تبدیل شده است.این درشرایطی است که رشته مساعی دامنه دارازتحلیل گران دل برحکومت سپرده گرفته تا تدابیرناشیانه وزارت علوم دردستکاری تقویم ترم های تحصیلی دانشجویان،جملگی مانع ازآن نگشت تا این نقطه عطف جنبش دانشجویی – مردمی به طاق نسیان رود.به موازات تلاش ناكام برخي جريان هاي سياسي به منظور آنكه اين جنبش را به شورش كورتعبيركنند.كوششي ديگرنيزمترصد آن است تا با تقليل گرايي مطالبات اين جنبش آنرا درحد يك رفرم تنزل دهد.اما براستي پايه هاي برهان مقوم كدام ديدگاه است.&lt;br /&gt;درتبيين ماهیت این حرکت یک نگره برآن است که جنبش دانشجویی 18 تیر تفسيري ژرفنما ازرخ داد 2خرداد بود. اگرچه طیفی از حکومتگران باهم نگری آرای مردمی درانتخابات 2خرداد76را به مثابه ی گرایش توده ها به روی کارآمدن یک جناح حکومتی تلقی کردند.درمقابل طیف دیگرحکومت نیز آنرابه معنای حمایت مردم ازنظام خواندند. اما ورای این کلی نگری های تهی ازحقیقت تامل درشاخصه های جنبش دانشجویی تیرماه نشان ازتفسیری دیگردارد.اينكه بعدها بخشي ازنيروهاي سياسي عبورازخاتمي رامطرح كردند (ونيزعبورازحاكميت) درواقع اين به معناي ظهور يافتن بن مايه تحولگرايي بود. تا آن زمان تبليغات مسلط رفرميستها موجب شد رويه ي اصلاح طلبي چهره حقيقي حركت را مكدرو مستوركند و 18 تيرخواست واقعي جنبش را شفاف نمود.&lt;br /&gt;شاید بتوان برخی ویژگی های جنبش 18 تیررا که مبین ماهیت این جنبش است چنین برشمرد. فراگیربودن حرکت (حضورگروههای مختلف دانشجویی)-نگاه تحول گرایانه (توجه به شعارها)- تلاش در پیوند زدن جنبش دانشجویی ومردم(تظاهرات خیابانی) و سرانجام اتفاق نظر جناح های حکومت درسرکوب این جنبش.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;فراگیربودن حرکت&lt;/strong&gt; &lt;strong&gt;-&lt;/strong&gt; درمورد دایره ی شمول این جنبش به جرات می توان گفت درهیچ موردی جز انقلاب 57 سابقه نداشت که طیف های فکری وگروههای گوناگون دانشجویی این چنین درحرکتی واحد برای ابرازخواسته های خود به همیاری بپردازند. به نظر می رسد وحدت عمل کم نظیرگروههای دانشجویی دربرابرماشین سرکوب حاکمیت خود گواه آن بود که مطالبات دانشجویان بزرگترازمقاصد سكتاريستي وگروه گرايانه بود، به این منظورتدبیری جزاتفاق چاره سازنبود.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;نگاه تحول گرایانه –&lt;/strong&gt; علاوه برآنکه هیچیک ازچهره های گروههای سیاسی درون حکومتی نتوانستند درآن ایام خشم دانشجویان را فرونشانند، عامل دیگری که نشان ازخواست تحولگرایانه و نه اصلاح طلبانه می داد شعارهایی بود که دانشجویان درتظاهرات خود سرمی دادند. شعارهایی نظیر 20 سال سکوت دیگربس است. اسم ساواک عوض شده انصارحزب اله شده – مردم چرا نشستین ایران شده فلسطین و ... حکایت ازنگاه ساختارشکن این جنبش داشت. شاید به خاطردرک همین مساله بود که خاتمی ترجیح داد تا روزسرکوب این جنبش نه تنها دربین دانشجویان حضورنیابد بلکه دربرابرظلم آشکاربه دانشجویان ویاری طلبیدن مکررگروهی ازآنان لب به سکوت بست.&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;تلاش درپیوند حرکت دانشجویی ، مردمی -&lt;/strong&gt; یکی ازمولفه های ممتازجنبش دانشجویی 18 تیرآن بود که برای نخستین باردانشجویان حرکت اعتراضی خود را ازخوابگاه ومحوطه دانشگاهی خارج نموده و به خیابان ها آمدند. آنها با راهپیمایی مسالمت آمیز درشعارهای خود ازمردم دعوت می کردند تا به آنان به پیوندند. این حرکت مورد اقبال عمومی قرارگرفته وچنانکه تداوم می یافت می توانست چهره دیگری به جنبش دهد. بازکردن درب خانه ها هنگامی که دانشجویان مورد یورش و تعقیب نیروهای سرکوب قرارمی گرفتند. تامین آذوقه دانشجویانی که درخوابگاه کوی محاصره شده بودند و ... نشانه هایی مبنی برتمایل مثبت مردم به این پیوند بود. درمقابل طرفداران حکومت سعی نمودند تا با ایجاد بلواهای مصنوعی دانشجویان را آشوبگرمعرفی کنند.اين ترفند برخي را دچاراشتباه نموده وآنها تصوركردند هدف اصلی بلواهای مصنوعی به جهت آن بود تا بهانه برای سرکوبی دانشجویان فراهم گردد.عده ای نيز آگاهانه یا ناآگاهانه شماری ازگروههای دانشجویی را هدف این اتهام قراردادند. درواقع غرض اصلی آشوب های مصنوعی آن بود تا مانع ازتداوم پیوند دانشجویان ومردم شوند. سرکوبگران همانطورکه درصبح 18 تیرنشان دادن برای سرکوب مبارزان نیازی به بهانه نداشتند و بدون آنکه بلوايي دركارباشد به خوابگاه هجوم بردند .&lt;br /&gt;وحدت جناح های حاکم درسرکوب جنبش – حاکمیت ازمدتها قبل سمت گیری ساختارشکن جنبش را دریافته بود این سمت گیری تا قبل از 18 تیربصورت نهفته وجود داشت ودرواقع بروز این جنبش تبیین حقیقی از حرکت مردم در2خرداد بود। ای بسا یکی ازاهداف اصلی هجوم به دانشجویان سرکوبی نقطه ثقل جنبش تحول طلبانه بود।بازجوهایی که پس ازبازداشتمان درفردای جنبش 18 تیردرزندان توحید رژیم کنونی(کمیته مشترک ضد خرابکاری رژیم قبلی ) ما را زیرفشارقرارداده بوند یکی ازحرف هایشان این بود که می گفتند شما ها ابتدا بیانیه «راه حلی برای ساختار سیاسی آینده »را ازطریق اتحادیه دانشجویان و دانش آموختگان منتشرکردید سپس درحركت تیرماه سعی نموديد آنرا عملی سازید. با این نگاه است که می توان علت وحدت جناح های حاکم درسرکوب جنبش 18تیردانشجویان را بهتردرک نمود. تسامح اصلاح طلبان درحمایت ازدانشجویان وعقب نشینی بزرگ آنان درزمانی که قراربود دردانشگاه تهران اجتماعی درپشتیبانی ازدانشجویان برگزارکنند، سکوت خاتمی و بدترازسکوت سخنانی که درهمدان و یا درروزدانشجو درمورد نداشتن زندانی سیاسی و خیانت شمردن تقاضا برای تغییرقانون اساسی مطرح نموده بود. همچنین اظهارات رفسنجانی درخصوص کیفیت حل بحران جملگی نشان ازهمسویی جناح های مختلف حکومت درسرکوب دانشجویان داشت. اكنون درنظرآوردن مجموع این ویژگی ها کمکی است جهت درک ماهیت حركت 18 تیر، نخست آنكه نه شورش بلكه يك جنبش اجتماعي بود.ديگرآنكه جنبشي تحول گرايانه ونه اصلاح طلبانه بود.ازهمین روی شايسته است 18 تیر به عنوان نقطه عطف جنبش آزادیخواهی دانشجویان ومردم ايران همواره به شیوه های ممکن زنده بماند .&lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt; &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-2829537177480336249?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/2829537177480336249/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=2829537177480336249' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/2829537177480336249'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/2829537177480336249'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2008/07/18.html' title='جنبش 18 تیر پرچم تحولگرايان'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-2000213268507029545</id><published>2008-06-22T22:02:00.002+04:30</published><updated>2008-06-23T07:40:21.738+04:30</updated><title type='text'>برای 18 تیر</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="right"&gt;(&lt;em&gt;به یاد درخون تپیدگان جنبش دانشجویی&lt;/em&gt;)&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;سکوت و شب و ماتم خواب گاه&lt;br /&gt;زسرکوب و سانسور و بی دادگاه&lt;br /&gt;درآن لحظه کامید شد درمحاق&lt;br /&gt;زفرخ پی ای گشت صلایی بپا&lt;br /&gt;وشد راه آغاز، یاران همه&lt;br /&gt;برون باید ازکوی و از خوابگاه&lt;br /&gt;خیایان سراسرآکنده شد&lt;br /&gt;تبری زبیداد، تحری زفریادها&lt;br /&gt;عسس ها و انصار یک سو شدند&lt;br /&gt;زچوب و چماق،کلت و سرنیزه ها&lt;br /&gt;چنین لکه ننگی تموچین نداشت&lt;br /&gt;شبیخون برخوابگاه 18 تیرماه&lt;br /&gt;چو دانشگهی دید نامردمی&lt;br /&gt;بجوش و خروشید برظلم ها&lt;br /&gt;زدانشجويان جبهه ای متحد&lt;br /&gt;بلرزاند بنیاد جوروجفا&lt;br /&gt;همه شهریکپارچه چشم دوخت&lt;br /&gt;که زنجیرها بگسلد جنبش تیرماه&lt;br /&gt;دریغا درآن شوردانشگهی&lt;br /&gt;تهی کرد میدان رفرمیست ها&lt;br /&gt;چوافراشت پرچم تحولگرا&lt;br /&gt;به خونخواهی 18 تیرماه&lt;br /&gt;که تا مردم حاکم به مردم شوند&lt;br /&gt;رهی نیست جزجنبش تیرماه&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-2000213268507029545?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/2000213268507029545/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=2000213268507029545' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/2000213268507029545'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/2000213268507029545'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2008/06/18.html' title='برای 18 تیر'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-405671620951868303</id><published>2008-05-25T08:47:00.001+04:30</published><updated>2008-05-25T08:53:23.430+04:30</updated><title type='text'>آزادي مهندس حشمت اله طبرزدي</title><content type='html'>&lt;div dir="rtl" align="justify"&gt;&lt;strong&gt;&lt;span style="font-family:verdana;"&gt;&lt;a href="http://sufnews.blogspot.com/"&gt;خبرگزاري جبهه متحد دانشجويي&lt;/a&gt; - بنابرخبرهاي واصله مهندس حشمت اله طبرزدي دبيركل جبهه دمكراتيك ايران با تحمل قريب به يك دهه حبس هاي متناوب صبح امروز 4 خرداد با ابلاغ قضايي پايان مدت محكوميت 7 ساله و 000/000/10 ريال مجازات نقدي از زندان اوين آزاد شد.قابل ذكراست هنوزازسوي مراجع قضايي هيچگونه اظهار نظررسمي د رخصوص علت بازداشت مجدد طبرزدي از20 آبان سال گذشته تا كنون نگرديده است .درحالي كه پيش ازاين مسوولين اوين پايان مدت محكوميت وي را مرداد ماه سال گذشته اعلام نموده بودند. اين گزارش همچنين حاكي است به طبرزدي اعلام شده مدت محكوميت 10 ساله محروميت از حقوق اجتماعي وي ازامروز آغاز مي شود&lt;/span&gt;&lt;/strong&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-405671620951868303?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/405671620951868303/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=405671620951868303' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/405671620951868303'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/405671620951868303'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2008/05/blog-post_25.html' title='آزادي مهندس حشمت اله طبرزدي'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-4716367444059624800</id><published>2008-05-23T12:04:00.003+04:30</published><updated>2008-05-23T12:31:03.576+04:30</updated><title type='text'>جاودانه های 4 خرداد</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;اگر دربرهه ای ازروزشمارآزادیخواهی میهن 4 خرداد تداعی گر تپه های اوین درسال 1351و پیکرهای غرق درگلوله مجاهد مردانی چون محمد حنیف نژاد، سعید محسن، علی اصغربدیع زادگان ، محمود عسگری زاده و عبدالرسول مشگین فام بود. اما برای نسلی که سنگرآزادی را دردانشگاه جست وقلم و بیان را سلاح این پیکارساخت. از سال 1377کالبد 4 خرداد جانی دگرباره یافت.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;بعد از میتینگ 29 مهر(سال 76 مقابل سر در دانشگاه تهران) که درمقوله رهبری از سوی اتحادیه اسلامی دانشجویان و دانش آموختگان پیشنهادی طرح شد مبنی براینکه قانون اساسی به نحوی اصلاح شود که: 1- رهبری با انتخاب مستقیم مردم باشد2- دربرابرمرجعی نظیر مجلس شورا پاسخگوی سیاستها وعملکرد هایش باشد.3- مدت آن محدود به چند سال گردد. درتکمیل این دیدگاه دراردیبهشت ماه سال 77 با توجه به درپیش بودن انتخابات مجلس خبرگان (آبان ماه همان سال) بحث دیگری درنشست های داخلی این اتحادیه مطرح شد. براین اساس نظر به لزوم صلاحیت های چندگانه دررهبری می بایست کسانی که به عنوان خبره به انتخاب وی می نشینند نیز هریک ازتخصص های مختلف علوم روز برخوردارباشند. به بیان دیگرمجلس خبرگان مجمعی از صاحب نظران علوم مختلف روز باشد. این طرح بنا بود در میتینگی به عنوان موضع این تشکل اعلام شود. تاریخ اولیه آن 29 اردیبهشت ماه مقارن با سالروز تولد دکتر مصدق بود اما اندکی پس از موافقت اولیه، وزارت کشور طی تماسی با اتحادیه عنوان کرد ازآنجا که ممکن است مراسم شما موجب تحت الشعاع قراردادن مراسم 2خرداد شود آن را به زمان دیگری پس از این تاریخ موکول کنید. به این ترتیب روز 4 خرداد تعیین ومجوزبرگزاری آن درپارک لاله صادرشد. برای این مراسم سخنرانانی که درنظرگرفته شده بود عبارت بودند از: مهندس طبرزدی ، دکتر امامی ، پرویز سفری و منوچهرمحمدی.&lt;br /&gt;تریبون این مراسم کامیونی بود که دو روز پیش ازآن در سالروز 2 خرداد دفتر تحکیم وحدت درمراسم خود استفاده کرد و این نماد جهت همدلی با بچه های تحکیم انتخاب شد. اما روز 4 خرداد از آغاز مراسم گروهی سیاهپوش دربرابر تریبون درون پارک خیمه زده و هنوزسخنران مراسم لب به سخن بازنکرده بود که آنها با شعارهای خاص خود نظیرمرگ بر منافق و ضد ولایت فقیه سعی دراخلال درمراسم نمودند. رفته رفته جمعیت دانشجویی – مردمی فزونی می یافت اکنون دیگرنیروهای انتظامی ، امنیتی وگارد ضد شورش نیز جای جای پارک حضورمحسوس داشتند.&lt;br /&gt;درمیان درگیری هایی که با حمله سیاهپوشان به مدد زنجیر، پنجه بوکس، چاقو و...به سوی دانشجویان ومردم صورت می گرفت. دانشجویان ضمن پراکنده شدن و دوباره گرد آمدن کمتربه واکنش فیزیکی برخاسته وبطورعمده شعارهایی برضد طالبان ، انحصارو ... سرمی دادند. مدتی بعد ازدرگیری ها سرهنگی ازنیروی انتظامی با بلند گوی دستی اعلام کرد این مراسم مجوزقانونی دارد و ازمهاجمین خواست آنها به سوی دیگر پارک بروند و اگرهم تقاضای مراسم دارند درخواست مجوز کنند. با حلقه موقتی که نیروی انتظامی گرد تریبون ایجاد کرد دو تن از سخنرانان سفری و امامی موفق شدند چند کلمه سخن بگویند. سفری ازلزوم امنیت برای آزادی گفت وروبه مهاجمین خواستارآرامش آنان شد و اینکه درمقابل اگرآنها نیز یخواهند سخن بگویند حاضراست جانش رابدهد تا مخالفش سخن بگوید و امامی نیزبا توجه به اصل 56 قانون اساسی چنین نتیجه گرفت که حکومت نباید درانحصارقشریا افراد خاص باشد بلکه همه باید بتوانند درسرنوشت شان مشارکت کنند. اما دراین اثنا انفجارنارنجک گازاشک آوردرمیان جمعیت آغازی بردرگیری مجدد والبته شدید ترازدفعه قبل شد به نحویکه مهاجمان به سخنرانان نیز حمله نموده و کامیون را دورساختند . و.... مراسم ناتمام ماند. به رغم آن همه تا ساعت ها پس از مراسم آن جمعیت چند ده هزارنفری ازپارک خارج نشدند. تجمعات پراکنده ، بحث آزاد، لکه های خون دربوستان لاله ، دخترها وپسرهای مجروح ازضرب زنجیرها و نیروی انتظامی و...که اقدام موثربرای بازداشتن مهاجمین ازیورش به مراسم قانونی نکردند اما برای بازداشت دانشجویان آمادگی کامل ازخود نشان می دادند.&lt;br /&gt;گرچه دراین مراسم نیزهرگز حادثه آفرینان ازسوی حاکمیت تعقیب و محاکمه نشدند اما چند ماه بعد در روزهای نخست آبان همان سال وزارت کشوربه جبران میتینگ ناتمام 4 خرداد مجوزمراسم دیگری را در پارک لاله صادر کرد .&lt;br /&gt;ازآن 4 خرداد به بعد بی آنکه ازارزش مجاهدتهای پیشینیان کاسته شود، این روز درتقویم جنبش آزادیخواهی ایران جانی دوباره گرفت. گویی خود تبدیل به نمادی دیگرشد. روزی که شاید یک پیامش این بود بجز حرکت قهرآمیز و صندوق رای راه سومی هم برای تغییرهست. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-4716367444059624800?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/4716367444059624800/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=4716367444059624800' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/4716367444059624800'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/4716367444059624800'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2008/05/4-1351.html' title='جاودانه های 4 خرداد'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-636333559429818481</id><published>2008-05-02T09:01:00.003+04:30</published><updated>2008-05-23T12:35:45.800+04:30</updated><title type='text'>پیامد های انتخابات مجلس هشتم</title><content type='html'>&lt;div align="justify"&gt;&lt;br /&gt;درنظام های سیاسی مبتنی بر انتخابات نقطه اوج کنشگری سیاسی وثمره آن را می بایست در انتخابات و نتایج آن مشاهده کرد.ازیک سو نحوه برگزاری انتخابات روشنگر نمای واقعی ازسیمای حاکمیت ونقش توده ها ودیگر بازیگران این عرصه است. ازسوی دیگرحتی درنظام هایی که انتخابات جایگاه واقعی خود را نیافته بازهم حکومت ومردم ازآثاروپیامد های آن برکنارنمی باشند.&lt;br /&gt;براین اساس شایسته است پیامد های انتخابات مجلس هشتم ازدومنظر نخست حکومت ودیگری مردم مورد توجه قرارگیرد.&lt;br /&gt;صرف نظرازاینکه کدام جناح وگرایش سیاسی حاکمیت چه میزان ازکرسی های مجلس را تصاحب نمود. رای 13 درصدی نیروهای حاکمیت درتهران(اگرآمارواقعی رانیزدرهمین حد فرض کنیم )فاحش ترین شکست حاکمیت درجدال سیاسی با نیروهایی است که خواهان تغییروضع موجودند.گرچه بخشی ازحاکمیت به منظورحفظ وجهه خود درنزدحامیانشان درتبلیغات عمومی همچنان سخن ازحضورپرشورملت سرمی دهند اما نشانه هایی دردست است که ازتلاش بخش دیگرحکومت درجهت بازسازی خود ودرک خطری که با آن مواجه است می نماید. بخشی ازاین نشانه ها ازاین قرارند.&lt;br /&gt;درروزهای اخیراخبارتازه ای ازدوزندانی سیاسی درسایت های اینترنتی مشاهده شد. تبرئه حکم حبس سه ساله «باقی» وتعیین تاریخ پایان محکومیت 7 ساله«طبرزدی»، دو چهره شناخته شده که اولی ازنیروهای اصلاح طلب ودومی درقلمرو تحول گرا یان جای می گیرند. این موضوع با یاد آوری این مهم جای تامـل می یابد که آنان درپاییز سال گذشته (اندکی قبل ازانتخابات) و به نشانه تمایل سیاست حاکم به بسته ترشدن اتمسفرسیاسی آن هم به صورتی پرسش برانگیزبه زندان بازگردانده شدند.&lt;br /&gt;خبردیگرتدوین لایحه جرم سیاسی از سوی قوه قضاییه آن هم پس ازقریب به 30 سال می باشد. گرچه ازمنظرحقوق شهروندی فعل سیاسی ولو آنکه به منزله تغییرساختارحاکم نیزباشد جرم تلقی نمی گردد بلکه هرملتی مادامی که حکومت را مجری مطالبات خود نبیند دراصلاح وحتی تغییرآن محق است. اما در ساختاری که برخلاف قانون اساسی خود، فعالان سیاسی را بدون آنکه حدود جرم تعریف شده باشد مجازات ومحکوم می نماید،تدوین این لایحه وبه تبع آن پذیرش اینکه افرادی به جرم سیاسی محکوم شده و باید زندانی سیاسی نام گیرند وازحقوقی متمایزازمجرمین جنایی وتعدی گران به حقوق مردم برخوردارشوند، می توان حرکتی مغایربا سیاست های قبلی و دراصلاح آن تلقی نمود.&lt;br /&gt;خبردیگری که دراین ایام جلب توجه می کرد تغییردرمدیریت حوزه علمیه قم (یکی ازمراکزتاثیرگذاردرتصمیم سازی های حکومت)بود. براساس این خبردرترکیب جدید این نهاد مصباح یزدی به کنارگذاشته شد.این رخ داد می تواند نشانه ای از سست شدن پشتوانه ایدئولوژی وتئوریک برخی رویکردها وتصمیمات سیاسی جریان حاکم تلقی شود.&lt;br /&gt;اما ورای ره آوردهای حکومتی سمت وسوی دیگرپیامد های انتخابات را باید دربین مردم ونیروهایی سیاسی موجود درکشورجستجو نمود. اگرنیروهایی که خواهان حفظ وضع موجود ند را به عنوان محافظه کاران ومتعین درائتلاف اقتدارگرایان وتمامت خواهان عنوان کنیم.مشاهده نتایج انتخابات کنونی برغم پیروزی ظاهری (درتصاحب کرسی های مجلس) درواقع به منزله شکست سیاست های این گروه ها(درجلب نظرمردم)می باشد. چرا که درکنار13 درصد موافق می بایست 87 درصد مخالف را هم به یاد آورد.براین اساس منطقاً تدبیراین گروه ها(دست کم بخش دوراندیش این جناح)درتغییرسیاست هایشان خواهد بود.&lt;br /&gt;نیروی دیگرسیاسی موجود درداخل کشور اصلاح طلبان می باشند. این جناح که به واسطه عدم موفقیت دردوران 8 ساله خاتمی دچارانشقاق گردید درانتخابات اخیرنتوانست سیاست منسجمی اتخاذ نموده و درنهایت درنتیجه شکست آمیز حاکمیت سهیم شد. اما این تنها یک شکست انتخاباتی نبود بلکه درواقع شکست رویکرد پارلمانتاریستی هم بود. شاید به همین دلیل بود که حجاریان ازنیروهای تئوریک این جریان، پس ازانتخابات اعلام کرد اصلاح طلبان باید دنبال کاردیگری بروند.&lt;br /&gt;سرانجام نیروی سوم که همان تحول گرایان می باشند درانتخابات اخیربه صورت یکپارچه اعلام کردند که به دلیل مخدوش بودن انتخابات و نبود مکانیزم لازم جهت صیانت ازآراءمردم وهمچنین اعمال اراده ملت پس ازبرگزیدن نمایندگانشان درآن شرکت نمی کنند.&lt;br /&gt;با توجه به اینکه بارزترین پیام انتخابات مخالفت مردم با وضع موجود می باشد وازسویی رویکرد پارلمانتاریستی نیزبه آخرخط رسیده است. پرسش اینجاست که ازاین پس کدام استراتژی می تواند به عنوان گزینه اصلح فراروی مردم قرارگیرد. آیا سکوت معنا داربرخی جریانات دانشجویی(به رغم درخواست های مکرراصلاح طلبان) دربرابرانتخابات و موضع صریح برخی دیگرازجریانات دانشجویی به تحریم انتخابات ازیکسو وهمچنین خبرهای دیگری که ازدانشگاه های بابل، پلی تکنیک، شاهرود، شیرازو اکنون سهند تبریز به گوش می رسد به منزله آن نیست که دانشگاه رویکرد نوینی را که ممکن است گزینه بعدی مردم باشد را آغازکرده است؟ &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-636333559429818481?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/636333559429818481/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=636333559429818481' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/636333559429818481'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/636333559429818481'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2008/05/blog-post.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;پیامد های انتخابات مجلس هشتم&lt;/div&gt;'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-7456577343979520555</id><published>2008-04-15T16:04:00.001+04:30</published><updated>2008-04-15T16:07:47.511+04:30</updated><title type='text'> منحني افول</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;هرگاه پیش از انقلاب بهمن در جامعه ی ایرانی سخن از سیاست می رفت  این مثل عامیـانه زبان به زبان می گشت که «سیاست پدرومادرندارد.» منشا و پیشینه ی این امرخواه سابقه ی ذهنی توده ها ازفعالیت سیاسی بود یا تلاشی برای منفک کردن حوزه دین از سیاست و یا دلیلی دیگر، درهرحال این موضوع بیش ازهرچیزمبین مطرود بودن این عرصه درجامعه و سعی توده مردم درکناره گیری ازاین حیطه بود. پس ازانقلاب حاکمیت تلاش کرد مثل دیگری را قرین واژه سیاست نماید . براین اساس درترویج عبارت «سیاست ما عین دیانت ما» هم خود را بکاربست. ازمنظر حاکمان این گزینه هم به جهت  توجیه عناصر ایدئولوژی حاکم وهم به منظورتمهید پشتوانه توده ای درپس منویات حکومتگران ضروری می نمود.&lt;br /&gt;درابتدا که تصورصائبی از مساله وجود نداشت گمان می رفت متد تغییرساخت سیاسی باورها ورفتارهای اجتماعی را نیزدگرگون نموده است.&lt;br /&gt;اکنون که سه دهه ازانقلاب می گذرد با اندک تامل دررویکردها ورهیافت ها می توان دریافت نه درسیاست و نه رویکردهای اجتماعی تحولی رخ نداده است.بلکه آنچه عاید گردیده پسرفت همه جانبه است.&lt;br /&gt; درواقع این تنها شاخصه های اقتصادی نیست که حکایت از جایگاه اسف انگیز کشورمان دربین بیش از170 کشورمستقل دنیا دارد،حکایتی که یک نمونه ی ملموس آن مشاهده ی وضعیت درآمد نفتی است که ازمرز 100 دلار دربشکه عبورکرده ولی اوضاع معیشتی مردم نه تنها نسبت به سالهای قبل بهبود نیافته بلکه به اذعان آماردولتی خط فقر همه ساله بخش بیشتری از جمعیت 70 میلیونی ایران را دردامن خود فرو برده است. تا جایی که یکی ازنمایندگان مجلس حکومت (معلوم نیست خطاب به چه مرجعی) اعلام نمود: باید مشخص شود بیش از 900 میلیارد دلار درآمد نفتی طی این سه دهه درکجا هزینه شده است . اما مضیقه معیشتی مردم تنها مشخصه ی اقتصاد حاکم نیست بلکه روی دیگراین سیستم اقتصادی را می بایست درحقیقت مستتردر این سخن مقام رسمی حکومت محمود احمدی نژاد یافت که اعلام کرد افرادی بانام نظام مشغول غارت اقتصادی اند.(روزنامه اعتماد 22/1/87)&lt;br /&gt;وضع درعرصه فرهنگی نیزروشن است شاید بی راه نباشد که اگرادعا شود امروز چه درزمینه ی نوشتاری، چه درتحدید ابزارهای مختلف اطلاع رسانی، چه تصویرگری و فیلم سازی ، چه آموزش ها ی رسمی و غیررسمی و حتی نوع تفریحات و پوشش مردم و... خیل پرشمار منهیات وممیزی های حکومت چشمگیرترین!! دستاورد فرهنگی حاکم است.&lt;br /&gt;دریغ که درپهنه سیاست میزان پسرفت ها بیش ازعرصه های دیگرنمود می یابد وقتی می بینیم ملتی که برای محو دیکتاتوری بپاخاست باردیگرمی باید حکایتی به نام زندانی سیاسی را تجربه کند. تراژدی روزگارآن است برخی از کسانی که زمانی خود زندانی سیاسی بودند امروزبا نشستن بر سریرقدرت نمی خواهند حداقل حقوق برای یک زندانی که تنها جرمش ابرازعقیده ونظراست را پذیرا باشند.&lt;br /&gt;احزاب وفعالان سیاسی برخلاف قوانین جاری داخلی و تعهدات انسانی بین المللی ممنوع ومحکوم می گردند. وبه رغم این همه بازهم دایره شهروندانی که حق مشارکت درتعیین سرنوشت سیاسی خود دارند به بهانه های واهی هرروزتنگ ترازگذشته می گردد.... درکنار این فشارها آنچه دراین چند سال اخیرمشهود ترازهمیشه گردیده سست شدن مبانی اخلاقی دربین سهامداران قدرت است. &lt;br /&gt;به عنوان نمونه به میزان افزایش دروغ گویی بین تصدی گران سیاست کشورمی توان اشاره نمود. امروزاین دروغ گفتن تنها محدود به وعده وعیدهای انتخاباتی یا پنهان کردن ابعاد حادثه ای که درگوشه ای ازکشوررخ داده نیست بلکه برخی مسوولین ازاینکه دروغ شان ظرف 24 ساعت وازیک مصاحبه تا مصاحبه ی بعدی آشکارشود نیزابایی ندارند. بعلاوه صاحبان قدرت نه تنها ازدست بردن درامانت ملت همچون آراء انتخابات پروایی ندارند بلکه اگرشکایتی نیزازستمدیده ای اعلام شود التفاتی به آن نمی کنند.&lt;br /&gt;حکومتگران که روزگاری حرمت انسان را بالاترازاحترام به کعبه می شمردند امروزبرای حفظ قدرت حاضربه هتک حیثیت بسیاری ازانسان های شریف می باشند. به این ترتیب مردمی که ترغیب به عرصه سیاسی شدند تا نقش دیانت را درآن آیینه بازیابند با درهم شکستن مبادی اخلاق وفروپاشی اقتصاد وسیاست وفرهنگ دیگر تعجبی ندارد که درانتهای این منحنی افول به همان پندار ایام ماضی بازگردند که سیاست پدرومادرندارد.&lt;br /&gt;اين تاثيري است كه سياست بر جامعه نهاد اما ازديگرسو جامعه اي كه تحت تاثيرشرايط زمان وآموزه هاي ساخت حاكم به افراط درسياست ورزي پس ازانقلاب روي آورده بود.به تدريج با لمس واقعيات زندگي وازسوي ديگر مشاهده تناقضات درمشي خصوصي وشعارهاي عمومي جلوس كنندگان بركرسي اقتدار سبب شد تا ديدگاه خود را ازآرمان نگري دورنمايد.اين شكاف با انسدادي كه حاكميت براتمسفرسياسي حاكم ساخت عميق ترشد.چنانچه اكنون جامعه دستخوش تفريط ديگري شده وبه گونه اي درجهت اكتساب منافع فردي غرق گرديده كه منافع عمومي را برنمي تابد. &lt;br /&gt;حال با مرورشمه ای ازآنچه برسرجامعه ی ایرانی می رود دشوارنیست که تصورکنیم چرا توده مردم میل واقبالی به کنشگری سیاسی ندارند.&lt;br /&gt;واقع امرآن است که پیشرفت وبهبودی وضع یک ملت نه محدود به تغییرساختارحکومت و نه منحصر به تغییررویکرد اجتماعی است بلکه این تحول نشات یافته ازتاثیروتاثرمتقابل ساختارسیاسی ورفتارهای اجتماعی است.&lt;br /&gt;هزينه امروز فعالان سياسي ممكن است دركوتاه مدت تاثيرات آشكاري برجاي ننهد اما لازمه دمكراتيزاسيون و نه الزاما تصاحب قدرت تمهيد بستري است تا تغییرات ساخت سياسي ورويكرد اجتماعي پابه پای هم به پیش رود. درغیرآن راه به جایی نخواهد برد.  &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-7456577343979520555?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/7456577343979520555/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=7456577343979520555' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/7456577343979520555'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/7456577343979520555'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2008/04/blog-post.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt; منحني افول&lt;/div&gt;'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-2334987950228760790</id><published>2008-02-17T21:59:00.002+03:30</published><updated>2008-02-17T22:15:08.875+03:30</updated><title type='text'>فرمان ازآن کیست؟</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;ویژگی ساخت قدرت درجوامع ماقبل مدرن آمیخته به مناسبات پنهان کاری، دسیسه، خرافه گرایی ، زورمداری و دریک کلام رویکرد غیردمکراتیک است.درچنین جوامعی مردم یا ازسرفریب و یا ازسراجبار می بایست سربرآستان کارگزاران قدرت نهند. ولو آنکه درصورت ظاهربا میل ورغبت و به انتخاب خود ملتزم رکاب حاکمان باشند.حکایتی ازاین نوع ماجرا را در وقایع قرون وسطا دراروپا می توان یافت.&lt;br /&gt;ازسال 1095 میلادی که پاپ اوربن دوم فتوای جنگ های صلیبی را صادرکرد، بسیاری از جنگجویان معتقد هزاران کیلومترراه پرخطررا طی کردند تا سرزمینی که  مقدس می خواندند ازسلطه غیرمومنان رها سازند. چه بسیارکه کشته شدند و چه بسیارکه کشتند. چه سالها یی که با خون و شمشیر، تهاجم و ازهم گسستن شیرازه خانواده ها طی شد تا ماحصل آن همه جد وجهاد وجان به کف نهادن آن گشت که پایه های اقتدارپاپ ها دراروپا محکم شود. شوالیه ها هم درتهاجم و تصرف ارض مقدس وهم بعدها درپاسداری ازقلمرو ایمان نقش به سزایی داشتند. نقل کرده اند شوالیه ها موقعی که به این عنوان خوانده می شدند یکی از اصولی که می بایست قسم خورند تا آخرعمربرآن وفادارباشند اجرای عدالت بود.شاید جوانمردی و پاسداری ازعدالت مهمترین دلیل علقه مردم و این گروه بود.همین شوالیه ها مدتی پس ازآنکه ازجنگیدن خلاص  شدند دریافتند که عدالتی که برایش جان می سپردند نه درسرزمین های دیگرکه مقدسش می خواندند بلکه درخاک خودشان درحال دفن شدن است. آنها شاهد بودند پاپ هایی که خود را جانشین مسیح می خواندند درکاخهای مجلل می زیستند اما توده های مردم درفقر و نداری دست وپای می زنند . اینگونه بود که زمزمه های اعتراض درگرفت .پاپ ها ازاین زمزمه ها احساس خطرکردند و با نشراتهام شیطان پرستی و ارتداد سعی در بی اعتباری آنها نزد عوام و مهیا ساختن زمینه هدم شوالیه ها را فراهم کردند. چنانکه گفته اند درجنگ پاپ با شوالیه های نواحی رومانی و مجارستان که به حمایت ازساده زیستی گروه سنت فرانسیس  به جنگ برضد پاپ برخاسته بودند هزاران شوالیه کشته شد...آن دوران پاپ ها توانستند برشوالیه ها پیروزشوند اما نه سیاست ، نه نبرد و نه عقاید هیچکدام درکنج تاریخ به انزوا ننشستند بلکه سرزمین به سرزمین ، ملت به ملت وقرن به قرن به رقابت وسبقت گرفتن ازیکدیگرسپری کردند تا بدین سان تاریخ را رقم زنند.&lt;br /&gt;وقتی که دربهمن 57 انقلاب درایران بارخود برزمین نهاد . بنیاد سیاست نیزدرمعرض معماری دیگری قرارگرفت. پا گرفتن نیرویی جایگزین ارتش ازهم پاشیده یکی ازسوداهای داغ آن دوران بود.برخی می گویند ابراهیم یزدی نخستین کسی بود که طرح تشکیل نیرویی به نام سپاه پاسداران را پس ازپیروزی انقلاب مطرح کرد. برخی نیزسازمان مجاهدین انقلاب را از نخستین نیروهای تشکیل دهنده ی سپاه مطرح کرده اند. درهر حال این نیرو گردآمده ازباورمندان به ایدئولوژی حاکم برانقلاب شکل یافت. هرجا که جمهوری اسلامی درصدد مقابله با مخالفین خود بود ازاین نیرو بهره جست و درپشت سرنهادن فرازو فرودهای جنگ 8 ساله نیزبی تردید نقش آفرینی این نیرو تاثیری قابل ملاحظه بر سرنوشت آن داشته است.به این ترتیب پس از چند دهه ازیک گروه محدود شبه نظامی درآن ماههای نخست پیروزی انقلاب اکنون ارتشی مجهز، گسترده و سازمان یافته بجاست که درهمه عرصه های سیاسی ، فرهنگی ، اقتصادی و نظامی حضوری چشمگیردارد وبه شکل آشکاری هژمون خود را دست کم بردو قوه ازسه قوه حاکم برنظام مسلط ساخته است.&lt;br /&gt;براین اساس امروزبا کمترین تامل درتاروپود ساخت قدرت درجمهوری اسلامی دورشته رابخوبی می توان تمیزداد. نخست روحانیون که نفوذ سنتی خود درعوام و قداست های ذهنی توده ها را با قانون اساسی و ایدئولوژی حاکم درهم تنیده تا حصاری نفوذ ناپذیربرسریرقدرت بناکنند. و نیروی دیگر نظامیانی که درطول سه دهه تنها نقش آفرینی خود را درعرصه جنگیدن ، خون دادن وهزینه کردن می دیدند. هم آنها که شاهد بودند به محض آنکه ازفردای جنگ که درخطبه ها شیپور سازندگی نواخته شد، نه تنها دیگریاد نمی شدند بلکه با «مانورتجمل» و «جلنبر» خواندن آنان عرصه به برج سازانی سپرده شد که باروهای خود را برگرده درهم شکسته عدالت اجتماعی برافراشتند. چندی بعد چون کشتی سازندگی به گل نشست این بارسربازان ایدئولوژی جنبش رفرمیستی را درمصاف با اتوپیای خود یافتند، همان جنبشی که به رغم ادعاهای مدنیت اش یگانه دستاوردآن به حاشیه راندن شهروندان مشتاق به مشارکت درسرنوشت خود گردید.&lt;br /&gt;ازاین پس تحرکاتی که گام به گام ازاواخردهه هفتاد به این سو درپهنه ی قدرت شروع به نشو ونما نمود، همزمان با زوال تدریجی ستاره ی اقبال رفرمیست های حکومت و یک دست شدن عرصه سیاسی ، به تدریج حکایت ازسربازنمودن شکاف تازه درعرصه قدرت نمود. چیزی که دردل تاریخ وسعتی به بزرگی ده قرن داشت و دراین سامان شاید درتمام این سه دهه، دوران نهفتگی خود را طی می کرد و اکنون سرداران به جبران همه آن تلخکامی هایشان باز آمدند تا پای در حریم ممنوعه اقتدارسیاسی نهند. برخی عنوان می کنند این همان حلقه ممنوعه ای است که احمدی نژاد هنگام انتخابات با وعده شکستن آن پا به حریم قدرت نهاد.اما گروهی دیگر براین عقیده اند اگریک بار برای دست یافتن به خیمه قدرت وتثبیت آن سربازان ایدئولوژی قربانی شدند، امروزنیز که نابسامانی ازهرسو زبانه می کشد بازاینان را درویترین سیاست می نهند تا اربابان واقعی قدرت با آویختن حلقه ی همه گناهان برگردن این قربانیان درفرصتی دیگر همچون ناجیان لگام قدرت را دردست گیرند.  آیا ممکن است این کشمکش را دنباله ی همان جنگ شوالیه ها و پاپ ها برشمرد. آیا ممکن است از پس منازعات لفظی انتخاباتی ویک گام به پس ودوگام به پیش نهادن، لایه ی دیگری از «استراتژی چند لایه» روشود؟ به راستی فرمان ازآن کیست؟&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-2334987950228760790?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/2334987950228760790/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=2334987950228760790' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/2334987950228760790'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/2334987950228760790'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2008/02/blog-post_17.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;فرمان ازآن کیست؟&lt;/div&gt;'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-5101463651204211815</id><published>2008-02-07T15:28:00.000+03:30</published><updated>2008-02-07T16:00:17.778+03:30</updated><title type='text'>انتخابات،امتناع جنبش ساز</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;گرچه برساختاری که پس از انقلاب بهمن 57 برایران سایه افکند جمهوری اسلامی نام نهادند و این عنوان نوظهورترکیبی از دو ساحت مردمی وخدایی را به اذهان می آورد .(غافل ازاینکه نشات یافتن قوانین یک حکومت از دو خواستگاه نامتجانس تناقضی است که هرگزتاریخ اجتماع آن را ندیده وقابل تحقق نیز نخواهد بود) به مروربرنیروهای سیاسی و اقشارمردم عیان شد که آنچه حاکم گشت تنها درمرحله پیدایی با تحمل رنج ملت زایش یافت و آنگاه که این غول « سنت » به هزینه مردم ازشیشه خارج شد، آنچه روزبه روزبارورگشت زائده ای جز تئوکراسی نبود. به نحوی که امروزبا گذشت قریب به 30 سال ازآن بهمن خونبارتنها پوسته ولایه بسیارنازک ورقیق ازماهیت«مردم»ی آن به جای مانده وهرسو که بنگری شاخ و برگ سنت با رجعتی به قدمت بیش ازیک هزارسال چهره این کشوررا درخود فروبرده است. پس تعجبی ندارد که اگرحکومت بطورمتوسط سالی یک انتخابات هم برگزارکند ماحصل آن هیچ نسبتی با خواستهای مردم نداشته باشد. عجیب نیست که حکومتگران تمام تلاش خود را برای منزوی کردن وعدم مشارکت مردم درصحنه سیاسی بکارگیرند. حاکمیتی که به طرق گوناگون مردم را تحت فشاراجتماعی – فرهنگی – اقتصادی و سیاسی قرار می دهد و درتمام زوایای زندگی خصوصی مردم درجهت درتنگنا قراردادن هرچه بیشترملت مداخله می کند ونه تنها درمناصب سیاسی بلکه درعرصه های فرهنگی و اجتماعی نیز نظامیان را حاکم می سازد تنها یک مفهوم راتداعی می کند و آن اینکه این ساختاربا مردم هیچ نسبتی جز زورمداری ندارد. اگرانتخاباتی هست نه به خاطر باور به ارزشهای دمکراتیک بلکه برای فریب افکارعمومی دنیاست. اگر پارلمان، قانون اساسی و سیستم تفکیک قوا دارد نه به خاطر پایبندی به قواعد دولت مدرن بلکه برای مستحکم کردن مطرودترین شیوه های سنتی حکومت درعصرفرامدرن است. &lt;br /&gt;اکنون چنانچه این واقعیت ها را مد نظرقراردهیم بخوبی می توان محاسبه کرد که با نمایشی که تحت نام انتخابات از سوی این حکومت برگزارمی شود چگونه باید برخورد شود. اگرشرکت درانتخابات به این امید باشد که به مروربا ورود افراد دمکرات ساختارغیردمکراتیک حکومت را می توان اصلاح کرد، تجربه سه دهه گذشته ثابت می کند که این شیوه موفق نبوده است.دوران موسوم به حاکمیت اصلاح طلبان با دراختیارگرفتن دو قوه از سه قوه حاکم بر کشور حتی نتوانست اصلاحیه برقانون مطبوعات را تصویب کند و اینجاست که چنین پرسشی به ذهن می آید که چرا درساختارسلطانی گذشته ازدرون پارلمان فردی چون مصدق سربرمی آورد که شاه کلید قدرت درایران یعنی صنعت نفت را ملی می کند اما درساخت سلطانی کنونی اصلاح طلبان با تصاحب پارلمان وقوه اجرایی حتی نتوانستند یک بنیاد مالی را ملی کنند. آیا این موضوع مفهومی جز این دارد که استبداد دینی بدترین نوع استبداد است. &lt;br /&gt;مگرنه اینکه این ساختار برای تداوم حیات خود نیازمند آن است که به دنیا بقبولاند نهادهای دمکراتیک دراین کشورحضوردارند.(شاید اگر ما به حق مسلم خود دستیابیم دیگرچنین تلاشی هم لزومی نداشته باشد.) حکومتگران درعین آنکه تمام سعی خود را صرف آن می کنند افراد مستقل و آزاد اندیش درمیان کاندیداها نباشند و انتخابات ازمیان عده ای وابسته به حکومت برگزارشود و ضمن آنکه ازحضورگسترده مردم بیمناک اند(چون ازخواست مردم آگاهند) اما ازسوی دیگرحکومت نیازدارد حتی با بکارگیری تقلب به دنیا بگوید بیش از60 % ازمردم درانتخابات شرکت می کنند.میزان رای احمدی نژاد در انتخابات مرحله اول دوره نهم ریاست جمهوری و رای کاندیدای محافظه کاردرانتخابات 2خرداد 76 نشانگرمیزان پایگاه مردمی حکومت بود که بطورمتوسط از6 میلیون نفر تجاوزنکرد. حکومتگران آگاهند که سطح این آرا براثر رفتارهای ضد مردمی چند سال اخیر به شدت کاسته شده است. بنابراین با توجه به تجربیات گذشته می توان گفت که حکومت قادراست 9 میلیون رای را تا 19 میلیون رای جلوه دهد اما آیا قادراست 2 میلیون رای را 22 میلیون رای عنوان کند؟اگر هم چنین کند واکنش جامعه ای که اغلب غیرقابل پیش بینی است چه خواهد بود.&lt;br /&gt; آماررسمی مجموع واجدین شرایط شرکت درانتخابات را 43 میلیون نفراعلام نموده ضمن آنکه چاپ 55 میلیون تعرفه گویای آن است که این آمارتا چه حد با واقعیت فاصله دارد. اکنون به نظر می رسد چنانچه نیروهای سیاسی یکپارچه ازحضور درانتخابات فرمایشی امتناع کنند و کلیه کاندیداهای باقی مانده اصلاح طلبان و افرادی که برای گرم شدن تنور انتخابات درآخرین لحظه تایید می شوند و حتی افراد دیگری که می دانند به دلیل نبودن درلیست حکومت انتخاب نخواهند شد جملگی یکجا انصراف دهند. می توان شوک تازه ای جهت عدم شرکت درانتخابات وارد کرد.به این ترتیب کاهش شدید آرا بحران مشروعیت حکومت را به شفاف ترین صورت درمعرض قضاوت افکارعمومی دنیا قرارخواهد داد. کسانی که درگذشته با مشارکت بی ثمردرانتخابات نتوانستند به سوی دمکراسی گام بردارند یکبارهم که شده حق عدم حضورراکه یک گزینه اعتراضی به حکومت است امتحان کنند. گرچه عدم شرکت درانتخابات فرمایشی یک گام اعتراضی است و کاهش شدید آراء عدم مشروعیت حکومتگران را شفاف خواهد ساخت اما این گام نخست است پرواضح است برداشتن گام دوم اعتراضی زمانی قابل تصوراست که گام اول محقق شود.&lt;br /&gt;.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-5101463651204211815?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/5101463651204211815/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=5101463651204211815' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/5101463651204211815'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/5101463651204211815'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2008/02/blog-post.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;انتخابات،امتناع جنبش ساز&lt;/div&gt;'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-7023351270574836110</id><published>2008-01-19T17:25:00.000+03:30</published><updated>2008-01-19T17:29:19.795+03:30</updated><title type='text'>انفرادی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;&lt;em&gt;به یاد دانشجویان وهمه ی آزاد یخواهان دربند که درسلول های انفرادی صبح را انتظارمی کشند&lt;/em&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;«انفرادی»&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;دردهلیزبی انتهای سکوت&lt;br /&gt;ومحو سوسوی شهردرآغوش وادی فراموشی &lt;br /&gt; درسرزمین انجماد سایه ها ،&lt;br /&gt;  که درپس هرگام حصاری است به نام دیوار&lt;br /&gt;افسوس که ره نیست به آن، بر نیزه های خورشید هم&lt;br /&gt;و گویی که نیستند&lt;br /&gt;میلیون ها میلیون انسان که آنسوی ترند&lt;br /&gt;شبانگاه چون رسد، سپاه بی آشیان سحاب&lt;br /&gt;مقبره می سازد درآسمان ازبرای ستارگان &lt;br /&gt;و تنها قله ی آرزوی تو...&lt;br /&gt;کاش&lt;br /&gt;درظلمت شهر سکوت&lt;br /&gt; دشنه ی آدرخش فرو آید بردیوارشب &lt;br /&gt;وه! این صدای رعد است وسرآسیمگی سکوت &lt;br /&gt;و برق که یکباره می کشد نقاب ازشب &lt;br /&gt; آنگاه قطره های  تند باران&lt;br /&gt;که جزدرباغ خیال برچهره جاری نمی شوند&lt;br /&gt;و این .... &lt;br /&gt;تنها هوای تازه است!&lt;br /&gt;لحظه ها دیگرلحظه نیست، ساعتها وسالهاست&lt;br /&gt;دردی که می برد وجودت را برتابوت لحظه ها&lt;br /&gt;....آخ....&lt;br /&gt;این ناله و فریادِ هم داستان توست &lt;br /&gt; درد صدایش شکسته تکرارلحظه ها&lt;br /&gt; بی هیچ سایه ای &lt;br /&gt;تا انتهای سکوت می رود و باز می آید&lt;br /&gt;... کاش نبود این همدم ...&lt;br /&gt;وقتی که نگاهت بازمی کاود بر افق&lt;br /&gt;درپس هرگام حصاری است به نام دیوار&lt;br /&gt;و... نامش ... انفرادی.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-7023351270574836110?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/7023351270574836110/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=7023351270574836110' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/7023351270574836110'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/7023351270574836110'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2008/01/blog-post_19.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;انفرادی&lt;/div&gt;'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-7962811896808533849</id><published>2008-01-12T21:04:00.000+03:30</published><updated>2008-01-12T21:06:41.111+03:30</updated><title type='text'>شعله ای درقلب یخ زده تهران </title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;نزدیک است تا بهارمیتینگ های دانشجویی درخاطرخیابان های تهران قندیل بربندد. حتی قلمرو آخرین سنگرآزادی ازسیراب ساختن عطش آزادیخواهی بازمانده ، افزون بر یک ماه است که بیش از 30 دانشجوی آرزومند آزادی به جرم باور به مارکسیسم درچنبرسرد اوین گرفتارآمدند. شمار نامعلومی ازدیگر فعالان سیاسی دموکراسی طلب نیزبه جرم اندیشه لیبرال اعم ازدانشجو، کارگر، فرهنگی ، زنان و… درسلول های کهنه یا تازه ساز اما تنگ وبی روح نشسته برجای جای میهن ماه ها و سال هاست که اسیرخشک اندیشی حاکم برکشورند. ازفردای به مسلخ بردن جمعی مطبوعات مستقل دراردیبهشت 79 تا  زدن برچسب روزنامه منتقد برتارک کیهان شریعتمدار دیگرمدتها ست که دکه های عرضه جراید مشتاقان چندانی به خود ندیده است. کافه کتاب ها را که نوآوری برای شکستن یخ بازارکتاب بود پلمپ کردند. دختران وزنان که تابستان را با کابوس چند تارمو به آخررساندند زمستان را با تاوان چکمه ها آغازکردند تا دامن حکومت ایدئولوژی آغشته به نا امنی نگردد.پرونده مرگ های پرسش برانگیزدرزندان نام دکترزهرابنی یعقوب رابه لیست سیاه خود افزود تا زهرا(زیبا ) کاظمی، اکبرمحمدی ، فیض مهدوی و… آخرین نام های این فهرست جانکاه نباشند. &lt;br /&gt;برف سرمای زمستانی را درعمق شهرها وروستاهای سراسرایران رسوخ داده تا فضای طبیعت با اتمسفرسیاسی ایران هم رنگ شود. دیگر کسی نام «کارتن خواب » راهم به یاد ندارد و تنها هرگاه زیرنویس تلویزیون دولتی درخواستی از شهرداری تهران برای پناه دادن به بی خانمان ها را به نمایش می آورد آنگاه مردم درمی یابند که درواقع بی پناه دیگری درخیابان های تهران از سرما جان داده است. شاید اگر انتخابات درفصلی جززمستان بود این زیرنویس ها هم ظاهر نمی شدند. &lt;br /&gt;گروههای اصلاح طلب همچنان درحد تکراردرخواست دوره های گذشته خود ازمردم برای داوطلب شدن به حوزه ثبت نام درفرمانداری ها مانده اند. بدون تردید فرمان بعدی آن است که مردم درپای صندوق های رای هجوم برند. هنوزمعلوم نیست چطور شعارفشارازپایین چانه زنی ازبالا درعمل تبدیل به فشاربرپایین پرسه زنی دربالا تبدیل شد.افسوس که برخی اصلاح طلبان ازاین خیال خوش فراترنرفته اند که پس از دعوت بی حساب ازمردم اکنون می توانند ناظران بین المللی را نیزبرای انتخابات دعوت کنند. &lt;br /&gt;اما درکشاکش این جدال های کسالت آورسهامداران قدرت درجمهوری اسلامی خبری فراسوی حکومتگران جان تازه ای برپیکرآزادیخواهان دمید. حضوردهها تن ازنمایندگان گروه ها ی سیاسی خارج ازحاکمیت وفعالان حقوق بشر درمنزل حشمت اله طبرزدی ، موضوعی که بوی تازگی ورخ داد تحولی نو درعرصه کنشگران سیاسی درون مرزمی دهد. شاید اولین پرسش آن باشد که چه شد و نقطه شروع این حرکت ازکجا آغازشد؟ آن شب گرم تابستانی که اکبرمحمدی درزندان اوین جان داد وسازمان دانش آموختگان ادوارتحکیم وحدت مجلس یادبودی درمحل دفترخود برگزار کرد ونیروهای گوناگون خارج ازحکومت درآنجا گردآمدند؟ یا آن روزهای آغازین ماه مهر سال 77 که نیروهای دگراندیش دردفتراتحادیه اسلامی دانشجویان ودانش آموختگان به بحث پیرامون نهضت اصلاحی پرداختند. همان گردهمایی که ازیک سو برخی اصلاح طلبان مستقردروزارت کشورحضورداریوش فروهردرآن جمع را برنتابیدند و ازسوی دیگر اقتدارگرایان دفتراتحادیه را پس از7 سال استقراردرآن محل شبانه به کمک نیروی انتظامی و… تخلیه اجباری نمودند… اما درواقع هیچ اهمیتی ندارد که نقطه آغاز این پیوند چه وقت و چگونه بود. نکته مهم آن است که نیروهای دمکراسی خواه و آزادی طلب اکنون به جایی رسیده اند که ضرورت این همبستگی ملی را ازمقام شعار به عمل آورده اند. این نشانی ازپایان عصرسرگرم شدن به اصلاحات درون حکومتی است. این آیتی اززایش عصر تحولگرایان است.اشتباه  اصلاحات نه درحرکت مسالمت آمیز و آرام بلکه درزاویه این حرکت بود. تفاوت تحول گرایان با اصلاح طلبان اختلاف در سمت وسوی حرکت است . اصلاحات میل به تغییر روبنایی و تحول گرایان تصمیم به تغییربنیادی دارند.پرواضح است که این همه راه نیست اما تردیدی نیست که این یک گام مهم وتاریخ سازدرفرآیند جنبش آزادیخواهی مردم ایران است. این همان شعله ای است که دانشجویان ودیگرآزادیخواهان دربند و توده های خسته ازستم می توانند به دیده امید به آن بنگرند. این شعله ای است که اکنون درقلب یخ زده تهران سر برکشیده و می تواند گرمی بخش آینده ایران باشد .   &lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-7962811896808533849?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/7962811896808533849/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=7962811896808533849' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/7962811896808533849'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/7962811896808533849'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2008/01/blog-post.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;شعله ای درقلب یخ زده تهران &lt;/div&gt;'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-852958916183712043</id><published>2007-12-06T13:44:00.000+03:30</published><updated>2007-12-06T13:49:03.474+03:30</updated><title type='text'> روزدانشجو وجنبش دانشجويي</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;چرا 16 آذر براي جنبش دانشجويي مهم است . آيا اهميت اين روزتنها از آن روست كه بگوييم نماد و پرچمي است براي جنبش دانشجويي ، براي اينكه بگوييم دانشگاه زنده است . دانشگاه معترض است . دانشگاه بيدار است... البته اينها همه هست اما تنها اين نيست . شايد يك وجه مهم اين روزآن باشد كه فرصتي است براي بازنگري دررويكردهاي جنبش ونتايج آن ، براي بررسي روند سال به سال اين جنبش و يافتن نقاط فتور و استحكام آن ؛ براي بروزكردن تحليل ها و نگرش هامان تا با جان بخشيدن به آرزوهاي خشكيده دردامن تاريخ وبرگزيدن راهبردها وتاكتيك هاي كارآمد تربسترمناسبي به منظورتحقق آن آمال مهيا سازيم.&lt;br /&gt;پرواضح است كه هيچ گروه و جرياني قادر نيست به تنهايي براين مهم فايق آيد، پس بياييم به تعامل يافته هاي ذهني و عيني خود بپردازيم شايد به مقصود نايل شويم.&lt;br /&gt;اگر درنظرآوريم كه عامل فرادستي جنبش دانشجويي نسبت به ساير جنبش هاي اجتماعي درسه مولفه نهفته است:&lt;br /&gt;نخست دستمايه تحليلي آن كه مبتني برنشستن برجايگاه دانش وعلوم روزاست.&lt;br /&gt;دوم نوع جامعه نگري آن كه برخاسته ازورود ناب به عرصه اجتماع بدون لحاظ منافع و تعلقات شخصي مادي است.&lt;br /&gt;سوم تلفيق عمل آگاهانه (پراكسيس ) ونگاه فرابخشي آن به طبقات اجتماعي است.&lt;br /&gt;اين شاخصه ها چنين امكاني را مهيا مي كند تا جنبش دانشجويي يك كارويژه مهم « جنبش» هاي اجتماعي را به ميزان رضايت بخشي بتواند ايفا نمايد.شايد درك همين موضوع از سوي بخشي ازسياستگزاران حاكميت است كه آنانرا واداشت تا دست از سردانشگاه برندارند. آنان برغم بسياري از كج فهمي ها اين موضوع را بخوبي دريافته اند آن پتانسيلي كه بتواند بررشد وتحول فرهنگي جامعه تاثيرگذار باشد دانشگاه است. لذا سعي نموده اند با اجراي سناريوهايي نظيرانقلاب فرهنگي اول و دوم اين مركززايش فكرو فرهنگ را ناكارآمد وازانرژي متراكم خود تهي سازند. &lt;br /&gt;ازسوي ديگر جنبش دانشجويي براي يافتن الگوي عمل مناسب تلاش هاي بسياري راپشت سرنهاد. مروربرتاريخچه جنبش دانشجويي مبين آن است كه درهربازه زماني اين جنبش به منظور نيل به آرمان هاي خود برشعارونيزبرعهده گرفتن نقشي خاص همت گماشته است. &lt;br /&gt;روزگاري با ايفاي نقش اقماري برمحور احزاب فعال كشور ، زماني با گام نهادن در فعاليت فرهنگي درقالب اردوهاي فرهنگي ، زماني با پررنگ كردن فعاليت سياسي و ظاهر شدن در كسوت يك حزب تمام عيار(با نوآوري درساخت تشكيلاتي و افزودن دانش آموختگان به دانشجويان) وارايه ليست اختصاصي در انتخابات مجلس، روزي با شعارهاي ساختارشكن ، دوره اي ديگربا فاصله گرفتن ازسياست و برعهده گرفتن نقش ديده باني مدني ، روزي با طرح شعارهاي صنفي و محصور شدن به محوطه خوابگاه ودانشگاه ، زماني با طرح اتحاد صنفي – سياسي وروي آوري به تشكيل جبهه اي متحد از تشكل هاي دانشجويي و دوره اي ديگر پي گيري همان شعارواين بار درقالب پارلمان دانشجويي ... اما به رغم افت و خيزهايي كه گاه ملهم از اتخاذ تاكتيك ها و روي كردهاي خاص دامنگير اين جنبش شده والبته در ارزيابي منصفانه درهررويكردي دستاوردهايي نيز براي اين جنبش ببارآورده اما هنوز جاي دارد تا اين جنبش براي يافتن راهبرد وتاكتيك هاي راهگشا و كارآمدتري انديشه كند.&lt;br /&gt;پيش ازپرداختن به اين رويكرد ممكن است اين پرسش به اذهان متبادرگردد كه آيا افت وخيزهاي گذشته رابايست به مثابه شكست جنبش و خط پايان برتلاش هاي بيهوده تلقي نمود. پرواضح است كه هرحركتي درمسيرخود شكست ها وناكامي هايي را تجربه خواهد كرد اما اگرشكست راپايان مسيرتلقي كنيم هرگزشاهد شكوفايي انديشه ها و ظهورافكارو آراء جديد نمي شديم بلكه ازاين منظربايد نگريست كه مسيرطي شده همان چراغي است كه راهنماي عمل آينده است. &lt;br /&gt;با توجه به شاخصه هاي برشمرده شده جنبش دانشجويي ونظربه نياز امروز جامعه شايد گام نهادن در مسيرفرهنگ سازي ودموكراسي اولويتي است كه لازمه تعمق وتامل باشد.&lt;br /&gt;نظر به ميزان هزينه و حضورجنبش دانشجويي در عرصه مطالبات اجتماعي با تاكيد براينكه لازمه هردستاوردي پرداخت هزينه آن است اما آيا نمي بايست پاسخ قانع كننده اي به سكوت و سكون جامعه دربرابرآن داشته باشيم.چگونه است كه پرپرشدن فرزندان اين ملت درزندان ها وبيدادگاه ها واكنش مناسبي از سوي مردم برنمي انگيزد.چراسوگ يك سياوش حماسه درتاريخ مان مي سازد ووجود دهها وصدها سياوش زمان آه ازنهاد اين جامعه برنمي آورد.&lt;br /&gt; اگر مهم ترين كارويژه جنبش ها و تمايزآن با احزاب را تاثيرگذاري برساحت اجتماعي به جاي ساحت سياسي بدانيم و اگرجنبش دانشجويي سزاوارترين جنبش دردگرگون سازي و بسترسازي به منظورتغييرات اجتماعي باشد. پس آيا دليل ناكامي اين جنبش دربيداري وحركت و بلكه عمق يافتن دربطن لايه هاي اجتماعي ناشي از بنياد فكري وفرهنگي جامعه نيست.&lt;br /&gt;به نظرمي رسد جامعه اي كه با انگاره هاي سنتي و ماقبل مدرن به ارزيابي رويدادها و امورخود مي پردازد. هرگزقادر به درك مناسب وصحيح ازآنچه رخ مي دهد نخواهد بود. پس قدم نخست مي بايست تلاش براي تغيير اين باورها باشد . اكنون كه بنا به علل وعوامل مختلف مراكزدانشگاهي تا قلب بخش ها و مناطق شهري وروستايي امتداد يافته ازهمين ويژگي بايست درراستاي منافع اجتماعي بهره جست. &lt;br /&gt;اگرهردانشگاه به مركز نشر فرهنگ دموكراسي تبديل شود اگرجنبش دانشجويي يكي ازسمت گيري هاي خود را هدف قراردادن خرافه ها و باورهاي غلط قراردهد شايد بتوان حتي درميان مدت آثاري ازنوسازي فرهنگي را مشاهده كرد. امروز جمهوري اسلامي با انحصارابزارهاي حاكميتي وامكانات رسانه اي وبه جان خريدن بي آبرويي حذف وسانسورمطبوعات ، كتب،فيلم وسينما ومسدود ساختن تارنماهاي اينترنتي وحتي حساسيت نشان دادن برارسال پيام هاي كوتاه تلفن هاي همراه و باغوغاي انقلاب فرهنگي دوم دردانشگاه درصدد خشكاندن چشمه هاي فرهنگي وممانعت ازجوشش اين رشد وبلوغ فرهنگي جامعه است. جنبش دانشجويي با هدف تعميق بخشيدن به فرهنگ دموكراسي مي تواند هم خود را دراين رويارويي تازه دربرملا سازي اين تخريب فرهنگي صرف نموده وازاين فرصت درآشكارسازي زواياي خرافات وجهلي كه مانع ازانديشه آزاد و زمينگيرشدن توده هاست بهره برداري نمايد. سزاواراست همانگونه كه دانشجويان با ايستادگي و قد برافراشتن درسنگرآزادي روزدانشجورا ارج نهاده وبه رغم همه تهديد هاي امنيتي درامتداد طوماربلند مجاهدان راه آزادي نام خود را به ثبت مي رسانند.براين بعد ازاهميت روزدانشجو نيزاهتمام لازم بورزند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-852958916183712043?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/852958916183712043/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=852958916183712043' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/852958916183712043'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/852958916183712043'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2007/12/blog-post_06.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt; روزدانشجو وجنبش دانشجويي&lt;/div&gt;'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-3489821651525688057</id><published>2007-12-03T08:43:00.000+03:30</published><updated>2007-12-03T13:24:28.318+03:30</updated><title type='text'> خطرجنگ وعواقب آن</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;چندي پيش آقاي علي صمد عضو تحريريه نشريه كار پرسش هايي پيرامون جنگ احتمالي و پيامد هاي آن مطرح كرد. متن اين پرسش ها و پاسخ هايم كه درپايگاه اينترنتي كارآنلاين منعكس شده &lt;br /&gt;ازاين قراراست&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;هدف آمريکا از حمله احتمالی به ايران چيست؟ آيا هدف آمريکا تضعيف موقعيت استراتژيک و توان نظامی ايران است يا بی ثبات کردن و يا حتی از ميان برداشتن جمهوری اسلامی؟ &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;اگر پيشينه اين كشمكش را مرور كنيم می بينيم كه طی سه دهه عمرجمهوری اسلامی در چند برهه بحث تهاجم نظامی آمريكا به ايران به موضوع روزتبديل شد. نخست پس از قضيه گروگانگيری ديپلمات های آمريكايی و اشغال سفارت آمريكا درسال 58، سپس در اواخر جنگ ايران وعراق، زمانی كه به رغـم بن بست طرفين منازعه، ايران از پذيرش قطعنامه 598 امتناع می كرد، سرانجام قبل ازانتخابات خرداد 76، وقتی كه بحث مداخله دولت ايران درحوادث عليه نظاميان آمريكايی درمنطقه حاد شده بود. اما صرف نظر از اين كه درفرجام تمامی اين موارد به رغم شعارهای انعطاف ناپذيری كه حكومت سرمی داد، ازقبيل: انقلابی بزرگترازانقلاب اول يا صلح بين اسلام وكفرمعنا ندارد و ...، با جدی شدن وقوع تهاجم آمريكا هر بار به نحوی با مصالحه جمهوری اسلامی موضوع فيصله يافته (اولی با مذاكره و آزاد سازی گروگان ها، دومی با قبول قطعنامه 598 سازمان ملل و سومی با برگزاری انتخاباتی كه منجربه ظهور جناح رفرميسم حكومت شد). اين سابقه می تواند نشانگر اين مسئله باشد كه حكومت ريسك يك رويارويی نظامی با آمريكا را نخواهد پذيرفت ومتقابلاً غرب هم از عواقب اين امر بيمناك است، اما به واسطه اهميت موضوع وابعاد فاجعه بار اين احتمال ولو آن كه درصد اندكی هم وقوع اين رويارويی احتمال داشته باشد بايد آن را جدی گرفت و نسبت به عواقب آن نگران بود.&lt;br /&gt;اما دررابطه با اهداف اين تهاجم، در وضعيت كنونی كه نزاع بر سر پرونده هسته ای درگرفته يك تمايزی با كليه موارد قبل قابل مشاهده است. درموارد قبلی دامنه و هدف تهاجم ازسوی غرب در حد بازدارندگی جمهوری اسلامی وبه تعبيری ايجاد تغيير در رفتاررژيم خلاصه می شد. اما قراين وشواهد اخير از جمله وسعت تبليغات رسانه ای، حضور گسترده نظامی درمنطقه، وحدت نظر شگفت انگيز همپيمانان استراتژيك آمريكا و گاه سبقت آنان از آمريكا در لزوم اقدام نظامی و در يك كلام اجماع جهانی كه به واسطه رفتار كودكانه سران حكومت جمهوری اسلامی بر ضد آن ها ايجاد شده، مبين اين مهم است كه بحث امروز بر سر تغيير حكومت است. در اين صورت می توان حدس زد كه هدف های تعيين شده حمله به صورت ضربه كم دامنه و مقطعی نخواهد بود.&lt;br /&gt;اگرچه تغيير رژيم اراده و مطلوب اپوزيسيون و بخش مهمی ازمردم ايران نيزهست، اما آن چه كه موضع اپوزيسيون را از مواضع غرب و آمريكا تفكيك می كند آن است كه آمريكا برای دستيابی به اهداف و تامين منافع خود ملاحظاتی نظيرميزان تلفات انسانی ويا درامان ماندن امكانات و زيرساخت های توسعه كشورمان را در جنگی كه به تعبير بوش می تواند آغاز جنگ جهانی سوم هم باشد، نخواهد داشت. بمباران گسترده و استفاده ازهمه انواع سلاح های كشتار جمعی نيز قابل تصور است. در اين جا آمريكا ديگر نگران مسايل زيست محيطی، دگرگونی های ژنتيكی ناشی از آسيب های هسته ای كه دامنگير نسل های آينده ايران می شود، نگران جمعيت عظيمی كه زير خروارها آوار و خرمنی از آتش بمب ها خواهد رفت، نخواهد بود. اين ها از عواقب غيرقابل كنترل جنگی خواهد شد كه فرجام آن قابل پيش بينی نخواهد بود. همان طور كه اقليت حاكم بر ايران با شعارها ورويكرد غيرمسوولانه در برابر كشور و ملت و به بهای حفظ قدرت يا توهمات ايدئولوژيك كشور را در آستانه يك فاجعه ملی می برد، آن سوی اين منازعه هم اين قطب های ثروت و قدرت جهانی اند كه برای حفظ منافع خود و اجرای طرح های منطقه ای حاضرند شعله های يك جنگ عالمگير را برافروزند. اين نقطه ای است كه اپوزيسيون بايد موضع خود را شفاف كند و نسبت به آن به طور جدی نگران باشد، اگر واقعاً دغدغه دفاع از ملت و دفاع ازمنافع ملی ايران را دارد و نه دفاع ازمنافع گروهی را.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;توجه داريد كه فشار بين المللی عليه جمهوری اسلامی رو به افزايش است. شما اين وضعيت را چگونه تحليل می كنيد؟ در ضمن سياست جمهوری اسلامی را در گسترش اين تحريم ها يا افزايش تنش ها چگونه می بينيد؟ &lt;/strong&gt;با توجه به عواقب دهشتناك جنگ، طبيعی است كه دنيا نگران باشد كه دربرابر تكرار وضعيتی كه منجربه آغاز دو جنگ جهانی شد بی تفاوت نباشد. برخی كشورها درگذشته مورد نكوهش قرارگرفتند كه چرا دربرابر خطری همچون نازيسم مماشات كردند. شايد دنيا می خواهد شاهد تكراراشتباه نباشد. اما سياست های حكومتگران، چه در سطح منطقه و چه فرا منطقه ای، خود مقوم اين موضوع است. اما اين بحث محصور به دولت ها نيست؛ در عين آن كه ملت ها برای منافع خود ارجحيت قائلند، نمی توانند از اين مهم چشم پوشی كنند كه در عصر جهانی شدن قراردارند و تهديداتی كه متوجه يك جمعيت انسانی درگوشه ای از اين كره خاكی است در واقع همه انسان ها را تهديد خواهد كرد. بنابراين می بينيم كه چگونه سازمان های بين المللی رو به گسترش اند و گاه صدايشان در دفاع از حقوق بشر از صدای گروه های بومی رساتراست.&lt;br /&gt;امروز حاكميت در اداره كشور به بن بست رسيده و بحران های مختلف سياسی ـ اقتصادی ـ اجتماعی هر روز بيش از پيش شيرازه امور را ازدست حكومتگران رها می سازد. به منظورعلاج يابی اين بحران از يك سو آحاد مردم ،اقشار و گروه های مختلف اجتماعی و سياسی را تحت فشار و سركوب قرار می دهند تا پتانسيل اعتراضات و جنبش های اجتماعی را تخليه و منكوب كنند، و از سوی ديگر با دامن زدن به مسايل تشنج زا،هزينه كردن دراموری كه ارتباطی با منافع ملی مان ندارد و تهديد به ناامنی بين المللی سعی می كنند اذهان ملت را متوجه مخاطرات و دشمنان واهی سازند. به اين اميد كه بتوانند اتحاد ملی آنگونه كه خود می خواهند يعنی سوق دادن يكپارچه ملت به حمايت ازجنگی نا خواسته را سامان دهند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اگر عمليات نظامی عليه ايران صورت بگيرد چه كسانی از آن ضربه و زيان خواهند ديد؟ آيا جمهوری اسلامی از اين طريق سرنگون يا تضعيف می شود؟ لطفا توضيح دهيد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;. &lt;br /&gt;به اين پرسش قبلا به نحوی در سؤال نخست پاسخ گفتم: تاكيد می كنم گرچه حكومت در بمباران وسيع آسيب های جدی خواهد ديد اما اين لطمات ملت و كشور ايران را نيز به ورطه نابودی خواهد كشاند و ممكن است تا چند نسل بعدی هم اين آسيب های ژرف و گسترده روحی و جسمی انسان ها التيام نيابد. ضمن آن كه يكی از چالش های اصلی در كشورما مونارشي/دموكراسی است. روند دموكراتيزه شدن نيازمند بستری امن است. تحقق دموكراسی ازمجرای تفنگ و نيروی نظامی ناممكن يا دست كم ناپايدار است و يكی از آثار زيانبار تهاجم نظامی سركوب نهادهای مدنی نوپاست كه در شرايط عادی نيز از هرسو تحت فشاردولت اند. نهايت آن كه كشوری كه امروز هم به رغم منابع ثروت ملی ازنظرمحروميت وعقب ماندگی بسياری كه به لحاظ شاخصه های توسعه يافتگی داراست به واسطه چنين حادثه ای ممكن است نتواند تا دهها سال آينده از بارگران خسارات جنگ قد راست كند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;در صورت وقوع چنين جنگی اپوزيسيون ايران بايد چه سياست مستقلی را راهكار فعاليت خود كند تا بلكه از اين طريق نه در دام دفاع از جمهوری اسلامی و نه در دام دفاع از حمله نظامی امريكا بيافتد؟ &lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;به نظر می رسد همان گونه كه در دوران جنگ 8 ساله ايران و عراق و تحت عنوان شرايط جنگی اپوزيسيون زمينگير شده و بيشترين سركوب را تحمل كرد، در آينده نيز اين امرقابل پيش بينی باشد. لذا قابل تصوراست عمده نقش اپوزيسيون تا قبل از جنگ افكارسازی برای توسعه جنبش صلح طلبی، نفی جنگ و سياست های ماجراجويانه جمهوری اسلامی به عنوان شاخصه مهم جنبـش صلح طلبی آن می تواند باشد و آن را از موضع دفاع از حكومتگران كنونی كشورمان و آمريكا ممتاز خواهد كرد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;برای مقابله با جمهوری اسلامی در عرصه نقض حقوق بشر و پروژه هسته ای و غنی سازی در عرصه جهانی از چه سياستی حمايت می كنيد؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt; &lt;br /&gt;متاسفانه ازوقتی پرونده هسته ای به اولويت سياست جمهوری اسلامی و كشمكش غرب با اين حكومت تبديل شد مساله اصلی و مهم ملت ايران يعنی حقوق انسانی، چه در عرصه آزادی های سياسی و چه نيازهای اقتصادی وآسيب های اجتماعی، به طاق نسيان رفت و يا دست كم مورد كم توجهی قرار گرفت. اگردنيا احساس می كند بنيادگرايی خطری است كه جهان را تهديد می كند مطمئناً يورش نظامی اين تهديد را در جهان پراكنده خواهد ساخت. اصلاً بعيد نيست كه يك جنبه قدرت يافتن نيروهای نظامی درعرصه سياسی ايران به بهانه تهديدهايی باشد كه ازسوی غرب متوجه حكومت می شود وای بسا اگر به جای تهديدهای نظامی حمايت ازنهادهای مدنی و حقوق بشر درايران به اولويت سياست ها تبديل شود، نظاميان سوار بر اريكه قدرت در برابر نيروهای پشت پرده سياست ايران محمل لازم برای حضور خود در عرصه حكومت نيابند. البته از نظر ما ارزشمند ترين پشتوانه برای مبارزات دموكراتيك مردم حمايت اپوزيسيون دموكرات خارج ازكشور و سازمان های بين المللی ازمبارزات مردمی در داخل كشوراست و اكنون شعارصلح می تواند راهگشای اين امر باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اقدامات تنبيهی جهانی عليه جمهوری اسلامی را در سطح چه ارگان بين المللی می توان پيش برد؟ آيا سازمان ملل و مشخصاً شورای امنيت سازمان ملل می توانند چنين نقشی را پيش ببرند؟ نظر و پيشنهاد شما چیست؟ &lt;/strong&gt;گرچه سازمان ملل به لحاظ نقايص ساختاری قادر به پاسخگويی نياززمانه نيست وحتی برای ماموريت هايی كه تعريف شده نيز قادر به ايفای نقش موثری نمی باشد، اما دست كم در وضعيت كنونی و درشرايط واقعی و نه آرمانی حداقل هايی است كه می بايست از آن برای تامين منافع ملت ها سود جست. در گذشته نيز شاهد بوديم كه سرانجام راه حل ختم جنگ 8 ساله و آن چيزی كه گفته می شد اگر 20 سال هم طول بكشد جز با سقوط صدام پايان نخواهد يافت، اين قطعنامه سازمان ملل بود كه ختم كلام اين فاجعه گرديد. البته اين به معنای آن هم نيست كه از ديگر نهادهای بين المللی چشم پوشی كنيم: اتحاديه های غيردولتی كه جنبه بين المللی دارند نيز می توانند افكارعمومی دنيا را بر ضد اقدامات غيرانسانی و سياست های سركوبگرانه حكومتگران برانگيزانند و به نظر من خيل ايرانيان خارج ازكشور كه امكانات گوناگونی جهت افكارسازی دارند می توانند نقش شايسته ای دراين خصوص ايفا كنند.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;آيا تنها و تنها مذاكره و گفتگو می تواند جمهوری اسلامی را متقاعد به انصراف از پروژه هسته ای خود كند؟ آيا غرب در اين مذاكرات از اعمال تحريم های نظامی و نيز ايجاد محدوديت های سياسی و ديپلماتيك بايد استفاده كند يا نه؟ لطفا توضيح دهيد&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;. &lt;br /&gt;ازآن چه در طول عمر جمهوری اسلامی رخ داد يك مساله به وضوح قابل تشخيص است و آن اين كه هرگاه حكومتگران فشار بين المللی را درحدی مشاهده كردند كه خطرجدی برای قدرت خود احساس نمودند ازمواضع اوليه عدول كردند. مثال های اول بحث شاهدی براين مدعاست، اما به نظر من به غير از حمله نظامی كه تنها حكومت را زير ضرب خود نخواهد گرفت بلكه ملت ايران و تمام مساعی آن برای نيل به جامعه ای دموكراتيك وگام های اوليه درمسير توسعه كشور را نيز ويران خواهد كرد، هراهرمی برای عقب راندن اقتدارگرايان حاكم بر كشور می تواند موثر باشد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;strong&gt;اپوزيسيون ايران چه نقشی می تواند در جلوگيری از جنگ ايفا کند؟ آيا يک سياست مشترک ايرانی برای مواجهه با خطر جنگ قابل تصور و تحقق است؟&lt;/strong&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گرچه قدرت عمل نيروهای غيردولتی درجنگی كه درواقع اصطكاك بين دولتهاست محدود است، اما اپوزيسيون از هر شرايطی برای دستيابی به اهداف ملی می تواند بهره ببرد. اگرنيروهای دموكرات داخل و خارج بتوانند تصوير روشنی از پيامد های جنگ به افكارعمومی ارائه كنند به طورمسلم صداهای بيشتری برای مقابله با جنگ افروزی دركنارخود خواهند يافت. بخش هايی ازمردم كه از سياست های ضد انسانی حكومت به تنگ آمده اند، همچون انسانی كه برای خلاص شدن از شدت فشارها حتی حاضر به انتحار می گردد، حاضراند لطمات ويرانگر جنگ را به بهای آزاد شدن از رژيم حاكم پذيرا باشند. بايد آنان را آگاه نمود كه جنگ می تواند مصيبت های بيشتری را هم به بار آورد. در اين صورت اپوزيسيون می تواند اميدوار باشد كه صداهای بيشتری را كنارخود بيابد. البته ممكن است شرايط به گونه ای نباشد كه گروههای سياسی اپوزيسيون دريك جبهه واحد گرد هم آيند اما می توانند درراستای مخاطرات هولناك جنگ و سياست های جنگ افروزانه حكومت شعارهايی همسو سردهند.&lt;br /&gt;شايد به عنوان پرانتز لازم باشد اين مطلب را هم عنوان كنم كه موضع ما نسبت به انتخابات دركشور مادامی كه رقابتی و آزاد نباشد و مادامی كه اصول غيردموكراتيك قانون اساسی اصلاح نشود، همچنان عدم شركت خواهد بود اما درشرايط كنونی توصيه ما به كسانی كه بنا بر هرتحليلی خود را ملزم به حضور درانتخابات می بينند آن است كه ازكسانی كه در ليست اقتدارگرايان نباشد حمايت كنند و اين كه مخالفت با جنگ و سياست های جنگ افروزانه را از زمره شعارهای خود قراردهند.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-3489821651525688057?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/3489821651525688057/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=3489821651525688057' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/3489821651525688057'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/3489821651525688057'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2007/12/blog-post.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt; خطرجنگ وعواقب آن&lt;/div&gt;'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-6957133696826487299</id><published>2007-11-15T18:09:00.000+03:30</published><updated>2007-11-15T18:11:18.883+03:30</updated><title type='text'>بازداشت طبرزدي وپرسش ازاپوزيسيون خاموش </title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;&lt;br /&gt;هر بار كه حكايت ديگرباربازداشت مهندس طبرزدي ره توشه كاروان خبر مي گردد اين تلنگر استفهام برانگيز نوازشگر اذهان است كه اگر هموندان و همراهان جبهه دمكراتيك ايران ويا جبهه متحد دانشجويي از مبارزات طبرزدي و اهداف اين مبارزه حمايت مي كنندهيچ پديده بديع و غيرقابل پيش بيني رخ نداده است وامري است قابل انتظار اما پرسش آنجاست كه افراد و جرياناتي كه همبستگي و هماهنگي در اهداف مشترك را پي مي جويند يا دست كم سرلوحه شعارهاي خود  قرار مي دهند آنگاه كه دراين مسير كم سو يا بي فروغ ظاهر مي شوند آيا برخلاف باورها و معيارهاي خود گام بر نمي دارند؟ &lt;br /&gt;اگر برآيند بخشي از آسيب شناسي اپوزيسيون جمهوري اسلامي ايران بدرستي نا ظر بر اين امر باشد كه فاقد رهبري (خواه فردي يا جمعي) است. تدبير اين كاستي درگرو آن نيست كه افراد يا جريان ها و احزاب با توصيه و توصيف ذهني ويا خواهش و دست به دامن شدن درصدد رهبر سازي باشند . در واقع اين مهم پروسه اي است كه تنها در جريان عمل به هويت يابي عيني نايل خواهد شد. ازديگر سو لحاظ اين مولفه نيز طبيعي است كه احزاب ، گروهها و جريانات سياسي آنجابه مرزبندي و بازشناسي از يكديگر نايل گردند كه قادرباشند ازمشي ، باورها واهداف خاص خود پيروي كنند اما بطور قطع نيروها و جريان هايي كه در امر مبارزه تنها خود را مي بينند و در فرصت هاي مغتنم از كنشگري مناسب و تاثير گذار در مقاطعي كه نيازبه واكنش و تعامل مثبت است بازمي مانند به طور طبيعي در جايگاهي كه شايسته وسعت نظراست قرارنخواهند گرفت.&lt;br /&gt; اينكه حاكميت مترصد آن باشد از هر روندي كه غايت آن به پيدايي آلترناتيو ياري رساند ممانعت بعمل آورد امري شگفت آور نيست ضمن آنكه تشخيص اينگونه رويكردها هم دشوارنيست اما اينكه اپوزيسيون نسبت به درس ها ي پياپي سال هاي برباد رفته بي اعتنا گردد و با تنيدن در تارتنگ نظري باز هم داعيه دار پويش درمسير گره گشايي گره سياسي ايران باشد عجيب است.&lt;br /&gt;بي ترديد موارد نقض حقوق انسان ها در كشور ما ن به مرتبه اي از شيوع و وفور رسيده كه حتي شمارش آن در عرصه هاي مختلف براي هر آنكه خواهان وقوف به مرزهاي اين پهنه مرارت انگيز باشد خالي از اشكال و دشواري نخواهد بود اما آيا در انبوه اين عرصه هاي پرتعب نقاط روشن و قابل اتكا يافت نمي شود كه اجماع نيروهاي سياسي اپوزيسيون را موجب شود. آيا نقطه اي وجود ندارد  كه با حربه توانمند همبستگي بتوان بر آن بنيادي را ساز كرد و گام ها بعدي را برآن استوار ساخت . &lt;br /&gt;شايد بازداشت طبرزدي را بتوان يكي ازآن نقاط برشمرد . حمايت ازآزادي طبرزدي آن هم دربرهه اي كه شتاب زدگي رژيم در اين مرحله از بازداشت وي موجب  شد تا ظواهر امرنيز مراعات نشده و به رغم مستندات موجود درزندان اوين كه حاكي ازآن است دوره حبس و محكوميت وي به پايان رسيده درشيوه اي كه مقررات ناقص حاكم بر كشور نيز نافي آن است ومبين حركتي غيرقانوني است بدون طرح اتهام جديد و محكوميت تازه و بي هيچ توضيح مراجع رسمي حكومت اورا به زندان بازگردانده اند.آيا اين همان حركت اشتباه نيست كه بايد بخوبي ازآن بهره جست. &lt;br /&gt;به نظر مي رسد  اين فرصت مغتنمي است براي تمهيد كارزاري گسترده. گرچه درداخل وخارج همواره روزنه هايي فرا راه جويندگان اين عرصه هاقابل يافتن است و البته انتظار از آن بخش اپوزيسيون كه آزادي عمل بيشتري دارند نيزافزونتراست. آيا درايتي درما هست تا اين تهديد را به فرصت بدل سازيم.&lt;br /&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-6957133696826487299?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/6957133696826487299/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=6957133696826487299' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/6957133696826487299'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/6957133696826487299'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2007/11/blog-post.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;بازداشت طبرزدي وپرسش ازاپوزيسيون خاموش &lt;/div&gt;'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-5025500959610222458</id><published>2007-10-18T22:01:00.001+03:30</published><updated>2007-10-18T22:06:43.654+03:30</updated><title type='text'>بديل بي بديل </title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;اگر فلسفه ايجاد حكومت را برآوردن نيازهاي اجتماعي و تدبير امور جامعه تلقي كنيم. پس هرگاه حكومتي در اين دو كارويژه ناتوان گردد ازمسير طبيعي خود خارج شده و آنگاه كه برخلاف آن مشي نمايد الزاماً نيازبه تغييرآن است. مشاهده وضع اجتماعي ايران امروز هرپژوهشگر منصف و بي طرف را برآن خواهد داشت تا اذعان كند نيازبه آزادي ، تامين حقوق شهروندي، دموكراسي ، رفاه عمومي، رفع تبعيض ، فقر و فساد اقتصادي از ضرورت ها و مطالبات ملموس جامعه است.&lt;br /&gt;رژيم كنوني ازيك سوبا رويكرد امنيتي – قضايي به مصاف با احزاب و گروههاي سياسي و حتي انجمن هاي صنفي ، مطبوعات مستقل وكوشندگان اجتماعي برخاسته وبدين ترتيب انسداد سياسي – اجتماعي - فرهنگي را حاكم نموده است.&lt;br /&gt;ازديگرسوبا محاكمه و حبس نيروهاي سياسي – صنفي و مدافعان حقوق بشري دربرابر نيازبه آزادي سدي ايجاد كرده و با مداخله گسترده درحوزه خصوصي شهروندان ازنوع پوشش گرفته تا آراستن ظاهروازتفتيش عقايد تا ممانعت از مشاركت افراد در تعييين سرنوشت سياسي به نقض گسترده و سازمان يافته حقوق شهروندان مبادرت ورزيده است.&lt;br /&gt;با بازيچه قراردادن انتخابات و تهي كردن آن ازاصل رقابت آزاد وسلامت انتخابات ونيززيرپا نهادن اصل تفكيك قوا ، حاكم ساختن نهادهاي انتصابي برنهادهاي انتخابي و جايگزين كردن نظاميان و نيروهاي امنيتي به جاي سياستمداران و بوركراتها درنهادهاي سياسي و مدني عملاًخط بطلاني بر دمكراسي و حاكميت اراده ملي كشيده و به وضوح استبداد ديني و ديكتاتوري را ميدان دارعرصه سياسي ساخته است.&lt;br /&gt;با بخدمت در آوردن رانت هاي سياسي – اقتصادي عملاً شكافي عميق بين طبقه اي قليل و برخوردارحاكم و اكثريت محروم و محكوم جامعه ايجاد نموده و با برهم ريختن سيستم اقتصادي وبه ويژه نهاد برنامه ريز و به عاريت گرفتن الگوهاي تاريخ مصرف گذشته از سيستم هاي فروپاشيده اقتصادي جهان معجون نامتجانسي را بوجود آورده كه با هيچ سيستم اقتصادي دنيا تطابق نداشته و با گذشت بيش از ربع قرن ماحصل آن براي ملت ايران فقروفساد و تبعيض و رخت بستن رفاه و آسايش عمومي ازدامن جامعه است. اين همه  دركشوري است كه دارنده غني ترين منابع طبيعي جهان و سرمايه ارزشمند انساني است.&lt;br /&gt;طبعاً با اين رويكرد و دستاورد حكومت، حق مسلم جامعه است كه به ناكارامدي وتغيير آن راي دهد. اما راه تغييربه شيوه مردمي محدود به دورويكرد اصلاح يا انقلاب است. شيوه رفرم كه به معناي اصلاح اجزاء يا بخشي ازساختارحاكم و حفظ چارچوبهاي اساسي آن است. هم به لحاظ ظرفيت و مباحث نظري و هم دربوته عمل و اجراهزيمت و ناتواني خود را عيان ساخت. به نحويكه ديگراكنون تعجبي را برنخواهد انگيخت اگراصلاح طلبان را همانند اقتدارگرايان درعرصه نيروهاي سياسي ايران درشمارنيروهاي اقليت قلمداد نماييم.&lt;br /&gt;روش انقلاب اما درطول تاريخ خود دستخوش تغييرو تحول گرديده است. امروزه انقلاب سنتي كه به شيوه دگرگوني سريع ، خشونت آميزواي بسا توسط يك حزب يا طبقه انقلابي رهبري وبه انجام رسد شيوه اي به حاشيه رفته و رو به فراموشي است.&lt;br /&gt;اكنون درمشي نوين تحول گرايان (برخلاف اصلاح طلبان) ضمن آنكه به دگرگوني ساختاري ومبتني براراده وحركت عمومي همت مي گمارند اما اين تحول را به صورت زمان بر ومسالمت آميز(و نه درسايه قوانين حاكم )پي مي جويند. البته اين شيوه ازكشوري به كشورديگرو ازقاره اي به قاره ديگر متمايزاست وهرجا رنگ وخصلت خاص خود را داراست. چنانچه وقتي سخن ازگارتن اش و بحث انقلاب آرام دراروپاي شرقي است حركت هاي اجتماعي آن كشورها با پشتوانه بين المللي مبتني بر حمايت يك يا چند دولت خاص درآميخته است و اين سبك درانقلاب هاي رنگين قفقازو تا حدي آسياي ميانه نيزنمود مي يابد. اما مدل ايران سبك خاص خود است. دراين نمونه انقلاب آرام با همت نيروهاي تحول گرا و به حركت درآوردن نيروهاي اجتماعي آغازشده وشاخصه مهم آن درداخل نه صرفاً نافرماني مدني درشكل اعتصاب هاي سراسري وتظاهرات گسترده خياباني است . چراكه آن شيوه نيازمند تشكيلات مقتدرحزبي و يا رهبركاريزما است كه چنين عناصري درعرصه سياسي ايران مشاهده نمي گردد. خصيصه اصلي اين رويكرد نخست روشنگري بصورت مستمرو با بهره جستن ازابزاررسانه ايي فرامرزي و امكانات دنياي مجازي است. مولفه ديگر ايجـاد شوك هاي اجتماعي بواسطه جنبش هاي مقطعي نظير18 تير78 دانشجويان ، اعتصاب كارگران شركت واحد اتوبوسراني تهران، تظاهرات معلمان ، اعتصاب كارگران نيشكرهفت تپه خوزستان ، تحريم هاي روبه تزايد انتخابات ناسالم رژيم و امثال آن مي باشد. اين حركت ازدرون كشورالبته مستلزم يك پشتوانه بين المللي است اما اين حمايت نه توسط دولت ها بلكه به همت اپوزيسيون خارج ازكشوروياري نهاد هاي بين المللي و مجامع مدافع حقوق انساني خواهد بود. بعنوان نمونه هماهنگي نيروهاي اپوزيسيون خارج ازمرزدرمراسم سالگرد18 تيرو حمايت يكپارچه ازآزادي زندانيان سياسي وازسوي ديگرحركت اخيربرخي نهادهاي مدني درايتاليا درحمايت ازدانشجويان دربند ايران ويا اقدامات گزارشگران بدون مرزو ديده بان حقوق بشررا مي توان برشمرد.&lt;br /&gt;درتبيين پارامترها داخلي بايد گفت درمرتبه نخست روشنگري لازمه فرهنگ سازي اجتماعي است. همان مهم كه نه تنها درتحول ساختاركهنه بلكه درنهادينه شدن ساخت جديد و عدم بازتوليد ساختارناكارآمد پيشين مي تواند نقش بسزا ايفا نمايد. يك وجه تمايزانقلاب سنتي و انقلاب آرام درهمين نكته نهفته است. درانقلاب سنتي گذارازساختارسنتي به مدرن با حركت هاي تند وسريع به وقوع مي پيوندد بي آنكه وضع اجتماعي ازنقطه نظرفرهنگي تغييرات پايداري نموده باشد ازهمين روي درمدتي نه چندان ديرپا ساختاركهنه درلعابي نو بازتوليد مي گردد اما شيوه انقلاب آرام موجب رفع اين نقيصه است. شاخصه ديگريعني شوك هاي مقطعي اجتماعي نيز مقوم چند ويژگي است. ابتدا آنكه دردوره هاي مختلف تحولگرايان ازوزن اجتماعي وتوان خود آگاه شده و نسبت به اقدامات لازم آتي ارزيابي عيني خواهند داشت. ديگرآنكه تبليغات واهي حكومت درنمايش مقبوليت ومشروعيت اجتماعي اش نقش برآب خواهد شد. نهايت آنكه  آگاه سازي اجتماعي وپيامد آن افزودن گستره وعمق اجتماعي نفوذ تحولگرايان رادربرخواهد داشت.&lt;br /&gt;اكنون چنانچه اين دوحركت داخلي و بين المللي بتواند همبستگي و هماهنگي لازم را بيابد آنگاه مي توان انتظارداشت كه هم گره كنوني سياسي – اجتماعي كشورمان گشوده گردد و هم بديلي نوين درگذارازساختارغيردموكراتيك به حاكميت دمكراتيك به جهانيان اهدا شود. آلترناتيوي كه مي تواند مزاياي شيوه هاي انقلاب سنتي و اصلاحات را حفظ نموده وازمضارآنها مبرا گردد و شايد بي راه نباشد تا درمقام مقايسه با شيوه هاي گوناگون دوران گذار آنرا بديلي بي بديل خواند.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-5025500959610222458?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/5025500959610222458/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=5025500959610222458' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/5025500959610222458'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/5025500959610222458'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2007/10/blog-post.html' title='&lt;div align=&quot;right&quot;&gt;بديل بي بديل &lt;/div&gt;'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-2957981736008990395</id><published>2007-09-06T09:22:00.000+03:30</published><updated>2007-09-06T09:24:55.823+03:30</updated><title type='text'>رفسنجانی وبازهم دورباطل</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;نشستن هاشمی رفسنجانی برکرسی ریاست مجلس خبرگان که درداخل وخارج کشورازآن به باز آمدن وی به عرصه سیاست تعبیرشد طبق روال دوره های گذشته توام گردید با موج تبلیغی طرفدارانش مبنی بر اینکه عرصه سیاست با فردی پراگماتیسم و میانه رو مواجه خواهد شد. این موج تبلیغاتی ازمردمی که 2 سال قبل به خاطردوری جستن ازرفسنجانی(این عنصر ممتازحکومت اسلامی) به عنصرناشناخته حکومت چون احمدی نژاد پناه برده بودند، اکنون می خواهد به خاطر برائت از احمدی نژاد باردیگربه همان عنصرحکومت یعنی رفسنجانی پناه ببرند! استدلال این گروه آن است که احمدی نژاد هم ازنظررفتاروشخصیت وهم ازنظررویکرد های سیاسی درسطح نازلتری ازرفسنجانی است. این گروه برآن است که اگراحمدی نژاد با شعارهای افراطی ، زنگار گرفته وغیرمنعطف ایدئولوژیک و رویکردهای غیرعقلانی و کارشناسی نشده  سیستم اقتصادی ، اداری ، سیاسی ، علمی وفرهنگی کشوررا به ورطه نابودی سوق داده است و اگرفشارحکومت برمردم دراین دوران به مرزغیرقابل تحمل رسیده است اما رفسنجانی با نگاه معتدل تر وسعه صدر بیشترمشی نموده و اوضاع را برای مردم قابل تحمل ترخواهد نمود ونسبت به اصلاح ساختارها عقلانی تر برخورد خواهد کرد. آنها می گویند سیاست، بازی درمیدان محدود است وهرتقلا برای گسستن یا گستردن این میدان تنگ، رویکردی خیال پردازانه ودورشدن ازواقعیات موجود است.&lt;br /&gt;پرسش نخست اینجاست آیا عنصری به نام مردم دراین میدان سیاست جایگاهی دارد یا خیر؟ اگرخیرتحلیل شما از30 تیر1330- 22 بهمن 57 و2 خرداد 76 چیست ؟ و اگرپاسخ مثبت است وبه جز مهره هایی که حکومت درصفحه سیاست عرضه می کند عنصردیگری هم به نام مردم می توانند منشاء اثر باشند پس نقش آنها درتحلیل شما کجاست؟ آیا مردم فقط مقید به انتخاب بین بد وبدترند؟ یا قادرند میدان وقواعد بازی را هم تغییردهند؟&lt;br /&gt;احمدی نژاد در کارنامه دو ساله خود آماربالای اعدام ها راثبت کرده است. آمارتعطیلی انجمن های دانشجویی وممانعت ازفعالیت های حزبی و رکود فعالیت های آزاد سیاسی ومطبوعاتی را درمقیاسی اسف انگیزثبت کرده است. آمارتورم ، بیکاری وگسترش خط فقر وفرارسرمایه های مادی وانسانی را به میزان بالایی ثبت کرده است. اما آیا اینها کافی است تا آنچه دردوران گذشته رخ داد راازخاطرببریم وبه کسانی بازگردیم که درعهد نشستن آنان بر توسن قدرت فجایعی مشابه یا بزرگترنیزرخ نمود. بزرگترین قتل عام زندانیان سیاسی درکارنامه چه دوره ای ثبت شد؟ بازداشت وآزارگسترده ی نویسندگان وبرهه ی حاکمیت سعید امامی درچه دوره ای ثبت شد؟ فاجعه فراموش نشدنی حمله به کوی دانشگاه تهران درکدام دوره ثبت شد؟ توقیف فله ای دهها نشریه وممانعت ازمجلس برای اعمال حق قانونی اش درکدام دوره ثبت شد؟ اشتباه نشود فعلاً بحث نقش دولت های وقت دربوجود آمدن این وقایع مورد نظرنیست بلکه مساله یاد آوری کسانی است که مدعی اند دردوره حضورعناصربه اصطلاح آنان عملگرا ، اصلاح طلب و معتدل حکومتی بهشت موعودی برقرار می شود که دیگرمردم رنج وعذابی راشاهد نخواهند بود.&lt;br /&gt;آنهایی که ازامروزشیپورهای تبلیغاتی شان را ازصندوق ها درآورده و سعی می کنند برای انتخابات مجلس و ریاست جمهوری آینده آنرا جلا بخشند تا با صدای هرچه گوشخراش تر در آن بدمند که ای مردم به این و آن جناح رای دهید و به این ترتیب یک بار دیگر مردم رابا پای خودشان به یک دوره فلاکت دیگر سوق دهند ، به این پرسش پاسخ گویند: ما فرض می کنیم اتفاقاتی که دردودهه قبل رخ داد مایه تاثربرخی ازاین اشخاص حکومتی است، اما اکنون وقتی که  طبرزدی ها ، جاوید تهرانی ها، قصابان و منصوری و توکلی ها، رفیعی ها ، اسانلو ها و دهها و صدها مبارزبا نام یا گمنام درسراسرکشورمدام درمسیرزندان ودادگاه وآزاروفشاردست از مبارزه برنداشته اند. این شخصیت های مدعی اعتدال واقعگرایی واصلاح طلب اگردرصدد جبران گذشته اند، نه دردفاع ازآرمان های به حق این مبارزان بلکه برای دفاع ازحقوق شهروندی آنان آیا کلمه ای برزبان جاری ساخته اند؟آیا توانسته اند بیگناهی را ازچوبه داربه زندگی بازگردانند؟ آیا دربرابرآزارزنان درخیابانها اقدامی کرده اند؟ آیا می پذیرند آزادی کلیه زندانیان سیاسی را جزوبرنامه ها و شعارهای خود قراردهند.آیا حاضرند اقدام عملی برای رفع توقیف نشریات وسانسورجراید انجام دهند.آیا حاضرند به کلیه احزاب سیاسی اعم ازمنتقد یا مخالف حکومت اجازه فعالیت آزاد دهند؟ آیا حاضرند نهادها غیرقانونی را منحل کنند و نهاد های انتصابی را برچینند؟&lt;br /&gt;وقتی فردی چون رفسنجانی درنخستین روزریاست برمجلس خبرگان می گوید مشروعیت حکومت درگروولایت فقیه می باشد. آیا با صدای آشکاراعلا م نمی کند که برای مردم هیچ نقش وجایگاهی قایل نیست؟&lt;br /&gt;برخی براین باورند که ازآنجا که یکدست شدن حکومت فشارها رابرجامعه فزونترخواهد کرد پس بهتراست با حضوردرانتخابات وبرگزیدن جناح رقیب تضادها را بیشترکنیم تا امکان نفس کشیدن جامعه باشد اما صرف نظرازاین واقعیت که درچه حالت مردمی که درروزمرگی های خود فرورفته اند می توانند تلخی حاکمیت استبدادی را بهتردرک نموده و به فکر چاره افتند براین فاکت نمی توان چشم فروبست که تضاد های جناح ها درعین واقعی بودن محدود و محصوربه خط قرمزی است که اگرنقض شود تروخشک شان خواهند سوخت. این موضوعی نیست که آنها درنظرنگیرند بنابراین بهتراست به جای گرفتارشدن به دورباطل بازی درمیدان تنگ حاکمیت به شکستن قواعد بازی بیندیشیم.واقع گرایی آن است که بدانیم راهی جزتحول ساختاری برای نیل به دمکراسی وآزادی نیست. آنهایی که ازترس ازدست دادن سهم قدرت دراین دو سال مهرسکوت برلب زدند تا نظاره گر خاموش سرکوب، زندان وشکنجه فرزندان میهن باشند واکنون با شنیدن بوی قدرت به تلاطم افتاده اند ثمری برای جنبش مردمی نخواهند داشت. پس تحول گرایان را دریابیم وازهرفرصتی برای تقویت آن بهره جوییم. ماه مهر نمادی از دوران شروع تلاش هاست. بدون شک فعالانی که کارزارهمبستگی مهر را تدارک دیده اند چشم امید به این مسیردوخته اند. نیروها ی تحول گرا نیازمند همگرایی بیش از پیش می باشند. کارزارهمبستگی مهرمی تواند یکی ازاین فرصتها باشد.آنرا دریابیم.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-2957981736008990395?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/2957981736008990395/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=2957981736008990395' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/2957981736008990395'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/2957981736008990395'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2007/09/blog-post.html' title='&lt;div ailgn=&quot;right&quot;&gt;رفسنجانی وبازهم دورباطل&lt;/div&gt;'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-2605751535790585740</id><published>2007-07-05T21:12:00.000+03:30</published><updated>2007-09-03T21:21:55.441+03:30</updated><title type='text'>عاشقان ایستاده می میرند</title><content type='html'>&lt;a href="http://www.sharemation.com/hti/akbar-mohammadi1.jpg?uniq=-qzj4io=-tiablh"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 123px; CURSOR: hand; HEIGHT: 136px" height="190" alt="" src="http://www.sharemation.com/hti/akbar-mohammadi1.jpg?uniq=-qzj4io=-tiablh" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div align="right"&gt;آنگاه که نامت درستون راه یافتگان دانشگاه نشست، لبخند مادردرپس دیدگان ترچه تصویرماندنی ترسیــــم می کرد.&lt;br /&gt;آیا آن روزگمان داشتی که دانشگاه این نام رابرای همیشه درسینه اش خواهد سپرد.&lt;br /&gt;پاس کردن واحدهای درسی خاطرت را ازپاس داشتن مبارزه فارغ نمی ساخت.&lt;br /&gt;هرجا که جنبش پای می نهاد ازتوهم رد پایی برجای بود. ازپایمردی درسنگردانشگاه تاحضوردر قلعه احمد آباد ، ازمیتینگ های میدان انقلاب تاگردآمدن بر مسلخ گاه اهوراییان که خانه آزادی نامش نهادند.ازکمیته دانشجویی دفاع اززندانیان سیاسی تا جبهه متحد دانشجویی و...18 تیراوج این تلاطم بود. مگرنه آنکه ماحصل یک ترم تلاش راباید درپایان ترم دروکرد .پس ازچه رو تبه اندیشان سیه کردارناجوانمردانه دانشجویان درخواب رادروکردند.&lt;br /&gt;ازپس فاجعه درآن شبهای کوی چه ساعت ها ی پرالتهاب را پا به پای ستارگان تا سپیده دمان چشم برهم نمی نهادی. همان شبها که « عرقریزان ، عزا ، دشنام – گاهی گریه هم کردیم. هلا یک دو سه زین سان بارها بسیار...»&lt;br /&gt;.. دریغا که درخموشی وهن انگیزشهر دسته دسته قاصدان صلح وآزادی را به بند کشیدند. نامردمانی که درشب فاجعه آتش برجانمان زدند جرم تورا داشتن کوکتل مولوتوفی دردست به قصد آتش کشیدن اعوان وانصارشان خواندند.مگرنه آنکه آنها براهل خانه تاختند وتوبردزد خانه ؛ پس کدامیک مجرمند؟&lt;br /&gt;ازآن روزی که خاکسترآن آتشفشان را به چوب سکوت ومماشات برباددادند توچه ساعت ها، چه روزها وشب ها و چه سالهای طاقت سوزی را درزندان های مخوف توحید واوین به سربردی. حکم اعدام وابد ازایستادگی تو به زانو درآمد . .. وحکم 15سال حبس هم اراده ات رانشکست. عاقبت درروزگاری که جراحتی دردل وزخمها برپیکرداشتی با اعتصاب غذا ایستادگی خود را جاودانه ساختی تا درتاریخ ثبت کنند که عاشقان ایستاده می میرند.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-2605751535790585740?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/2605751535790585740/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=2605751535790585740' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/2605751535790585740'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/2605751535790585740'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2007/07/blog-post.html' title='&lt;div ailgn=&quot;right&quot;&gt;عاشقان ایستاده می میرند&lt;/div&gt;'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-8219781381714669944</id><published>2007-03-02T19:41:00.000+03:30</published><updated>2007-03-02T19:47:22.125+03:30</updated><title type='text'>جنبش های اجتماعی حرکتی بی ثمریا اثربخش</title><content type='html'>همانگونه که برخورد هرشی ولو کوچک برسطح آب موجب دگرگونی دروضعیت ساکن آب می شود، همان سان که کمترین صدا درهوا ایجاد ارتعاش و لرزه درفضای صامت آن می کند. درجامعه پویای انسانی به نحو بارزتری هرحرکت ولوکم دامنه می تواند موجب تغییرودست کم تاثیرپذیری جامعه ازآن موج گردد.&lt;br /&gt; شاید دیرگاه است که درمیان پویشگران تاریخ و ترسیم گران تابلوهای مجازی ازرهیافت های مبارزاتی به ویژه آنانی که درکشاکش جدال زندگی دستخوش ناملایمات طاقت فرسا شدند ونیزکسانی که تنها به نظاره این حوادث نشسته یا هنوز درانتخاب راه آینده خود دچارحزم وتردیدند این پرسش مطرح است  که ثمره آن همه کوشش ها و مبارزات و حاصل به مخاطره افکندن گران سنگ ترین سرمایه انسانی یعنی عمروزندگی چه شد؟ آیا درهیچ دوره تاریخ استبداد و بیدادگری ازدامن قدرت حاکم زدوده شد؟ آیا هرگزاین بهره کشی لجام گسیخته فرادستان ازفرودستان دنیا واین رنج بی پایان انسان های تهیدست ازسیمای شرمگین تاریخ محو شد؟ به نظر می رسد پاسخ به اینگونه پرسش ها درگرو نوع نگاه به حوادث تاریخ باشد. اگرحوادث را تنها دربرهه خاص زمانی ومکانی محصور سازیم. اگربپنداریم که شکست یک جنبش یا قیام ، جان باختن یک انسان مبارزیا تلاشی یک گروه وطیفی ازمبارزان به معنای پایان تاریخ است . آنگاه محقیم که به هرتلاش انسان برای تغییر سرنوشت وبه فرجام هرجنبش اجتماعی با دیده تردید نگاه کنیم. اما اگربه تاریخ چون زنجیره ای نگاه کنیم که کیفیت هرحلقه زمانی درشکل یابی حلقه های بعدی تاثیرگذاراست. دراین هنگام به پاسخ های دیگری می رسیم. اگرتصورکنیم با سقوط دولت مصدق آرزوی حاکمیت ملی برای همیشه برباد رفت. اگر خیال کنیم با جان باختن جزنی ها و حنیف نژاد ها پرونده مبارزه مختومه شد. اگرگمان کنیم با کشتارتابستان 67 یا با فاجعه آفرینی کوی دانشگاه دیگرشاهد ظهور وحضورجنبش اجتماعی برای آزادی وعدالت نخواهیم بود. اگرفکرکنیم که جان باختن اکبرمحمدی به معنای محو حضوراکبردرفکروذهن جوانان ودانشجویان مبارزنیزخواهد بود. با این نوع نگاه حق داریم درهرنوع مبارزه وحرکت اجتماعی تردید روا داریم.&lt;br /&gt;  اما اگربا این نگاه حوادث را مرورکنیم که بطورمثال چنانچه جنبش 8مارس درآمریکا سرکوب شد اما ثمره انعکاس تاریخی اش بازیابی حقوق زنان درجامعه آمریکایی گردید. این جنبش سرکوب شده گرچه درصورت ظاهربه ناکامی مقطعی بانیان آن انجامید اما پژواک آن درگوش زمان نه تنها عرصه اجتماعی آمریکا را دستخوش تغییرساخت بلکه درسراسرجهان منشا حرکت یا موجبی برای دستیابی زنان به حقوق پایمال شده آنان گردید.&lt;br /&gt;اگربا این نگاه در نهضت ملی دکترمصدق تامل کنیم تصدیق می نماییم گرچه آن دولت نتوانست بیش ازسه سال عمرکند اما با سقوط آن دولت همه چیزبه پایان نرسید بلکه برجای ماندن الگویی که ماحصل آن تلاش بود موجبی گشت تا درهربرهه ایی راهگشای حاکمیت ملی باشد. وبا این نگاه گرچه دیگرجزنی ها ،خاوری ها، حنیف نژاد ها وسعید محسن ها  نیستند اما نیرویی که حرکت آنان به تاریخ تزریق کرد اکسیری پایان ناپذیراست که درهربرهه می تواند انسان های خسته ازظلم را واداربه حرکت کند. گرچه فاجعه کوی دانشگاه بغض ناگشوده ای را دردل دانشجویان این آب وخاک سرمدی ساخت، گرچه پرپرشدن گل هایی چون عزت ابراهیم نژاد و اکبرمحمدی جای آنها را برای همیشه درجنبش دانشجویی خالی نمود ولی تردید نیست که یاد آن سروهای بلند درذهن هردانشجوی جدید الورودی می تواند از لحظه لحظه سکوت دانشگاه تلاطم فریاد بپاسازد. تامل دراین آثارحرکت های اجتماعی موید این مهم می باشد که اگرجنبش ها ومبارزات مردمی را نه دریک حلقه گسسته تاریخ بلکه درپیوند با حلقه های بعدی به داوری نشینیم آنگاه نه تنها اینگونه تلاش هارا ولو آنکه دریک برهه به ثمرننشیند بی حاصل تلقی نخواهیم کرد بلکه به نقش وتاثیرغیرقابل انکارآن حرکتها درهرجامعه اذعان خواهیم نمود .&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-8219781381714669944?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/8219781381714669944/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=8219781381714669944' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/8219781381714669944'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/8219781381714669944'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2007/03/blog-post.html' title='جنبش های اجتماعی حرکتی بی ثمریا اثربخش'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-2092533353275651125</id><published>2007-02-21T12:47:00.000+03:30</published><updated>2007-09-03T21:27:22.634+03:30</updated><title type='text'>برای آزادی احمد باطبی</title><content type='html'>&lt;a href="http://www.iranmania.com/News/Photoes/General/Top/330batebi.jpg"&gt;&lt;img style="FLOAT: left; MARGIN: 0px 10px 10px 0px; WIDTH: 129px; CURSOR: hand; HEIGHT: 167px" height="214" alt="" src="http://www.iranmania.com/News/Photoes/General/Top/330batebi.jpg" border="0" /&gt;&lt;/a&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;اگرادعا کنم بسیاری ازنیروهایی که به جبهه متحد دانشجویی یا جبهه دمکراتیک ایران پیوستند ازدرون زندان با اعضای این گروه ها&lt;/div&gt;&lt;div&gt;آشنا شدند بیراه نخواهدبود. چرا که ازیک سو مجوزی جهت مکان استقرار ویا نشریه ای که بتوان با مردم ارتباط برقرارکرد به این نوع تشکل ها نمی دادند و ازسوی دیگر تا چند سال قبل درهرزندان که چند زندانی سیاسی وجود داشت بی تردید یک یا چند نفرآن ازاعضای این گروه ها بودند. بنابراین زندان تبدیل می شد به دفترجذب نیرو، بدرستی درخاطرم نیست یکی از روزهای سال 79یا 80 بود که نوشته ای اززندان که حاوی درخواست عضویت درجبهه متحد دانشجویی با امضای احمد باطبی ، بدستم رسید. (البته پس ازهجوم هایی که به منزل آوردند به همراه نوشته ها ی دیگرآن رانیز بردند...)اما ورای این موضوع احمد با پیرهن خون رنگ ستم دیده ای که برزمین افتاده بود تبدیل به پرچم جنبشی شد که دانشجویان درتیرماه 78 بپا کردند. اکنون که ازخیل همه آن کسانی که درآن تابستان به بند کشیده شده بودند تنها احمد ، بهروزجاوید طهرانی و مهرداد لهراسبی همچنان محبوس اند . طبیعی است که جوانان، دانشجویان وهمه آزادیخواهان این بوم وبر این فرزندان آزاده میهن رافراموش نکنند. زندانی سیاسی (که جرمی جز ابراز عقیده و نظر ندارد)تلخ ترین ارمغان هرحکومت است و ازاین رو هیچ دولتی نمی خواهد بپذیرد که زندانی سیاسی دارد. زندانی سیاسی عریان ترین سندی است که ادعای مردم گرایی و حفظ حقوق وکرامت انسانی را ازحکومت های مدعی این امر سلب می کند و به تعبیری کوس رسوایی استبداد را به صدا درمی آورد. هردولتی ولو آنکه یک زندانی سیاسی داشته باشد به دلیل همان یک زندانی ناقض حقوق ملت است. وازاین رو یکی ازخواست های دراولویت همه آزادیخواهان آن است که کلیه زندانیان سیاسی آزاد شوند. اکنون که احمد درشرایط مبهم ودشوارقراردارد آرزوی ماست که هرچه زودتراوبا عافیت ازرنج زندان رهایی یابد.&lt;br /&gt;&lt;a href="http://yaredabestaani.blogfa.com/post-86.aspx"&gt;جمعی ازوبلاگ نویسان&lt;/a&gt; به این منظورنامه ای نوشتند که متن آنرا ذیلا می آورم :&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد&lt;br /&gt;عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد&lt;br /&gt;ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد&lt;br /&gt;چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;احمد عزیز !&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;گرچه مسلخ را قناریان عاشق سکنِی شده است ، گرچه پنجره ها رو به تهی باز می شوند و درختان را شور بهار مرده ، گرچه صدای پای هیچ سوار عاشقی خواب جاده رابر نمی آشوبد و ثانیه ها را رمق زنده ماندن نیست ، گرچه شکوه دلاوری مرده ،بغض حنجره هایمان را میهمان اند و سودای هیچ شرری در شریان های خشکیده بودنمان نیست ، آسمان هر شب قصه ابابیل می بارد و سوز طوفان نوح استخوان سوز شده ، گرچه یاران را صلای هیچ فریادی نیست که طاعون به جان شهرمان افتاده که دریوزگان را سروری داده اند و سیاهه فساد جای قرص خورشید را گرفته اما بهار می آید .پشت تاریک ترین دریچه شهر ، خورشید تو را می خواند که هیچ میله زندانی به قد قامت خورشید نخواهد رسید که شب اگر تمام دریچه های زیستن را مسدود کرده انتظار نور در ید بیضای تو ، طلوع را نوید می دهد.&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;هر انسان را از بودن سهمی است و سهم هر انسان اشاره ای است . تو که چون نمادی بر تارک فعل آزادی می درخشی سهمی بزرگ از اشاره مان هستی .&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;باز می گردی می دانیم که با هم به هلهله می نشینیم آزادی را در کوچه های شهر که دیگر هیچ مدرسه ای به زندان تن نمی دهد و هیچ کوچه ای بن بست نخواهد بود. می آیی و همراه تو هی هی و هی هایمان دل تمامی لاله های باران خورده را می شکند و آنگاه بغض رهای فروخورده شلاقشان را بر گرده استبداد می نشاند که عمر این دروغ وضع قتال صفت رو به پایانی است. برای تو تا رهایی می رویم چرا که آزادی بدون تو ترجمان برده گی است . می دانیم می آیی...&lt;br /&gt;&lt;br /&gt;برقرار باش که قرارمان از پایداری توست...&lt;br /&gt;اندکی صبر...&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;br /&gt;&lt;div&gt;&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-2092533353275651125?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/2092533353275651125/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=2092533353275651125' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/2092533353275651125'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/2092533353275651125'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2007/02/blog-post_21.html' title='برای آزادی احمد باطبی'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-117139916939037887</id><published>2007-02-14T00:07:00.000+03:30</published><updated>2007-02-14T00:09:29.393+03:30</updated><title type='text'>رويای رفسنجانی</title><content type='html'>آن روزهای روبه خزان دوره دوم ریاست جمهوری هاشمی رفسنجانی درسال 75 وقتی زمزمه اصلاح قانون اساسی به نحوی که متضمن مادام العمرشدن دوره ریاست جمهوری وی شود را عطااله مهاجرانی سرداد. تنها گمانه ای که اذهان فعالان سیاسی را به خود مشغول می کرد آن بود که مرد شماره 2 حکومت نمی خواهد ازپلکان قدرت قدمی رو به پایین نهد.اماآن روزحملات نشریاتی نظیرپیام دانشجو وحرکت های جنبش دانشجویی منجربه عقب نشینی وی دراین خیزقدرت شد. آنگاه که دربحبوحه نزاع اقتدارگرایان و اصلاح طلبان درانتخابات مجلس شورا درروزهای پایانی سال 78 او به مدد دوپینگ شورای نگهبان توانست دربین سی نماینده مردم تهران خودراتا رتبه 30 بالا کشاند. روزنامه های مستقل خشم خود ازاین امررابا تیتر " الصاق شده به آرای مردم تهران" درویترین افکارعمومی قراردادند. به تدریج اعتراضات مردمی نسبت به ابطال ونادیده انگاشتن700000رای مردم تهران ابتدا در شعار صندلی حیا کن هاشمی را رها کن !! تجلی یافته و درنقطه اوج خود به شعارهای بی سابقه در میتینگ اعتراضی وناتمام 4 خرداد 79 جبهه متحد دانشجویی منجرشد که کمتراز12 ساعت پس ازآن شعارهای تند منجربه انصراف رفسنجانی ازاین دوئل قدرت گردید. با پایان یافتن دومین دوره ریاست جمهوری خاتمی دستیاران شناخته شده رفسنجانی باردیگردست به کارشدند آنان با" زیبایی کلام "کوشیدند باردیگر او را تنها ناجی کشورویگانه گزینه مطلوب ریاست جمهوری مطرح کنند. اما این بارنیروهایی نوظهورازخودی های حکومت بودند که (بزعم شان) با طراحی استراتژی چند لایه مانع ازنشستن رفسنجانی برکرسی قدرت شدند . با تشدید بحران های منطقه ای وبین المللی وآشکارشدن نتایج انتخابات اخیرشوراهای اسلامی که منجربه تضعیف موقعیت احمدی نژاد گردید باردیگر موقعیتی فراهم آمد تا هاشمی رفسنجانی دورتازه ای ازنشو ونما برای تصاحب قدرت را آغاز نماید. تصاویربزرگ وی در صفحات اول مطبوعات به بهانه های مختلف وحتی مصاحبه درصدا وسیما که پیش ازاین بنظرمی رسید منوپل نظامیان باشد حاکی ازشکل گیری وضعیتی تازه است. &lt;br /&gt;اما طرح سخنانی درزمینه کیفیت انتخاب وشیوه رهبری درمصاحبه با یکی ازمجلات، سطح رایزنی های کنونی رفسنجانی با مراجع روحانی درقم وبرخی گفته های وی درمصاحبه اخیرتلویزیونی با درنظرگرفتن پیشینه شکست های وی در تنازع سیاسی درون حکومت که شمه ای ازآن برشمرده شد چنین ظنی را تقویت می کند که این بارتلاش رفسنجانی تنها منحصربه تصاحب کرسی ریاست جمهوری نیست. وی دربخشی ازمصاحبه تلویزیونی خود یاد آورشده است که مبارزه را از«سال 38 »آغازکرده است.درحالی که حکومت در تاریخ رسمی سعی می کند آغازقیام را به سال 42 معطوف کند.  درشورای انقلاب جزو 5 نفر(اصلی )بود که ازسوی بنیانگذارجمهوری اسلامی انتخاب شد وکسان دیگررا(ازجمله رهبرفعلی را)اوودیگران به شوراآوردند. درتصمیمات اساسی نظام نقش او بلا منازع بود . یکی ازمواردی که او ذکرمی کند آنکه درمساله بنی صدراوبا نظررهبرمخالف بود اما سرانجام رهبرآن نظرراپذیرفت. &lt;br /&gt;(این درحالی است که درمساله عدم پذیرش آتش بس وتداوم جنگ نیزنقش او بعنوان فرمانده جنگ قابل انکارنیست.)&lt;br /&gt;دربرهه پس ازجنگ و دوره ای که به سازندگی موسوم شده نیزنقش رفسنجانی واضح است . همان دوره ای که بقول او اززمان مادها تا کنون بی سابقه بوده است!&lt;br /&gt;مروراین نکات این ذهنیت را تقویت می کند که آیا این بارکشمکش های سیاسی تنها برسرتصاحب ریاست قوه مجریه است یا چنین آتش تهیه وسیع به مفهوم آن است که مرد همیشه شماره دو درتدارک ایفای نقش اول است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-117139916939037887?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/117139916939037887/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=117139916939037887' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/117139916939037887'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/117139916939037887'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2007/02/blog-post_14.html' title='رويای رفسنجانی'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-116983715857336418</id><published>2007-01-26T22:10:00.000+03:30</published><updated>2007-01-26T22:15:58.586+03:30</updated><title type='text'>بهمن غنچه اي كه پژمرد</title><content type='html'>«انقلاب» را مي توان نادره تاريخ دانست. بيشترازآن روي كه دست هاي خلاق هرجامعه ( ونه هرنسل) تنها يك باردرطول حيات خود قادربه آفرينش آن است . گواه اين ادعا حكايت تاريخ ملت ها است. درانگلستان جزانقلاب با شكوه ، درفرانسه جزانقلاب كبير، درروسيه جزانقلاب اكتبرودركشورمان بجز انقلاب بهمن حركت ديگري رابطورقطعي نمي توان بااين نام صحه نهاد. به نظرمي رسد آنچه كه دركشورمان به نام انقلاب مشروطه معروف است نيزدرحقيقت اشتباه سهوي باشد كه مورخان تكرار مي كنند. مشروطه بي ترديد يك رويداد بزرگ درتاريخ سياسي ايران بود اما اگرشاخصه هاي علمي انقلاب را دگرگوني ساختاري ، پيدايي وسمت گيري جنبش ازقاعده هرم جامعه (توده ها) به راس (نخبگان)، حركت مبتني برخشونت، رويكرد غيرقانوني يا ضد قانون (حاكم) درنظرآوريم. آنگاه اذعان مي كنيم جنبشي كه هدفش تنها «مشروط» كردن حكومت «مطلقه» پادشاهي ونه دگرگون كردن بنيادي آن نظام بود. آغازآن به مدد نخبگان فرهنگي وسياسي جامعه ونه حركت خودجوشي ازتوده ها ، رويكرد آن مسالمت آميز و درنهايت درچارچوب (واصلاح) قانون بود چنانكه نقطه غايي اين جنبش «فرمان» مشروطيت نيزبا امضاي شاه صادرشد. با اين ترتيب شايد بتوان با اندك تسامح اين رويداد را نظيرقرارداد مگناكارتا درانگلستان مقايسه كرد. ازآنجا كه درايران سنت حكومت مطلقه سابقه بس طولاني داشت تغييراين رويه(درواقع اين رفرم) به اندازه يك انقلاب با اهميت تلقي شد واي بسا تاريخ نگاران نيزتحت تاثيربزرگي اين رويداد آن را انقلاب ناميدند. &lt;br /&gt;تنها انقلاب درتاريخ ايران اما همچنان جاي پرداختن درزوايا وتامل دركيفيت زايش ، رويش و پيامد ها وفرجام آن دارد. اگرذهنيت عوام زده تئوري توطئه را كنارنهيم ، انقلاب بهمن نه مولود كنفرانس ها و توافق هاي پنهان وآشكارو نه بنا برخواست سياست هاي منطقه اي قدرتهاي جهاني بلكه به شهادت واقعيت عيني وملموس« حركت فراگيرتوده ها » حاصل نارضايتي ازحكومت وقت به سبب سركوب بي ترحم سياسي بود. فراموش نكنيم زندانهاي اوين ، توحيد(كميته مشترك ضد خرابكاري) قزل حصار، عادل آباد،  و... كه امروزهم جسم وجان آزادي خواهان را درچنگال خونين خود فروبرده اند ميراث شوم كدامين حكومت است. &lt;br /&gt;پرسشي كه امروز متعاقب پيامد هاي ناگوارنظام مستقر مطرح مي گردد آن است كه آيا آن روزگار راهي بجزانقلاب نمي توانست گره ازمشكلات فراروي كشوربگشايد؟ درپاسخ لازم است به اين نكته توجه نمود كه وي‍ژگي ممتازانقلاب ها نسبت به رفرم آن است كه انقلاب براساس برنامه ريزي وبه خواست رهبران آن آغاز نمي گردد بلكه رهبران تنها موج برخاسته توده ها را سمت وسوي مي بخشند ونه مبدا حركت را، درحاليكه رفرم طرح مشخصي است كه رهبران تعيين مي كنند كي وچگونه ودرچه مسيري حركت آغازودركجا خاتمه يابد.&lt;br /&gt;ضمن آنكه به نظرمي رسد مردمي كه فرداي پيروزي پاي صندوق رفراندوم حاضرشدند گرچه بركيفيت گزينه سلبي آگاه بودند اما گزينه ايجابي را نه بواسطه وقوف برآن بلكه درراستاي تبعيت ازقدرت كاريزمايي برگزيدند.&lt;br /&gt; پرسش ديگري كه دراين راستا به اذهان متبادر مي شود آنكه چه شد حركتي را كه همه اقشاروتوده ها درآن سهيم بودند يك طبقه يا كاست مشخص به مصادره به مطلوب آن برخاسته وآن را ازمسيراصلي حركت كه جمهوري خواهي ، آزادي طلبي وضديت با ديكتاتوري وشيوه هاي استبدادي بود منحرف نمودند. پاسخ را بايد درضعف نهاد هاي مدني واحزاب جست. اگراحزاب ونهادهاي مدني قادربودند بجاي تهييج مستمرجامعه با شعارهايي كه هركس مي توانست آنرادرجهت اهداف خود خواسته دردست گيرد به بسترسازي فرهنگي جامعه براي مبارزه دمكراتيك مبدل ساخته و ضمن آن بااهتمام جدي تربه سازماندهي نيروها مي پرداختند. شايد جنبشي كه با ياري همه نيروها به ثمر رسيد دركام يك طيف خاص نمي رفت. سرانجام اين پرسش مطرح است كه چگونه حركت ضد حكومت فردي مي تواند دراندك مدت پس ازپيروزي به بازتوليد آن با رنگ ولعاب ونام ديگربي انجامد؟ درواقع اين مهم حكايت ازويژگي ذاتي قدرت دارد كه دائما ميل به مطلقه شدن مي نمايد. دراينجاست كه دمكراسي وحاكميت مبتني برسازوكارهاي دمكراتيك اهميت خود را آشكارمي سازد. مادام كه نهادهاي دمكراتيك نظيراحزاب آزاد درجامعه اي شكل نگيرند. مادام كه حكومت ها با ابزارهاي نظارتي ملت ها ملزم به مراعات قانون نگردند . نه رفرم و نه انقلاب هيچكدام نمي تواند به تنهايي داراي ثمرات پايداري باشد. گرچه حركت مردمي انقلاب بهمن درپي آن بود تا راه ناتمام مشروطه كه تحديد حكومت مطلقه فردي بود را با الغاي سيستم سلطاني به فرجام رساند .اما اگر رفرم مشروطه به واسطه درآميختن( آلوده شدن ) حركت با نيروهايي كه بطورذاتي با رويكرد دمكراتيك منافات دارند نتوانست پادشاه را وادارد تا به قانون حكومت كند وبه عبارتي ديگربه راي مردم سربسپرد وتنها برهه كوتاه دولت ملي دكترمصدق استثنايي برآن دوران گشت. انقلاب بهمن نيزدردستيابي به مطالبات ملي به دليل غلبه مجدد آن عناصربه همان بدفرجامي دچارگرديد و اين چنين بود كه بارديگر غنچه آزادي پيش ازشكوفايي پژمرده شد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-116983715857336418?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/116983715857336418/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=116983715857336418' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/116983715857336418'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/116983715857336418'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2007/01/blog-post_26.html' title='بهمن غنچه اي كه پژمرد'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-116928215038742485</id><published>2007-01-20T12:05:00.000+03:30</published><updated>2007-01-20T12:05:50.396+03:30</updated><title type='text'>خرد وآزادی</title><content type='html'>يكي ازمقولاتي كه ازديربازدغدغه هاي فكري وجدال انديشه ها راسبب گرديده توجه به اين مهم بوده است كه آيا همانطوركه درطبيعت قوانيني حاكم است كه شناخت وبكارگيري آن موجب تسلط انسان برطبيعت شده ، برجامعه  وتاريخ نيزقانوني حاكم است؟ آيا مي توان با درك قاعده مندی تاريخ سرنوشت جوامع را پيش بيني كرد ؟ آيا قواعدي برجامعه بشري حاكم است كه بتوان به مدد آن مسيرتحول دريك جامعه را رقم زد؟&lt;br /&gt;برخي پاسخ مثبت خود به اينگونه پرسش ها را چنين پي گرفتند كه آن جبري كه برسرنوشت انسان حاكم است ، اعتقاد به قضا وقدراست . قدريون اين انگاره خود را محتوم تاريخ خواندند واينكه نيروهاي ماوراي طبيعت سرنوشتي را براي انسان ها تعيين كرده اند كه انسان ها چه بخواهند يا نخواهند برطبق همان مقدرات زندگي خواهند كرد. برخي ديگرپس ازآنكه دراطراف خود موجبي براين امرنيافتند نگاه خود را به سوی آسمان دوختند. آنها اجرام آسمانی وستارگان را تعيين كننده سرنوشت وآينده انسان خواندند.این دونگره گرچه به قاعده مندی تاریخ باورداشتند اما ضمن آن براین عقیده نیزاستواربودند که این قانون خارج ازدسترس بشربوده وانسان نقشی درتکوین وتکامل آن ندارد. اما گروه هایی نیزاززاویه دیگری به قانونمندی تاریخ عقیده مند بودند. دسته ای قايل به اين ايده شدند كه قهرمانان وشخصيت ها سازنده تاريخ اند.اگرملتی بخواهد تحولی درسرنوشت خود ایجاد کند صرفا ازمجرای شخصیت ها ی تاریخی خود قادربه این تغییراست. برخي ديگرادعا كردند همانطور كه درطبيعت قانون تكامل انواع وبقاي اصلح جاري است جامعه انساني نيزازآن قانون حركت ازهم جنس نامحدود به سوي تنوع محدود پيروي مي كند واينكه اقويا اصلح به بقا اند . آنها تلاش كردند با داروينيسم اجتماعي تاريخ و تحولات اجتماعي را به تفسيربنشينند. برخي هم با توسل به نظريه برتري ن‍ژادی سعي كردند نژادي را مامورومنجي انسانها معرفي نموده وبراين اساس به تفسيرتاريخ وتبيين آن بنشينند. گروهي نيزبا تمسك به شيوه توليد ونقش تعيين كننده آن درتكامل تاريخ وبا پيش كشيدن بحث تضاد ديالكتيكي تلاش داشتند تا قاعده مندي تاريخ رابااين متد كشف كنند. سرانجام برخي ديگرنفع جويي شخصي ولذت طلبي را ملاك همه اموروفعاليتهاي انسان ازاخلاق تا سياست واقتصاد برشمرده وسعی نمودند تا بدين ترتيب قواعد حاكم برتكامل جامعه بشري را تعبیرکنند... &lt;br /&gt;امادرواقع هیچیک ازباورهای پیش گفته ورای مرزهای تئوری تاکنون نتوانست درعمل به اثبات مدعای خود بپردازد.هریک ازباورهای فوق باطی منحنی صعود وسقوط درکنجی ازجغرافیا یا تاریخ دنیاماواگرفته وکمابیش قلمرومشخصی رابه خود اختصاص دادند. ممکن است یک دلیل این امرآن باشد که اساسا تفاوتی مهم بین انسان ودیگرموجودات( اعم ازجانداروبی جان) درطبیعت وجود دارد. قانون مندی درخصوص آن دسته ازامورصدق می کند که دارای شرایط ایستایی بوده ودرهمه مکانها وزمانها این شرایط تغییرناپذیرباشد. به عنوان مثال اگرازترکیب دوعنصرهیدروژن واکسیژن با مقدارمشخص آب بدست می آید. این قاعده درهمه مکانها وزمان ها ثابت است. اگرگیاهی درشرایط خاص رشد ونمو می کند یا حیوانی بطورغریزی نسبت به یک عمل واکنش مشخصی ازخود نشان می دهد این خصوصیات درهمه حال تغییرناپذیرو ثابت است. اما درانسان دو ويژگی اختصاصی است که آنرا ازسایر موجودات ممتازمی سازد . شاید به همین دلیل اگر درطبیعت قانونی حاکم است که با کشف آن بتوان طبیعت را مسخرنمود . این امردرمورد جامعه بشری بسیاردشواروای بسا ناممکن باشد. یکی ازاین دوویژگی منحصربه فرد انسانی «خرد» ودیگری« آزادی» است .&lt;br /&gt; خرد انسان درطول تاریخ ازاو موجودی پویا وغیرقابل محدودیت ساخته است.به نحویکه اگریک واقعه تاریخی به عینه درزمانهای مختلف تکرارشود معلوم نیست که انسان درهربرهه یک واکنش مشخص وثابت نسبت به آن بروزدهد . شاید ازهمین روست که برای تغییرویا تحول در شرایط اجتماعی ویا سیاسی حاکم بریک جامعه ازنسخه ای واحد که درجامعه دیگریا دردوره زمانی دیگر جواب داده نتوان بهره جست. بی پایگی جبرتاریخ ازهمین نکته روشن می شود . اتفاقا دومین ویژگی انسان یعنی آزادی اراده واختیاردربرگزیدن کنش ها وواکنش های زیستی نیزازهمین نقطه قابل درک است.درواقع آزادی بستری است که مایه پرورش خرد انسان می گردد.همانگونه که سلب آزادی اندیشه درعصرتاریکی بشررادرمحاق سکون وبلکه سیرقهقرایی درمشی انسانی غوطه ورساخت . به همان میزان گشودن قیدها ازدست وپای خرد وشناورشدن اندیشه دردریای آزادی موجب گشت انسان عصر نوزایی باگام های بلند ترقی قادربه دگرگونی مسیر سرنوشت خود گردد. اگربه مقایسه میزان رشد وتعدد مکتب های فکری ، درجه بالندگی علم ومیزان تحولات سیاسی واجتماعی درعصرتاریکی ودوران پس ازنوزایی برآییم بخوبی اذعان می کنیم که دوویژگی خرد وآزادی به چه میزان درتغییرسرنوشت انسان ها موثربوده است.&lt;br /&gt;یک نکته مهم دراین بحث آن است که توجه شود محدود ساختن خرد تنها ازناحیه حکومت های استبدادی ایجاد نمی شود بلکه این اسطوره چارچوب خود بند محکمی است که اندیشه را ازکارآمدی ذاتی اش بازمی دارد. اکنون که درکشورمان درحال طی دوره گذارمی باشیم . سزاواراست نیروهای اکتیو ونوپای جامعه بجای بازگشت به ذهنیات گذشتگان وهزینه کردن مجدد درباورهایی که درطول یک قرن اخیر میزان کارآمدی خود را به قیمت فداشدن جان انسان های بسیار درگستره زمین به نمایش گذارده اند باردیگردرصدد آزمودن آزموده ها برنیاییم. راه نومحتاج اندیشه ای نوبه نو است.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-116928215038742485?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/116928215038742485/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=116928215038742485' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/116928215038742485'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/116928215038742485'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2007/01/blog-post_20.html' title='خرد وآزادی'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-116825065474044207</id><published>2007-01-08T13:32:00.000+03:30</published><updated>2007-01-09T10:57:33.750+03:30</updated><title type='text'>طوق خونين ايدئولوژي</title><content type='html'>ازآن زمان كه دستوت دتراسي درنيمه دوم قرن هجدهم براي اول باراصطلاح ايدئولوژي رابكارگرفت . اين واژه تغييراتي را بخود ديد واز مفهوم اوليه اش تفكردرخصوص ايده هاي گوناگون بدون جانبداري خاص تا چارچوبي مشخص ازيك مكتب اعتقادي كه انسان رابه سوي اهداف آن راهنمون مي گردد راهي درازپيمود . اما همان گونه كه تعريف انديشه درحصارتنگ ايدئولوژي مسخ شد آرزوها وآمال بزرگ نيزدراين حصارچهره ديگرگرفت. يك برش ازوقايع سياسي قرن 20 موجد اين انگاره است كه اين سده ، قرن ظهوروسقوط ايدئولوژي هابود. ايدئولوژي ها به تناوب وتوالي ازاوايل اين قرن درقالب حكومت ها دركشورهاي گوناگون سربرآوردند وازچند سال تا چند دهه برسرنوشت ملتها سيطره يافتند ودرفرجام يك دوران خسارتبارراه افول درپيش گرفتند. درآن هنگام كه ملوانان بندركرونشتاد طليعه انقلاب اكتبررا بردميدند آرزوهاي دورودراز به گستره صدها قرن ازاشتياق فكري مزدك ويوتوپياي افلاطون گرفته تا خواست آناباپتيستها ي آلماني وخاطره خونرنگ بابوف فرانسوي و فراز به ياد ماندني مانیفست كه:« شما چيزي براي ازدست دادن جززنجيرهاتان نداريد.» جملگي درسرزمين رويايي سرخ ها جان گرفت. اين انقلاب موجي ازاميد وحركت درسراسرجهان براه انداخت اما افسوس كه همه آن آمال روياي نيمه كاره بيش نبود كه درقالب تنگ ايدئولو‍ژي تعبيري ديگريافت. فرجام چند دهه حكومت سرخ جزتلخ كامي رنگ وحشت وتروردرخاطرتوده ها چيزديگري بجاي نگذاشت. دترمينيسم تاريخي نه تنها دروازه هاي برابري رانگشود بلكه حزب برخوردارجاي طبقه حاكم نشست و جزانسانهاي قالبي ومحكوم به جزم انگاري وجزسايه سياه ومخوف پليس امنيتي كه حتي درپستوي خانه ها رسوخ مي كرد. جزكابوس گولاك وسرزمين پشت ديوارآهنين خاطره اي ديگر ازآن همه روياهاي رنگارنگ به يادگارنماند. دريغا كه عطش خونريزايدئولوژي با يك تجربه ويك سرزمين سيراب نشد واينگونه بود كه دردهه 30 ميلادي موسوليني وهيتلربه گونه اي ديگرآنرا درخدمت جاه طلبي ها ي خود نمودند . اين بارجنگ جهانگيردرافسون رسيدن به نا كجا آبادي ديگرشعله كشيد. امااگرفروريختن ديوارهاي آهنين 70 سال به طول انجاميد رها شدن انسانها ازچكمه ايدئولوژي فاشيسم وكوره هاي آدم سوزي ايدئولوژي نازيسم بيش ازيك دهه نپاييد. &lt;br /&gt;تنها اين دنياي صنعتي ونيمه صنعتي نبود كه ازدشنه زهرآلود ايدئولوژي زخمهاي ناسوربرجسم وجان داشت. جهان سوم تراژدي ايدئولوژي را دلخراش تربه واگويي پرداخت. قاره سياه پس ازدهه ها چشم دوختن به سرب داغ كه ازگردش خان هاي كلاشينكف بيرون مي جهيد ودرام آتش وخون كه جزافزودن دردي برآلام شان ثمري نداشت.همچنان اسير«پوست سياه وصورتكهاي سفيد» بود تا تنها دراواخرسده 20 ديده اش رابر منش ماندلا گشود ودريافت كه زنجيراستبداد رانه با طوق تازه اي بايد بركند بلكه راه نو به خلق هاي خسته ازستم مي توان هديه كرد. آمريكاي لاتين با فدا كردن قهرمانان اسطوره اي خود كه يادشان زينت بخش جان هاي پاك است  به واسطه اسارت درچنبره ايدئولوژي همچنان درحال تقلاي رهايي است واكنون ازارمغان ايدئولوژي جزجامعه فلاكت زده وفقير كوبا يادگارديگري نداردواين غصه راباقصه «صدسال تنهايي» فرياد مي كند. آنچه امروز دراين نيم قاره نشوونما مي نمايد تنها چهره هايي اند كه ديگرازگذشته ايدئولوژيك دوري جسته ويا پوپوليستهايي كه درصدد فريب تازه اند. آسيا شايد آخرين قرباني ايدئولوژي است كه ملتهاي مانده دربند آن افسوس كه تنها منتظرمعجزه اند. مرگ صدام ممتازازحاشيه ها نمودي ازپايان ديكتاتوري هاي متكي برايدئولوژي بود. حكومتي كه به مدد نيروي نظامي برسركارآمد با افيون ايدئولوژي بعث به تثبيت حاكميت جبارانه خود پرداخت . همان ايدئولوژي كه برداركردن مخالفين راتجويزمي كرد. همان ايدئولوژي كه كشتارجمعي مردم بي دفاع كردراتوجيه مي نمود. همان ايدئولوژي كه توسعه طلبي ودست اندازي به سرزمينهاي مجاوررابه بهانه عزت وسربلندي يك ملت روا مي داشت.همان ايدئولوژي كه بدست آوردن مخربترين سلاح ها راازتوجه به معيشت مردمي كه به نان شب محتاج بودند مرجح مي شمرد. همان ايدئولوژي كه سركوب مطبوعات واحزاب ونفي آزادي بيان رابه نام حفظ يك مكتب مجازمي شمرد. همان ايدئولوژي كه ميليشاي سرسپرده اش را به نام پايگاه مردمي خود دراجتماعات وسخنراني هاي تحريك آميزوجنجالي به نمايش مي گذارد. همان ايدئولوژي كه با برگزاري انتخابات نمايشي پشتيباني آراء مليوني مردم را ازشيوه حكومت خود به رخ جهانيان مي كشيد. سرانجام همان ايدئولوژي كه يك ديكتاتورراچون ناجي يك ملت بلكه ملتهاي ديگربه تصويرمي كشيد وحتي باسقوط ديكتاتورو باپايين كشيدن تنديس هاي او ازميادين وخيابانها وبرملا كردن گوشه هايي ازجناياتش هنوزآثارجانكاه ايدئولوژي به سبب مسخ روان وانديشه انسانها جمعي راروانه ميدان هاي انتحاري مي كند واينگونه است كه اين طوق خونين قرن بيست حتي با مرگ ديكتاتورآثارشوم خود راهمچنان ازپيكرانسان قرن 21 نيزبازنداشت. داستان مرارت بارايدئولوژي آموزه اي است تا بجان آمدگان ديكتاتورها براي رسيدن به آزادي دگربارمفتون اين ساحره تبه كردار نگردند. سزواراست انديشه را ازقالب تنگ ايدئولوژي رهانيد وراهكاررهايي رايافت ازهرانديشه كه مختوم به جزميت نباشد.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-116825065474044207?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/116825065474044207/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=116825065474044207' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/116825065474044207'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/116825065474044207'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2007/01/blog-post.html' title='طوق خونين ايدئولوژي'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-116740944601710650</id><published>2006-12-29T19:51:00.000+03:30</published><updated>2006-12-29T19:54:06.026+03:30</updated><title type='text'>جنبش دانشجویی اشتباه نکرد</title><content type='html'>مسوول دفترسیاسی نهضت آزادی طی اظهاراتی عبورازخاتمی وقانون اساسی رااشتباه جنبش دانشجویی خواند ووظیفه اصلی این جنبش را ارتقاسطح علمی دانشجویان دانست. به نظرمی رسداین اظهارنظردوشاخصه رادربطن خود نهفته دارد.&lt;br /&gt;نخست آنکه دانشجو نمی بایست سیاسی باشد. دیگرآنکه اگرسیاسی شد صرفا درچارچوبی که حکومت اجازه می دهد مشی کند.&lt;br /&gt; اگرچه مبرهن است کوشش علمی یکی ازوظایف اصلی دانشجویان است.وهرگاه امورجنبی مانع ازبحث وفحص علمی دانشجو گردد این به صلاح دانشجونیست وروشن است که جنبش دانشجویی درکنارمسوولیت های اجتماعی می بایست درپیشبرد کارویژه علمی دانشجویان نیزکوشا باشد . اماپیش ازهراظهارنظری درخصوص وضعیت حاکم بردانشگاه ودانشجویان می بایست پاسخ به چند پرسش مهم رایافت. درکشوری که نهادهای مدنی با سرکوب شدید حکومت مواجه اند ویکصد سال پس ازتدوین قانون اساسی هنوزحکومتگران دردرک این مهم که دست کم به اصول قانون جاری پایبند باشند ناتوانند. درشرایطی که احزاب واقعی فاقد امکان حضوردرجامعه وایفای نقش خود می باشند . درکشوری که احزاب به محض یافتن اندک جایگاهی درلایه های اجتماعی بااحضاروبازداشت فعالان خود و پلمپ دفاترواعلام انحلال تشکیلات مواجه اند. درکشوری که حکومت با به خدمت گرفتن پول نفت وانحصاررسانه های جمعی وتلاش دربستن هرمنفذی که قابلیت آگاهی بخشی به توده ها را دارد خواهان کانالیزه کردن افکارعمومی وسرکوب هرانتقاد یا اعتراض است. درچنین شرایط وهن انگیزو تاثرباری اگردانشگاه این یگانه دیده بیدارجامعه را هم ازآن بگیریم آیا دیگرامیدی به آینده این جامعه وسعادت آن خواهد بود؟ آیا فقدان این روزنه امید به معنای  منتظرماندن برای هدم تدریجی همه آثارباقی مانده از فرهنگ ، اقتصاد ، اخلاق ، سیاست وهستی یک ملت نخواهد بود؟ درشرایطی که احزاب قایل به حرکت درچارچوب حاکم نتوانستند کم ترین مطالبات خود را برآورده سازند وبه عنوان مثال تشکلی مانند نهضت آزادی برغم همه مسامحه ها وسازش ها نتوانست حتی یک نماینده روانه نهادهای به ظاهرانتخابی کند وبالاترین ثمره تلاش هایشان حیات حداقلی درعرصه سیاسی بی ترتب آثارملموس اجتماعی است. پس آیا این نوع اظهارنظرها ساری کردن این نخوت به سوی تنها اندام زنده جامعه نخواهد بود؟ آیا صحیح است جنبشی که پس ازسالهای درازاکنون راه خود رایافته وبی هیچ  ادعا درحال هزینه برای آزادی ملت است ترغیب به بازگشت ورجعت به راه طی شده نماییم؟ آیا بایست به جای جبران قصورخود دریاری رساندن به جنبش دانشجویی دردشوارترین شرایطش  وعقب ماندن خود ازسیرشتابان تحولاتی که درلایه های پنهان این جامعه درحال تکوین است به اظهاراتی دلمشغول شویم که تنها موجب تبرئه کم کاری هایمان باشد. شاید نگاه واقع بینانه آن باشد که اذعان کنیم جنبش دانشجویی ایران مایه مباهات ملت ایران است . این جنبش درشرایطی که تند بادهای سیاسی درختان تنومند ی ازاحزاب وگروهها را ازریشه متزلزل ساخته همچنان به عنوان تنها پرچم امید برافراشته است.  &lt;br /&gt;واما اینکه گفته شد که عبورازخاتمی وقانون اساسی اشتباه جنبش دانشجویی است. شاید اگردستاورد دولتی که مجلس وقوه اجرایی راوحمایت گسترده اجتماعی راو پشتیبانی افکارعمومی بین المللی را وامیدهای لگد مال شده بسیاری راداشت آن بود که دست کم جنبشی که دو خرداد را بعنوان یک پیروزی تحویل آنان کرد حفظ می نمود امروزدیگرجای این اعتراض شما نبود که بگویید چرا دانشجویان ازخاتمی عبورکردند. شاید اگرآنروزکه سرنخ قتلهای زنجیره ای برملا شد پی گیری آقای خاتمی تنها درحد دراختیارگرفتن یک وزارت خانه نبود اگرآن روزکه درکوی دانشگاه فاجعه آفریدند بجای سکوت آقای خاتمی دست کم درماتم کده دانشجو حضورمی یافت . اگرآن روزکه دانشجو فریاد می زد زندانی سیاسی آزاد باید گردد خاتمی نمی گفت کدام زندانی ودست یاری به دانشجویان ستم دیده می داد اگرآنروزکه مطبوعات را قتل عام کردند حرکتی ازرییس قوه اجرائیه مشاهده می شد. اگرآنروزمجلس اصلاحات می توانست ازاختیارقانونی خود استفاده نموده وقانون مطبوعات رااصلاح می نمود. ....شاید دیگرنیازی به عبورازخاتمی نبود. اگرپاسخ همه اینها آن است که همه نهادهای انتخابی این مملکت دربرابرنهاد غیرانتخابی فاقد قدرتند وامکانی برای برآورده ساختن مطالبات مردم ندارند پس باید اذعان شود که مشکل کشور ساختاری است ودربهترین شرایط که سرسپردن حاکمیت به قانون اساسی است بازبه لحاظ مکانیزمی که این قانون دراختیارنهادهای غیرانتخابی قرارمی دهد امکان هرگونه اصلاح درساختارمنتفی است .&lt;br /&gt;بااین همه دیگرچه جای هجمه به جنبش دانشجویی است که چرا ازخاتمی وقانون اساسی عبورکرد. درواقع این پرسش راباید جنبش دانشجویی ازگروه ها ونیروهایی مطرح نماید که فرجام اصلاحات شان آن شد که ازدل آن دولت نهم به ارمغان آمد. آیا این جنبش محق نیست که ازاین نیروها پرسش نماید بااین تجربه تلخ چرا بازهم براین طبل تهی می کوبید.&lt;br /&gt;بهترآن است که احزاب وگروهها به جای خرده گرفتن برجنبش دانشجویی ازبارمسوولیتی که به علت کم کاری خود بردوش این جنبش نهادند را با حضورفعال خود بکاهند. سزاوارآن است که گروه هایی که هنوزدرپی راه حل های ناکارابوده ودست کم ده سال ازحرکت روبه پیش جامعه عقب مانده اند گامهای خودراسریع ترنمایند نه آنکه مانع ازحرکت توفنده این جنبش شوند شاید اینها شایسته ترین خدمتی باشد که چنین گروههای سیاسی بتوانند نسبت به جنبش دانشجویی انجام دهند .&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-116740944601710650?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/116740944601710650/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=116740944601710650' title='2 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/116740944601710650'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/116740944601710650'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2006/12/blog-post_29.html' title='جنبش دانشجویی اشتباه نکرد'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>2</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-116667948076918217</id><published>2006-12-21T09:05:00.000+03:30</published><updated>2006-12-21T09:08:00.776+03:30</updated><title type='text'>دمکراسی آری یا نه؟</title><content type='html'>انتخاباتی دیگرشد وباردیگرتکاپوی جریان ها وگروههای سیاسی درقالب مواضع درقبال انتخابات وپیامدهای سیاسی آن ونیز نحوه برگزاری ونتایج آن پدیدارگردید.درداخل کشورگروه هایی نظیرجبهه دمکراتیک ایران وسازمان دانش آموختگان ادوارتحکیم به روشنی وبدورازقیدوشرط های بی ربط عدم شرکت خود درانتخابات را اعلام نمودند. آنان برمشکل اساسی کنونی یعنی ساختارسیاسی بعنوان سدی که مانع فایده بخشی انتخابات این نهاد برآمده از حکومت های دمکراتیک می باشد، تاکید کردند. ازسوی دیگرنیروهایی که شرط بقا خود درمدارقدرت را درگروحضوردرعرصه های حکومت ساخته می بینند باردیگربه مدد رسانه های خود هیاهوبرای هیچ رابراه انداختند تا درکشاندن بخشی ازاکثریت خاموش به پای صندوق های رای شریک اقتدارگرایان حاکم باشند.&lt;br /&gt;اماانتخابات اخیرنیزهمانند سایرانتخابات سال های گذشته بااعتراض به مخدوش بودن مقدمات آن وناسالم بودن شیوه های تبلیغاتی آغازوبااعتراف به تقلب ازسوی جریانهای شرکت کننده وناخشنودی درنتایج اعلام شده آن به پایان رسید. &lt;br /&gt;اکنون جای دارد تا ورای تحلیل های مقطعی ازنگاه راهبردی به این موضوع نگریسته شود.درحالی که انتخابات یک دستاورد حکومت های دمکراتیک است . آیا صرف برگزاری یک انتخابات (آنهم غیرآزاد وغیررقابتی ) کافی است که خود را دررده کشورهای دمکراتیک یا حتی بانصاب بیشترازآنان تلقی کنیم؟ درکشوری که مردم ازبسیاری ازحقوق ابتدایی شهروندی محرومند و نه تنها درعرصه مشارکت سیاسی وحق دخالت در تعیین سرنوشت کشور به شهروند درجه یک ودرجه دو تقسیم می شوند بلکه دراستفاده ازفرصتهای اقتصادی وشغلی ، حضوردرعرصه های فرهنگی واجتماعی وحتی ساحت علم ودانش نیزبه خودی وغیرخودی تفکیک می شوند. آیا اصلا قابل مقایسه با کشورهای دمکراتیک می باشیم تا اینکه بتوانیم مدعی شویم ازنصاب های آنان هم پیش تریم!! دردمکراسی های جهان افکارعمومی محق است به شیوه ای آشکاروآزاد ابرازشود. دردمکراسی های جهان ابزارمناسب برای ابرازافکارعمومی وجود دارد. مطبوعات آزاد ومستقل ازحکومت ، احزاب آزاد و انتخابات آزاد درزمره این گزینه ها می باشند. درآن  کشورها معضلی به نام زندانی سیاسی وجود ندارد. درکشورهای دمکراتیک یک کاست وطبقه ای برای فرمان دادن واقشاروطبقاتی برای فرمان بردن بدنیا نمی آیند. درحکومت های دمکراتیک برمناصب قدرت گروه اقلیت بجای اکثریت نمی نشیند. دراین کشورها اهرم های نظارتی برخاسته ازملت قدرت را ملزم به اجتناب ازخود سری ودیکتاتوری می نماید ودرهمه حال آنچه حرف اول وآخررا می زند قانون ومکانیزم ها ی نشات یافته ازآن است. درکشورهای دمکراتیک اگرگفته شود میزان رای ملت است واگرادعا شود که مردم پشتوانه حکومت اند آنوقت حکومت ازبرگزاری یک رفراندوم آزاد برای تعیین ساختارسیاسی مورد علاقه مردم به وحشت نمی افتد. حال با این توصیفات آیا این قیاس نابجا نخواهد بود که برای اثبات مشروعیت ومقبولیت ساختارآن را با حکومت های دمکراتیک مقایسه نموده وبلکه فراترازآنها توصیف نماییم.&lt;br /&gt;نکته مهمترآنکه این چه تناقضی است که هنگامی که ازلزوم استقرارنهادهای دمکراتیک وجامعه مدنی وحقوق شهروندی صحبتی به میان می آید دستگاههای تبلیغاتی حاکم یک پارچه درنفی وطرد شیوه دمکراسی سخن پراکنی  می کنند ومنبع مشروعیت حکومت رابه آسمان می برند اما زمانی که می خواهند دردنیا تصویری ازخود به نمایش آورند پارامترانتخابات را (که اجزای همین حاکمیت نیزدرکیفیت برگزاری آن حرف وحدیث های فراوان دارند) به رخ دنیا می کشند؟ آنچه دردنیای امروز پذیرفته شده آن است که دمکراسی( گذشته ازپسوندهای ضد ونقیض همچون مردم سالاری دینی) آخرین دستاورد بشردرشیوه اداره کشوردرراستای توزیع عادلانه قدرت است. هرراهکارسیاسی که مبتنی برشیوه های دمکراتیک نباشد ناگزیرازدیکتاتوری سربرخواهد آورد. این اصلی است که حکومتگران باید آنرادریابند ونه بعنوان یک فریب تبلیغاتی بلکه یگانه راه سعادت کشوروملت سربرآستان آن فرو آرند. چراکه درغیراین صورت ناچارند سنت تاریخ را به انتظارنشینند و چون سایر بناهای غیردمکراتیک دنیا شاهد اضمحلال کاخ استبداد باشند.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-116667948076918217?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/116667948076918217/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=116667948076918217' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/116667948076918217'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/116667948076918217'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2006/12/blog-post_21.html' title='دمکراسی آری یا نه؟'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-116586558426622115</id><published>2006-12-11T22:59:00.000+03:30</published><updated>2006-12-11T23:03:04.276+03:30</updated><title type='text'>پیام دانشجو درپلی تکنیک وتهران</title><content type='html'>به فاصله کمترازیک هفته ازشورآفرینی دانشجویان دردانشگاه تهران ، پلی تکنیک این آتشفشان جنبش دانشجویی دوباره فوران کرد. اهمیت حرکت دانشجویان تنها درآن نیست که عدم محبوبیت یک جریان سیاسی حاکم را درویترین افکارعمومی نهادند. ارزش این میتینگ دانشجویی محصوربه اثبات ایستادگی وزنده بودن آن جنبش نیزنمی باشد. آنچه حرکت دانشجویان را برجسته ترمی سازد آن است که نمایندگان حاکمیت را دربرابرواقعیات عریان جامعه و بدورازتبلیغات کاذب ومسموم بوقها وبنگاههای سخن پراکنی حکومتی نهاد. دانشجویان به حکومتگران اعلام نمودند که مطالبات مردم را نه درشعارهای جمعیت های دست چین شده ونه صف های استقبال تصنعی بلکه درحنجره رسا ی دانشگاه باید جستجو کنند. فریاد های دانشجویان گرچه آمیخته با خشم ودرد بود ونوعا درچنین فضاهایی کمترامکان پذیرش مطالبات برحق برای مخاطبان است . امابرای احمدی نژاد درورای این فریادها پیام روشنی  نیز قابل تشخیص بود.ازهمین روی احمدی نژاد خودرابرآمده ازدانشگاه خواند ودرد آشنای بی عدالتی ها موجود درجامعه . امامگرراه اثبات صداقت شعاردادن است. اگرکسی شعارعدالت ومبارزه با مفاسد اقتصادی سرمی دهد باید درعمل ثابت کند که شعارها تنها محدود به ایام انتخابات نیست ومواجهه با باندهای قدرت که به مدد رانت های سیاسی سالهای سال مشغول تجمیع ثروت شخصی اند تنها تا آنجا پیش نمی رود که با یک سخن یا پیام یا دستورمتوقف شود.اگر قراراست دانشجویان باورکنند که آنکه شعارمبارزه با قارون ها را سرمی دهد درعمل پایبند به شعارهای خود است باید ثابت شود که قارون ها درهرمقام ولباسی که باشند به میزمحاکمه آیند. باید قداست های کاذب رادرهم شکست. آنکه دیروزازتوزیع پول نفت درمیان توده ها می گفت وبحث مقابله با مافیای نفتی و... را سرمی داد باید اعلام کند که دراین کارنامه یک سال واندی چه نمره ای به خود می دهد. خصلت دانشجویی رانه دررویه های پوپولیستی بلکه باید درامثال«پیام دانشجو» سراغ گرفت که برعهد خود درمواجهه با صاحبان مکنت وقدرت استوارماند وهیچ عتاب ودستوری آنراازتداوم راه بازنداشت تا آنجا که تنها راه چاره رادرتوقیف وتعطیل آن دیدند. مصلحت جویی ومماشات طلبی ممکن است منتهی به کاخ قدرت شود اما به یقین راهی به پهنه عدالت خواهی نخواهد داشت.&lt;br /&gt;دانشجویان همچنین می خواهند بدانند که چرا برخلاف حقوق انسانی وقانونی شان به جرم حرف زدن یا فعالیت دانشجویی ازحق ادامه تحصیل محروم می شوند.چرا شماری ازدانشجویان هم اکنون درسلولهای حکومت محکوم به حبس اند. کیانوش سنجری ، کیوان رفیعی ، بهروزجاوید طهرانی ، امیرساران، مهردادلهراسبی ، عباس دلدارو...خیل فراوان دانشجویان وجوانان چه وقت ازرنج زندان رها می شوند و &lt;br /&gt;تا چه زمان باید به تاوان فکروسخن خود به صلیب صدایشان مصلوب شوند.آنکه برآمده ازدانشگاه است خواهان فضای بازسیاسی است، نمی شود که خواهان سرکوب دانشجویان باشد.آنکه برآمده ازدانشگاه است خواهان بال وپردادن به عرصه علم وتقدیرازساحت دانش است ، نمی شود که دسته دسته ازمفاخردانشگاه را خانه نشین کند. ازدانشگاه هرگزترویج جهل وخرافه برنمی آید. رساترین صدای دانشگاه آگاهی بخشی، صلح جویی وبشردوستی است. درطول تاریخ تنها دو گوهراست که مکرردرمکرر ازدانشگاه برمی آید آزادی ، عدالت .&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-116586558426622115?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/116586558426622115/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=116586558426622115' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/116586558426622115'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/116586558426622115'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2006/12/blog-post_11.html' title='پیام دانشجو درپلی تکنیک وتهران'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-116496480109826714</id><published>2006-12-01T12:48:00.000+03:30</published><updated>2006-12-01T12:50:01.110+03:30</updated><title type='text'>چه آتشی است نهفته دراین آذر</title><content type='html'>شاید گزاف نباشد که اگرعنوان شودازدیرباز گروههای دانشجویی هرماه مهررا چشم براه آذرآغازمی کنند. آبان رادرتدارک آذرپشت سرمی گذارند ودرآذر، گویی همه آنچه ازالتهاب این بغض فروخفته فریاد آزادی وعدالت که سالها درسینه جای داده اند را به شراره های آذرمی سپرند. شایدازآنروکه این ودیعه ای است که تاریخ به دستشان نهاده و ازهمان شانزدهم روزی که" سه قطره خون"صحن دانشگاه رارنگین ساخت آن میعاد به ثبت رسید. نسلهایی که دسته دسته آمدند ورفتند دست به دست وسینه به سینه آن راحفظ کردندواین پیمان راهمچون روحی که می بایست در کالبد دانشگاه حفظ شود به آیندگان سپردند.&lt;br /&gt; وشاید سینه آن معلم ازاین آذرآکنده بود که کلام درحنجره اش چنین" گر" می گرفت که:" اگراجباری که به زنده ماندن دارم نبود خودرا دربرابردانشگاه آتش می زدم همانجایی که آذرمان درآتش بیداد سوخت"&lt;br /&gt;اکنون اما چند صباحی است که دیگرمویه کردن برجان دادگان طلوع صبح راهم تاب نمی آورند. دیگراکنون تنها خاوران مزارممنوعه زاری برستمدیدگان نیست. داغداران کوی دانشگاه راهم حق دادخواهی بلکه سوگواری نیست.حکم کردند که اکبرمان را باجسم مجروح وقلبی مالامال ازعشق باید درسکوت وتنهایی درخاک سرد نهند. برفروهرهای به خون تپیده حق سوگواری درخانه شان هم نیست. و... دراین مرگ آباد چه عجب که دانشجو را به خانه اش هم راه ندهند. اگرسال گذشته به بهانه آلودگی هوا دانشگاه رادرروز16 آذرتعطیل کردند وبردرب آن زنجیرزدند ( شاید ازآن رو که مبادا این هوای تصفیه نشده ازدرورودی به فضای گورستانی دانشگاه رخنه کند وسکوت سنگین آنرا برهم زند.) اکنون دانشجورابه خانه اش راه نمی دهند تا هم دربیرون مجوزفریاد نداشته باشد وهم درخانه اش امکان ناله سردادن . دانشجورابه خانه اش راه نمی دهند تا اگربا اشغال مکان فعالیت امکان بالندگی افکارراازاوستاندند جایی برای آه کشیدن هم نداشته باشد. دانشجورابه خانه راه نمی دهند تا اگردرزندان گوهردشت زندانبان به دربند شدگان عقیده ونظربگوید شما درچشم من بدتراززندانیان موادمخدرومرتکبان به قتل هستید . دانشجو جایی نداشته باشد که براین ظلم فاحش مویه سردهد.دانشجو را به خانه راه نمی دهند تا اگردشنه تحجروارتجاع سینه اورادرید مامن وپناهی نیابد. دانشجو را به خانه اش راه نمی دهند تا اگردیگری را به نام دانشجو به مجیزه گویی وسرسپردگی به خداوندگاران زروزوروتزویرواداشته اند . دانشجونتواند ازکیان وعزت وشرف خود دفاع کند.&lt;br /&gt;دانشجو را به خانه راه نمی دهند تا دیگر16 آذری راشاهد نباشند. اماتوسن آزادی با چکمه وتازیانه رام نخواهد شد. این خاکسترسردی که برچهره دانشگاه پاشیده اند برباد خواهد رفت وشعله های آزادی وعدالت بازسربرخواهند کشید . این آتشی است که درنام این ماه  هم نهفته است شاید بتوان آنرا چندی درپس خاکسترنهان ساخت اما خاموشی آن هرگز.&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-116496480109826714?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/116496480109826714/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=116496480109826714' title='1 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/116496480109826714'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/116496480109826714'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2006/12/blog-post.html' title='چه آتشی است نهفته دراین آذر'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>1</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-116402703265635655</id><published>2006-11-20T16:17:00.000+03:30</published><updated>2006-11-20T20:16:44.713+03:30</updated><title type='text'>این دشنه سالهاست که درقلب ما نشسته ا ست</title><content type='html'>اکنون این سیاق را سالهاست که تیمار می بریم تا هرداغی را باداغ تازه تری مرهم نهیم. شاید ازهمین روست که دیگرگوش  جانمان را یارای شنیدن آهنگی کمترازطول موج فاجعه نیست.&lt;br /&gt;درابتدای راه ....هنوزدراندیشه بودیم که آیا برگریزان 60  فرجام توهم بهاربودیا کابوس بجای مانده از زمستان . و ....چون تابستان سیاه ازراه رسید هرآنچه درپستوی ناباوری ذهنمان زمزمه می کردیم به سیاهی یک تالم بزرگ عیان کرد.&lt;br /&gt; بگوشمان خواندند این خطای دیده است . چشمها رابایدشست. طور دیگری باید نگریست وآنگاه که نوشتیم :« ما نویسنده ایم» ... این بار چشمهارا بستند. مارابه میهمانسرای« یگانگی» بردند تا تفهیم شویم « هویت » مان چیست.&lt;br /&gt; نویسندگان بایست به ته دره هدایت می شدند تا پیمودن قله انسانیت را درسرنپرورند.&lt;br /&gt; چندی گذشت ، نزدیک بود ازاین باده مدهوش شویم که آیا دوم خرداد همان اول بهاراست ؟ واین باردشنه آجین کردن فروهرهای جاوید به یادمان آورد که دراین سرزمین چهارفصل سال تنها خزان است.  &lt;br /&gt;وبازیک تابستان و تلخی دیگر ... این بارداغ عزت ابراهیم نژاد رابردل سپردیم تا فراموش شود که فرَ وهر ها تا ابد زنده اند.&lt;br /&gt;یک سال  زیبا کاظمی ، یک سال اکبرمحمدی و ... اکنون دشنه برقلب دانشجو  توحید غفارزاده نشست. بازداغی را با داغ تازه تری فراموش می کنیم... اما نه سرانجام، بلکه این دشنه سالهاست که درقلب ما نشسته است .&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-116402703265635655?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/116402703265635655/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=116402703265635655' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/116402703265635655'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/116402703265635655'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2006/11/blog-post_20.html' title='این دشنه سالهاست که درقلب ما نشسته ا ست'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-116308987895201115</id><published>2006-11-09T19:55:00.000+03:30</published><updated>2006-11-10T10:05:37.030+03:30</updated><title type='text'>خبرآتش سوزی</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;سال گذشته درچنین روزهایی بود که کتابخانه دانشکده حقوق وعلوم سیاسی درآتش سوخت . علت آن نقص درسیستم برق عنوان شد. اکنون نوبت به دانشکده ادبیات دانشگاه تهران رسید که همان خبررا به یادمان بیاورد.&lt;br /&gt; دربرهه ای که عصردانایی است . عصرتجمیع وکلاسه کردن اطلاعات است. عصر فن آوری ودانش است. چه دردناک است که درکشورمان اگرخبری بگوش برسد یا محدود شدن راههای کسب آگاهی ، نظیرتوقیف مطبوعات ، محدودیت درنشرکتاب ، فیلترینگ سایتها و کمترشدن سرعت اینترنت باشد یابازداشت ومحاکمه اندیشه ورزان وسرمایه های فکری وعلمی جامعه ودرنهایت کوچ اجباری وبی پایان هرآنکه حرف وسخنی دارد ازاین کشور ویا درآتش سوختن گنجینه های علمی وتاریخی وفرهنگی وهرآنچه که تبیین کننده هویت ماست. چه سخت است که دراین زمانه تلاش مجدانه (!!) برای حاکمیت عصربی خبری برکشورمان اگرخبری هم بگوش برسد شنیدن دل نگرانی ها ی فرزندان این آب وخاک باشد ازاینکه چرا نمادهای فرهنگ وهویت ایرانی با طرحها وپروژه های بی حساب ( چه بسا حساب شده ) درمعرض ویرانی اند ودرمقابل ناشنوایی بی مرز وبلکه بی مسوولیتی غیرقابل وصف کسانی که مسوول می خوانندشان .&lt;br /&gt;راستی آیا این اندیشه ستیزان هیچگاه درخلوت شان ازخود نپرسیده اند که اگرچنین لیاقتی درما نیست که فضایی بسازیم تا معرفت، فرهنگ ودانش درآن شکوفا شود. اگرهنری نداریم جزپروبال دادن به خرافه هاو باورهای پوچ که به  قهقرا کشاندن جامعه وانزوای هرچه بیشترکشورمان دراین دنیا عمده ترین دستاورد آن است. اگرچنین ظرفیت وتحملی درمانیست که جزآنچه خود به جامعه دیکته می کنیم حرف واندیشه دیگری را بشنویم ومی پنداریم تدبیردریک جامعه انسانی هم مانند جنگل است که تنها قانونی که شایسته آن است زورمداری است. دست کم سرمایه های معنوی که ازپیشینیان به ودیعه نهاده شده را حفظ کنیم.&lt;br /&gt;آیا حفظ این سرمایه ها حق مسلم مردم ما نیست . آیا بخش اندک ازپول نفتی که سالها است سفره این ملت را به انتظارنشانده نمی بایست دراین راه مصرف شود.&lt;br /&gt;...درمصاف بهت واندوه خبر( وردیه خواندنی آن ) راازنظرگذراندیم . مثل خیلی ازخبرها که این روزها به سرعت فراموش می شوند .  آتش سوزی درکتابخانه دانشکده ادبیات ....(همان آتشی که هرروزبه نوعی برجانمان شراره می زند.)&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-116308987895201115?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/116308987895201115/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=116308987895201115' title='3 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/116308987895201115'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/116308987895201115'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2006/11/blog-post.html' title='خبرآتش سوزی'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>3</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-116171397729578008</id><published>2006-10-24T21:46:00.001+03:30</published><updated>2006-10-24T21:59:38.166+03:30</updated><title type='text'>آفتی به نام پوپولیسم</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;برخی واژه ها درپس ترجمان اولیه خود بارمفهومی دیگری را پی می جویند. بعنوان نمونه کلمه استعماراگرچه درمعنا طلب عمران وآبادی است اما ازلحاظ کاربردی درجایگاه به یغمابردن وچپاول می نشیند. درزمره این نوع واژگان باید ازپوپولیسم نام برد. این لفظ گرچه مردم گرا معنا می شود اما این مردم گرایی نه به مفهوم اراده ای برای مردم ودرخدمت آنان بلکه تعبیرصحیح ترآن عوام گرایی وبلکه مردم فریبی است. هرچند ازشیوع این مشی دردنیا بیش ازهفتاد وچند سال نمی گذردوسایه آن ازآمریکای لاتین تا اروپای شرقی رادرنوردیده است. اما هرگاه از این رویکرد سخنی می رود بیش ازهرکس وهرجا دولت خوان پرون درآرژانتین به اذهان تبادرمی گردد. فردی که توانست بیش از 30 سال بااین رویکرد هژمون سیاسی خود رابردیگرنیروهای سیاسی این کشورحفظ نماید . اما درپایان آنچه ازاین سیاست عاید این کشورشد رتبه ای ممتازالبته درصف یکی ازمقروض ترین کشورهای جنوب وبازهم شکاف طبقاتی ومحرومیت مردمی بود که درتبلیغات وانمود می شد هدف سیاستها حمایت ازآنهاست.&lt;br /&gt;درکشورمان اگرنگاهی به رخدادهای سیاسی ازسال 84 به بعد داشته باشیم ردپای این مشی درحاکمیت رابخوبی می توانیم تمییزدهیم. دریک بازخوانی از انتخابات نهم ریاست جمهوری صرف نظر از تقلبات انتخاباتی که درجای خود قابل بحث است آنچه که مشهوداست رواج شعارهای پوپولیستی است که درکسب آرا نقش تعیین کننده ای برجای نهاد. ازفردای پایان انتخابات این رویه جایگاه مهمی درسیاستهای حاکم یافت. بنحویکه چه درعرصه بین المللی وچه سیاستهای داخلی ونیزبلحاظ جهت گیری های اقتصادی وبرخوردباپدیده های اجتماعی تنها محوری که توجیه کننده سیاستهاست مشی پوپولیستی است. ازمسایل کوچک نظیر عدم تغییرساعت درابتدای سال شمسی ( که هیچ پشتوانه کارشناسی باخودنداشت اماباعلم به این قضیه بودکه عوام به شکل سنتی مخالف این تغییرند) تا مسایل کلان درپرونده های بین المللی ( که عوام مایلند یک تصویر قدرقدرتی به دنیا نمایش دهند بدون توجه به تبعات ومسایل پشت پرده) تا مسایلی نظیرآنچه که به انقلاب بورکراتیک! لقب یافت . ( بهم ریختن نظام اداری به این دلیل انجام شد که یکی ازنارضایتی های عمومی متوجه سیستم اداری است پس اکنون که تفکرمبتنی برکارکارشناسی برای اصلاح این سیستم وجود ندارد باید آنرا درهم ریخت. اثرابتدایی این رویه آن می شود که کارشناسان به مخالفت برخیزند وهنگامی که مجریان به دفاع ازرویکرد خود برمی آیند برآیند این مباحث درافکارعوام آن خواهد بود که مردم تصورمی کنند اراده ای برای تغییرنظام پرمساله اداری وجود دارد اما کارشناسان که اتفاقا(!) جهت گیری سیاسی شان با این اراده هم جهت نیست با آن مخالفت می ورزند. پس نتیجه یک پیروزی دیگر برای پوپولیستهااست. این رویکرد حتی درمسایل ورزشی هم نمایان است. وقتی دوتیم پرطرفدارپایتخت (استقلال وپرسپولیس) بدلیل عملکرد تماشاگران دریک بازی ازتماشاگرمحروم می شوند . ناگهان اعلام می شود که به مناسبت عید فطراین مجازات ازسوی کمیته انضباطی بخشوده شد. جالب اینکه چنان شتابزده عمل می شود که فرصت هماهنگ کردن مساله با اعضای کمیته مزبورنیست ووقتی از رییس آن کمیته  درخصوص این تصمیم پرسش می شود اظهاربی اطلاعی می کند ودبیرفدراسیون ترجیح می دهد موبایل خودرا خاموش کند تا با این پرسش مواجه نشود!وباز اعلام دوروز تعطیلی پس ازعید فطرنیز درهمین راستا قابل تعمیم است.&lt;br /&gt;بنابراین چنانچه بسیاری ازسیاستهای اعجاب آوروپرسش برانگیزکنونی رادرهمه زمینه ها با این محک رویه پوپولیستی درنظربگیریم درآنصورت تفسیرآن بخوبی روشن وگره ازمعماها گشوده خواهد شد.ایراد سیاستهای پوپولیستی آن است که پس ازمدتی ماهیت آن برای توده ها نیزروشن شده وموجب رویگردانی مردم ازبانیان این سیاست ها می شود اما شاید این بهره برداری کوتاه مدت ازاین رو برای بانیان این سیاست غنیمت است که به تصورآنان پیش ازاین آنها توانی برای رقابت درعرصه هایی که به رای مردم نیازاست نداشتند لذا گرچه این رویکرددردرازمدت غیرقابل استفاده خواهد شد امادر کوتاه مدت آنچه که درگذشته ازآن بی بهره بودندرا به آنها می بخشد. نکته مهم دیگراینکه سیاست پوپولیستی درفقدان قدرت کاریزماتیک برای این دسته ازنیروهای سیاسی بسیارحیاتی است. یک جهت دیگراتخاذ چنین سیاست ازجانب برخی ازنیروهای حاکمیت آن است که این نیروها شانسی برای موفقیت خود درجذب نیروهای روشنفکروجوانان نمی یابند ازاین رو با این سیاست بسیج عوام را سرلوحه برنامه های خود قرارداده تابدین وسیله به مصاف با نیروهای مترقی جامعه آیند.&lt;br /&gt;اکنون به نظرمی رسد با توجه به مضرات این سیاستها برای کشوروضربات مهلکی که به ساختارهای اجتماعی – اقتصادی وفرهنگی وارد خواهدشد مهمترین رویکرد نیروهای فرهنگی وسیاسی کشوردرمواجهه با این آفت روشنگری دربین مردم باشد. ای بسا به دلیل فهم همین مساله است که پوپولیستها سعی می کنند هرچه بیشتروسایل اطلاع رسانی را درانحصارخود ساخته وهم خودراصرف محدودسازی همه ابزارهایی می نمایند که می تواند دراین مهم کارسازباشد ازقبیل احزاب ، مطبوعات ، اینترنت ، ماهواره &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-116171397729578008?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/116171397729578008/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=116171397729578008' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/116171397729578008'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/116171397729578008'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2006/10/blog-post_116171397729578008.html' title='آفتی به نام پوپولیسم'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-116049607742300956</id><published>2006-10-10T19:28:00.000+03:30</published><updated>2006-10-10T19:31:17.436+03:30</updated><title type='text'>کیانوش بازهم بازداشت شد</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;دراواخرسال پرماجرای 78 دردفتراستیجاری که به جهت انتشارروزنامه گزارش روزدراختیارداشتیم جلسات تشکیلاتی راهم برگزارمی کردیم. کیانوش را اول باردرآنجا دیدم . 16-17 سال بیشترنداشت. آنروز قامت او به رشیدی امروزش نبود.اما دربیان نظراتش ازهمان زمان زبانی گویاداشت. اشتیاق شدید به فعالیت سیاسی که دربین همه بچه های سازمان دانش آموزی مشهود بود دراونیزنمودبارزی داشت. تجمعی نبود که او حاضرنمی شد. بعدها درجبهه متحد دانشجویی هم فعالیت بسزایی نمود ونیزجبهه دمکراتیک ایران .ازجمله کسانی بود که مرارتهای بسیاردرزندان کشید وهمین فشارهای روحی گوناگون موجب شد تا چند باراقدام به خودکشی کند. تمام این سختی ها اما موجب نشد که عزم ترک وطن کند و ترجیح داد چون شماری دیگرازمبارزین درکشوربماند وتا حد امکان به تلاش دردفاع ازحقوق انسانهای تحت ستم وروشنگری افکارعمومی اقدام نماید. آخرین بارکه اززندان آزاد شد سال قبل درچنین روزهایی بود او رابه اتهام ناروای ارتباط با گروههای مسلح بازداشت وپس ازماهها حبس وفقدان مستندی درخصوص این اتهام بی اساس آزادش کردند. اخیرا او به اطلاع رسانی درخصوص ماجرای فقیهی به نام بروجردی که اعتقاد داشت دین سیاسی به دین سنتی لطمه زده و دین باید ازسیاست وحکومت جدا بماند علاقه نشان دادو درحین تهیه گزارشی ازاین قضیه نیز بازداشت شد. مساله این روحانی ودیگرحوادث ماه های اخیرکه توجه برخی محافل سیاسی را معطوف خود نمودبهانه ای شد تا کیفیت نگرش های جریانات سیاسی درشرایط کنونی موردتوجه قرارگیرد که به اختصاراشاره می گردد.&lt;br /&gt;برخی معتقدند ازآنجا که نیروهای روشنفکرنتوانستند یخ انجماد توده ها راذوب کنند پس یا باید به راه حلهای فراملی اندیشید یا باید نیروی محرکی را سراغ نمود که قادربه ارتباط وتحرک توده ها باشد. ازآنجا که راه حلهای فراملی منجربه نتایج پیش بینی نشده می گردد پس باید به سوی نیروهایی رفت که اگرچه نتوانند چراغ دمکراسی را برافروزند اما دراستارت زدن حرکت توده ها می توانند موثرباشند.&lt;br /&gt;عده ای دیگربراین باورند که دمکراسی خواهی می بایست حرکت رو به پیش باشد وکنشهایی مشابه سیاست نپ ممکن است دردگرگونی وضعیت سیاسی موثرباشد اما این تحول الزاما رو به پیش نخواهد بود مادامی که فرهنگ وبسترفرهنگی دمکراتیک گسترده ونهادینه نشود هرتحول سیاسی تنها تغییرشکلی وصوری خواهد بود وپس ازمدتی محتوای ضد دمکراتیک با نام جدید بازتولید خواهدشد. لذا سخن برآن است که اگرنیروهای دیگری علاوه برروشنفکران بخواهند وارد این کارزارشوند سدو منعی وجود ندارد اما نمی توان انتظارداشت که روشنفکران بعنوان سیاهی لشکرآن نیروها عمل کنند وآزموده را دیگرباربیازمایند. البته این مباحث درنیروهایی که وزن بیشتری به لحاظ پایگاه اجتماعی دارند یعنی تحول گرایان مطرح است ودیگرنیروها نظیراصلاح طلبان که اکنون بعنوان نیروهای فرعی ودرمحاق اند با مباحثی دیگری ازاین قبیل مواجه اند که:&lt;br /&gt; برخی معتقد به سیاست ورزی اند ومرادشان ازاین لفظ همانا  مماشات با اقتدارگرایان به جهت حفظ اندک پایگاهها قدرت ونیزمحفوظ نگاه داشتن حیات سیاسی لاروگونه خود اند.&lt;br /&gt; برخی که تاحدزیادی ازرفرم گرایان عبورکرده اند نیزبراین باورند که مادام که قدرت بی حسابی به نام پول نفت دردست حکومت است ازسیاست گفتن فایده ای عاید نمی شود. چون این منبع ثروت، شرایط ارباب رعیتی رابین دولت وملت حاکم می نماید. بنابراین یا باید کاری کرد که این پول نفت بین مردم مستقیماتوزیع شود تادرموقعیت نسبتا متعادل قوای دولت وملت والتزام یافتن حکومت به مراعات قواعد جامعه مدنی  پابه عرصه سیاسی نهاد و یا( لابد) باید به انتظارنشست تا کی این ثروت ملی بپایان رسد وآنگاه می توان به سیاست  اندیشید.این اندیشه ورای راه حلهایش گرچه بخشی ازحقیقت رادرخود دارد اما بطرزآشکاری به مساله مهم تریعنی نقش فرهنگ وباورهای خرافی که یک پایه اصلی وضع کنونی وزمینگیرشدن توده هاست را نادیده گرفته است.&lt;br /&gt;دراین اوضاع واحوال نیروهای  محافظه کارحاکمیت نیزبه سوی یک دوقطبی غیرمنعطف پولاریزه می شوند. دریک سونگرش میلیتاریستی با دغدغه آرمانهای انقلابی که اکنون به شدت درظل منافع اقتصادی رنگ می بازد به بازسازی همان استراتژی که اول بارازسوی رقبای رفرمیست آنان مطرح شده بودیعنی به فتح سنگربه سنگرمشغولند .&lt;br /&gt; ازدیگرسو جبهه روحانیان که خود دستخوش شکافهای داخلی "رجعت – نوسازی" است، با جدی گرفتن خطرتهدیدات بین المللی واولویت دادن به حفظ آنچه که ام القرا می خوانند ازیکطرف در پی گریزازشرایط بحرانی بین المللی اند وازطرف دیگردربرابرغولی که مدتی است ازچراغ خارج شده وشاید تا دیروزآنا ن را تنها درحد گارد محافظ تلقی می کردند دراندیشه وبیمناکند.&lt;br /&gt;دراین بین کسانی که به باورغالب مردم وافکارعمومی بین المللی دربسیاری ازسیاستها وتبعات آن ازابتدای انقلاب تا جنگ وتبعات خسارتبارش نقش اصلی راداشته اما همواره خود را شماره 2 تلقی می نمودند نیزباردیگرمترصدند تا با سود جستن ازشرایط پیش آمده داخلی وبین المللی مجددا موقعیت ویژه خودرا حفظ نموده وبزعم خود قدربینند وبرصدرنشینند.&lt;br /&gt;درچنین شرایطی جوانان پرشوری چون کیانوش سنجری وامثال او درمسیرزندان ومیدان مبارزه داثما درآمد وشد می باشند واین روند آنچنان تکراروعادی شده که گویی دیگربازداشت این افراد حیرت وواکنش چندان نمی یابد. شاید در چنین وضعیت نگران کنند ه است که حاکمیت می تواند فاجعه ای چون جان دادن یک زندانی (یک اسیر) همانند اکبرمحمدی وفیض مهدوی را بی آنکه طوفانی درجامعه بپاکند ازسربگذارند. اما تا چه زمان این شرایط دوام خواهد داشت ، پرسشی است که پاسخ آن درگروعزم توده ها ست.&lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-116049607742300956?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/116049607742300956/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=116049607742300956' title='4 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/116049607742300956'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/116049607742300956'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2006/10/blog-post_10.html' title='کیانوش بازهم بازداشت شد'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>4</thr:total></entry><entry><id>tag:blogger.com,1999:blog-35482658.post-115995649761828544</id><published>2006-10-04T12:44:00.000+03:30</published><updated>2006-10-04T13:38:17.626+03:30</updated><title type='text'>تولد دوباره</title><content type='html'>&lt;div align="right"&gt;بعد ازپرشین بلاگ وبلاگفا تصمیم گرفتم این باردربلاگر بنویسم. تردید ندارم که با وضعیت فعلی این وبلاگ هم عمرچندانی نخواهد داشت اما می خواهم ازمنفذها وروزنه های کوچک هم تنفس کنم.مگرنه اینکه مرزحیات وممات نفس کشیدن است .تصورمی کنم می نویسم پس هستم.ضمنا مطالبی که ازاین پس دراین وبلاگ منتشرمی شود عینا در&lt;a href="http://rozane1.blogfa.com"&gt;آدرس قبلی &lt;/a&gt;هم می آورم هم بدلیل اینکه ممکن است دربرخی شهرهای کشور هنوزسایه فیلترینگ گسترش نیافته باشد وهم ازاین روکه درخارج از ایران وحتی بابکارگیری شیوه هایی درداخل نیز قابل مشاهده &lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;است.فعلا آخرین پست وبلاگ قبلی ام را به عنوان استمرارآن روش دراینجا می آورم&lt;/div&gt;&lt;div align="right"&gt;روزگاری با واژه ستاره آسمان تداعی می شد. با یاد آسمان نگاه هامان اوج می گرفت . وبرپهنه آن فراز، چه امیدها وآرزوهایی که جان می یافت.&lt;br /&gt;آن وقتها ستاره بودن یک کمال بود. ستاره شدن یعنی درخشیدن درعرصه ها، ماه مجلس شدنها وآدمها اگرستاره نبودند دوستدارش بودند.&lt;br /&gt;درایامی آسمانی دیدنی تربود که دامانش پرستاره بود. دلشدگان ستارگان را درپی طالع خود رصد می نمودند.درجات با ستاره ها رفیع ترمی شد ومکانها با ستاره مجلل تروگرانبها تر...&lt;br /&gt;اما...در این روزگارمن وما درپیچا پیچ بی روح معاش آنچنان ره گم کرده ایم که دیگرشبها کسی درجستجوی ستاره به آسمان نظرنمی کند.&lt;br /&gt; درآن سنگین دقیقه ها که انسانهایی چند با دست شستن ازلذت زندگی درتنگنایی به نام سلول به سقف بی روزن شب چشم می دوزند، کسی به یاد ستاره نیست.&lt;br /&gt;آن لحظه های پرتعب که اکبر، فیض ، مهرداد یا آن دیگری باشماره آخرین نفس هاشان به ستاره ها جان می دهند،آن دم که انسانی نحیف را که تنها سنگینی اش کوله باراندیشه ودرد است برچوبه داربالا می کشند.ما درزیرسقف خانه ها مان به آسودگی باده نسیان سرمی کشیم یا اگرنگاه ودستی هم به سوی آسمان است ازآن روست که شکرمی کنیم طاعت برده ایم!&lt;br /&gt;دیگراین روزها حرفی ازستاره نیست...&lt;br /&gt;این روزها اگرستاره ای هم باشد مفهومش آن است که باید تعهد بسپری که درهنگامه تحصیل به یاد مردمت وکشورت نباشی.&lt;br /&gt;این روزها اگرستاره ای هست معنایش آن است که به تاوان بیداری ات دیگرحق نداری دردانشگاه تحصیل کنی .&lt;br /&gt; این روزها اگرستاره ای هست یعنی تومحکومی به تقاص درک وفهمت ازشرایط جامعه وسیاست ازحقوق اجتماعی محروم شوی.&lt;br /&gt;....این روزها با واژه ستاره ساقط شدن تداعی می شود . با یاد سقوط نگاه ها مان به سرزمینی که دوستش داریم می افتد وای دریغ که برپهنه این سرزمین، چه امیدها وآرزوهایی که جان می دهند. &lt;/div&gt;&lt;div class="blogger-post-footer"&gt;&lt;img width='1' height='1' src='https://blogger.googleusercontent.com/tracker/35482658-115995649761828544?l=rozane1.blogspot.com' alt='' /&gt;&lt;/div&gt;</content><link rel='replies' type='application/atom+xml' href='http://rozane1.blogspot.com/feeds/115995649761828544/comments/default' title='نظرات پيام'/><link rel='replies' type='text/html' href='http://www.blogger.com/comment.g?blogID=35482658&amp;postID=115995649761828544' title='0 نظر'/><link rel='edit' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/115995649761828544'/><link rel='self' type='application/atom+xml' href='http://www.blogger.com/feeds/35482658/posts/default/115995649761828544'/><link rel='alternate' type='text/html' href='http://rozane1.blogspot.com/2006/10/blog-post.html' title='تولد دوباره'/><author><name>محمد مسعودسلامتی</name><uri>http://www.blogger.com/profile/15516865065021071141</uri><email>noreply@blogger.com</email><gd:image rel='http://schemas.google.com/g/2005#thumbnail' width='22' height='32' src='http://www.sharemation.com/smd1/m22.jpg'/></author><thr:total>0</thr:total></entry></feed>
